دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر نصرت الله امین درباره محمد طاهر تنکابنی

No image
نظر نصرت الله امین درباره محمد طاهر تنکابنی

نصرت الله امین که از محشورین و نزدیکان میرزا طاهر تنکابنى بوده است مى نویسد:

مى توان گفت که آن مرحوم حکیمى فقیه و فقیهى حکیم بود. در هیأت و نجوم استاد و در طب قدیم هیچ یک از معاصران به پایه او نمى رسیدند. اغلب اطباى قدیم به شاگردیش افتخار مى کردند و هر یک از آنان در موقع بیمارى نزدش معالجه و مداوا مى نمودند. در محافل و مجالس وقتى شروع به صحبت مى کرد به گونه اى شنوندگان را شیفته خود مى نمود که دربادى امر تصوّر مى شد آن شادروان تمام همّ خود را مصروف ادبیات عرب و ایران و علم رجال نموده است. چندین هزار بیت قصاید عربى و فارسى را در حافظه داشتند. خطشان بسیار زیبا بود و کتبى که به خط ایشان استنساخ شده در کتابخانه اش فراوان بود. اگر بگوییم از لحاظ عرفان، میرزا در عصر خود یکى از اوتاد به شمار مى رفت، خطا نگفته ایم. اگر کسى به حالات روحانى وى آشنایى داشت مى دانست که وى عارفى ربّانى بود. هیچ گاه دل از یاد و لب از ذکر خدا فارغ نداشت. اغلب شبها را به ریاضت مى گذراند همواره با خداى خود راز و نیاز داشت. حافظه اش به قدرى ]قوى[ بود که تا آخرین دقایق حیات خود مطلبى را که شنیده و یا خوانده بود فراموش ننمود و به کمک این حافظه سرشار و مطالعات عمیقانه اش بود که وقتى کوچک ترین سؤال علمى از او مى شد بدون مراجعه به کتاب ساعتها درباره اش صحبت مى فرمود. حتّى اغلب اتّفاق مى افتاد در موقع ذکر مطلبى از کتابى، صفحه آن کتاب را بدون کوچکترین اشتباهى بیان مى کرد. صراحت لهجه و شجاعت مرحوم میرزا زبانزد همه بود. حقایق را بدون پرده مى گفت و از هیچ کس در این مورد بیم و هراسى نداشت. مناعت طبع و عُلّو نفسش به قدرى بود که با این که تمام املاک او گرفته شد و دستش از همه کارى کوتاه گردید و حتّى افراد خانواده اش را از ادارات بیرون کردند دست احتیاج به سوى هیچ کس دراز نکرد.([38])

شیخ آقا بزرگ تهرانى، میرزا طاهر تنکابنى را از افاضل فلاسفه و اعلام عرفا معرفى مى کند و مى افزاید به دلیل پى گیرى امر تحصیل حکمت و فلسفه، مکانت علمى و قدر و منزلت اجتماعى او ارتقا یافت و حکیم جلوه کمالات او را ستوده است.([39])

استغناى طبع حکیم تنکابنى هنگامى روشن مى شود که وقتى آن اسوه فضیلت در بیمارستان بسترى بود ذکاء الملک فروغى(شاگردش) نخست وزیر ایران بود و اگر کمترین اشاره اى به وى مى شد به استادش کمک شایان توجّهى مى کرد. لیکن مرحوم تنکابنى از همین اشاره هم امتناع نمود و این در حالى است که فروغى با میرزا مناسبات طولانى و نزدیک داشت و آن دو، ساعتها با هم مذاکره مى کردند و ذکاء الملک با آن مقامات دولتى و اقتدار سیاسى که داشت به منزل میرزا طاهر مى رفت و براى او احترام فوق العاده اى قائل بود و همیشه مى گفت:

میرزا طاهر از نوادر روزگار است. با مرگ او فلسفه هم تعطیل خواهد شد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS