دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

میلاد حضرت علی (ع)

میلاد حضرت علی (ع)
میلاد حضرت علی (ع)

کلمات کلیدی :پيامبر اسلام، حضرت علي(ع)، سيزده رجب، حضرت علي (ع) قبل از هجرت، حضرت علي (ع) بعد از هجرت، علي (ع) بعد از وفات پيامبر

نویسنده : محمد هادي عالمي

میلاد حضرت علی (ع)

حضرت علی (ع) در سیزده رجب سال سی‌ام عام الفیل در خانه کعبه متولد شد[1]. نام مادرش فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب نام داشت، آن حضرت در بیست و یکم ماه رمضان المبارک در سال چهل هجری در شهر کوفه به شهادت رسیده و در نجف به خاک سپرده شد. ما در این مقاله دوران زندگی آن حضرت را در دو بخش معرفی می‌کنیم.

حضرت علی (ع) قبل از هجرت

دوران کودکی علی (ع) در دامان پیامبر گرامی اسلام و خانه ایشان سپری گشت. مورخان در این زمینه می‌نویسند:« یک سال قحطی بزرگی در مکه رخ دد، در آن زمان ابوطالب عمری پیامبر دارای عائله زیاد و هزینه سنگین بود. پیامبر به عموی خود عباس پیشنهاد کرد که برای بهتر شدن اوضاع مالی ابوطالب هر کدام فرزندی از وی را تحت تکفل بگیرند؛ عباس با موافقت ابوطالب، جعفر را به نزد خود برد و پیامبر نیز حضرت علی را به خانه خودش برد. حضرت علی (ع) در خانه پیامبر بود تا اینکه، حضرت به نبوت مبعوث شد و علی (ع) او را تصدیق و از او پیروی کرد.»[2]

خود آن حضرت درمورد آن دوران می‌فرماید:«....من همچون بچه‌ای که به دنبال مادرش می‌رود همه جا همراه او می‌رفتم، هر روز یکی از فضائل اخلاقی خود را به من تعلیم می‌کرد و دستور می‌داد که از آن پیروی کنم.»[3]

در کتب صحاح اهل سنّت روایت شده که وقتی جبرئیل برای نخستین بار بر پیامبر نازل گردید و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت، علی (ع) در کنار پیامبر اسلام بود»[4]

یکی دیگر از مفاخر حضرت اینست که اولین مرد مسلمان است؛ و تواریخ شیعی بالاجماع و تواریخ اهل سنت نیز در بسیاری از منابع خود این مطلب را تصریح نموده‌اند. پیش از همه خود پیامبر اکرم به پیشقدم بودن علی (ع) اشاره می‌کند، که در میان جمعی از یاران خود فرمود:

«نخستین کسی که در روز رستاخیز با من در کنار حوض ملاقات می‌کند پیشقدمترین شما در اسلام، علی بن ابیطالب است»[5]

دیگر اینکه پیامبر اسلام در مهمانی بستگان خود که تمامی آنها را به اسلام دعوت کرد، کسی جز علی (ع) دعوتش را اجابت ننمود؛ که پس از سه بار اعلام حمایت علی (ع) از پیامبر، حضرت دست خود را بر دست علی زد و دو جمله تاریخی خود را در مجلس بزرگان بنی‌هاشم فرمود:

«هان ای خویشاوندان و بستگان من! علی برادر و وصی و خلیفۀ‌ من در میان شماست»[6]

از مفاخر علی (ع) نمی‌توان در یک مقاله کوتاه سخنی گفت، لکن به اختصار به برخی از آنها اشاره می‌شود.

آیه 207 سورۀ مبارکه بقره

«وَ مِنَ النّاسِ مَنّ یَشّری نفسه ابتغاءَ مَرضاتِ الله والله رَؤوفُ بِالّعِباد»

«بعضی از مردم با ایمان، جان خود را برای کسب خشنودی خدا می‌فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است».

که عموم مفسّران از جمله مفسران اهل سنت قائلند که این آیه دربارۀ فداکاری بزرگ علی (ع) در لیلة المبیت ( آن شبی که بجای پیامبر، علی (ع) خوابید تا حضرت به مدینه هجرت کنند) نازل شده است.[7]

حضرت علی (ع) بعد از هجرت

یکی از افتخارات حضرت علی (ع) این بود که عقد اخوت او با پیامبر گرامی اسلام بود. پیوند برادری از اصول اجتماعی آئین اسلام است. پیامبر پس از ورود به مدینه دستور داد تا بین مهاجران و انصار، پیمان برادری بوجود آید، البته هر دو نفری که با هم برادر می‌شدند، از نظر کمالات و فضیلت شبیه هم بودند، پس از آنکه برای هر کدام برادری تعیین کردند، علی (ع) که تنها مانده بود با چشمانی اشکبار به حضرت عرض کرد:

«بین من و کسی برادری برقرار نکردی!»

حضرت رسول فرمودند:

«تو برادر من در دو جهان هستی.»[8]

این موضوع میزان فضیلت علی (ع) را به خوبی نمایان می‌کند.

علی (ع) در بیست و شش غزوه همراه پیامبر بود و فقط در غزوۀ تبوک که بیم آن می‌رفت، منافقان در غیاب پیامبر در مدینه توطئه کنند، حضرت علی (ع) به دستور پیامبر در مدینه ماند.[9]

در جنگ بدر که در سال دوم هجرت رخ داد، علی (ع) در جنگ تن به تن با ولید، دائی معاویه روبرو شد و بلافاصله وی را از پای درآورد. سپس به کمک همرزم خود عبیده رفت و عتبه که جد معاویه بود را نیز به هلاکت رساند. مرحوم شیخ مفید، نام سی و شش تن از کشتگان مشرک جنگ بدر را می‌نویسد:« راویان شیعه و سنی به اتفاق نوشته‌اند که این عده را علی بن ابیطالب (ع) شخصاٌ کشته است، به جز کسانی که در مورد قاتل آنان اختلاف است و یا علی در کشتن آنان با دیگران شرکت داشته است.»[10]

،در جنگ احد نیز که در سال سوم رخ داد حضرت علی (ع) تمامی پرچمداران قریش را که از قبیله بنی عبدالدار و معروف به شجاعت بودند، به هلاکت رساند، یکی از مورخین می‌گوید:

«کسی که پرچمداران قریش را شکست داد علی (ع) بود...پیامبر اسلام گروهی از مشرکین را مشاهده کرد که عازم حمله بودند به علی (ع) دستور داد به آنان حمله کند، علی (ع) نیز با حمله به آنان و کشتن چند تن، موجبات متفرق شدن آنان را فراهم کرد، باز گروهی دیگر آمدند و علی (ع) مجدّد به دستور پیامبر به آنان حمله کرد. در این هنگام فرشته وحی به پیامبر عرض کرد:

«این نهایت فداکاری است که علی (ع) از خود نشان می‌دهد».

رسول خدا فرمود:

«او از من است و من هم از او هستم».

در این هنگام صدائی از آسمان شنیدند که می‌گفت:

« لاسیفَ إلّا ذوالفقار ولافَتی اِلّا علی»[11]

«هیچ شمشیری جز ذوالفقار و هیچ جوانمردی جز علی نیست»

در جنگ خندق نیز علی (ع) با جنگاور عرب "عمرو بن عبدود" مبارزه کرد و او را از پای درآورد، پیامبر اسلام در مورد علی (ع) می‌فرماید:

«لمُبارزة علیّ بن ابیطالب لَعمْرو بن عَبدِوَد یومَ الخندقِ أفضَلُ من أعمال أمّتی إلی یوم القیامه»

«همانا مبارزه علی (ع) با عمروبن عبدود در روز (جنگ) خندق برتر از اعمال امت من تا روز قیامت است».[12]

جمله پیامبر درمورد علی (ع) در جنگ خیبر نیز که فرماندهان اعزامی حضرت، موفق به فتح برخی از قلعه‌ها نشده بودند، از دیگر افتخارات علی (علیه السلام) است؛

«فردا این پرچم را بدست کسی خواهم داد که خداوند این دژ را بدست او می‌گشاید، کسی که خدا و رسول خدا را دوست می‌دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست می‌دارند».[13]

علی (ع) بعد از وفات پیامبر

پس از رحلت رسول خدا، با اینکه در حجة الوداع علی (ع) بعنوان خلیفه معرفی شده بود و جمله معروف:

«مَن کنتُ مولاه فهذا علیُ مولاه»

را تمامی مردم شنیده بودند. از دور علی (ع) پراکنده شدند و بیست و پنج سال حضرت، خانه نشین شد. و در این مدت علی (ع) به تصریح خودش برای حفظ اسلام و محکم شدن پایه‌های دین سکوت کرد.[14]

بعد از آن زمان طولانی و تاریک، مردم مجدداٌ به حضرت روی آوردند، لیکن پس از قبول خلافت با بی‌مهری یاران و کینه‌توزی دشمنان خود مواجه شدند و چهار سال و چند ماه حکومت خود را با جنگ و سختی سپری نمودند و بالآخره در شب نوزدهم رمضان المبارک سال چهل هجری بدست یکی از خوارج بنام "عبدالرحمان بن ملجم مرادی" ضربت خورده و در بیست و یکم همان ماه به شهادت رسیدند.[15]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS