دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نعمت شناخت و ایمان به خدا

شناخت خداوند بالاترین شناخت ها و معرفت هاست.
نعمت شناخت و ایمان به خدا
نعمت شناخت و ایمان به خدا

نعمت شناخت و ایمان به خدا

قال علی(ع :« معرفه الله سبحانه اعلی المعارف »(تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، حدیث 1270)

انسان به گونه‌ای آفریده شده است که تا از نعمتهای الهی برخوردار است و آنها در معرض خطر واقع نشده و یا آن را از دست نداده است، هرگز پی به ارزش آنها نمی‌برد و آنگاه که آن را از دست می‌دهد تازه متوجه می‌شود که چه نعمتی را از دست داده است. این روحیه انسان نسبت به تمام نعمت‌های الهی است. در میان تمام نعمت‌ها و قبل از همه، نعمت شناخت خداوند قرار دارد که ما نمی‌توانیم به ارزش نعمت خداوند پی ببریم همین ایمان ضعیفی که داریم و همه هم اقرار می‌کنیم که ایمان و معرفتمان به خدا خیلی ضعیف و ناقص است، وقتی به ارزش و ضرورت آن پی می‌بریم که به شک و شبهه‌ای مبتلا شویم. اگر این نور ایمان خاموش شود آن وقت می‌فهمیم که چه آتشی شعله‌ور گردیده که جان ما را می‌سوزاند و هیچ راه نجاتی نداریم. اگر خدای ناکرده رابطه ما با خدا قطع شود به گونه‌ای که ذرّه‌ای ایمان در کف نداشته باشیم و در دل احساس نکنیم که با جایی و با کسی ارتباط داریم که حرفمان را بشنود و دردمان را درمان نهد، در این صورت جز گمراهی و حیرت و سردرگمی و بدبختی بهره‌ای نخواهیم داشت. چون ما نمی‌دانیم آنهایی که ایمان ندارند در چه گمراهی و پستی و بدبختی به سر می‌برند قدر ایمان ضعیف خود را نداریم و غافلیم که برای همین زندگی دنیا چه قدر موثر است، البته تأثیر آن در آخرت به مراتب بیشتر است که برای ما قابل درک نیست.[1]

در روایات شناخت خداوند به عنوان برترین عبادات معرفی شده است.

امام صادق (ع) می‌فرماید :

« افضل العباده العلم بالله والتواضع له »[2]

برترین عبادات شناخت خدا و افتادگی در برابر خداوند است.

در حدیثی پیامبر اکرم می‌فرمایند :

« افضلکم ایماناً افضلکم معرفه »[3]

برترین شما از نظر ایمان، برترین شما از نظر شناخت و معرفت خداوند است.

در این روایت ملاک برتری، شناخت و معرفت خداوند قرار گرفته است و لذا انسان همواره باید قدر نعمت شناخت خداوند را داشته باشد و در راه بندگی او تلاش کند.

    پی نوشت:
  • [1] - مصباح یزدی ، محمد تقی، پند جاوید، قم ، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اوّل، 1379هش، جلد اوّل، ص236
  • [2] - ابن شعبه حرّانی، تحف العقول، ترجمه احمد جنتی، تهران ، نشر بین الملل، چاپ اوّل، 1387هش، ص810
  • [3] - علامه مجلسی، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، 1404هق، ج3، ص14

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS