دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نکاتی برای تقويت روحیه

No image
نکاتی برای تقويت روحیه

گاهي اوقات احساس مي‌كنيم حال روحمان خوب نيست، ناراحت هستيم و بي‌حوصله، اراده‌اي براي هيچ كاري نداريم و احساس مي‌كنيم زندگي به شكل زجر آوري تكراري و خالي از هر نوع دلخوشي و انگيزه است. در اين زمان‌هاست كه در خود، توان اين را نمي‌بينيم كه حتي بلند شويم و ليوان آبي بنوشيم، در تعبير روانشناسی به اين حالت‌ها افسردگی مي‌گويند، كه متأسفانه در قرن حاضر تعداد بسيار زيادي از انسان‌ها در سراسر دنيا با آن دست به گريبان هستند. ما در اينجا به دنبال ريشه يابی علل بروز اين حالت‌ها نيستيم چرا كه در تخصص ما هم نيست، اما مي‌خواهيم از سخنان نوراني اهل بيت عليهم السلام كمك بجوييم، همان‌ها كه مأمن وحي الهي بوده‌اند، همان‌ها كه خوب مي‌دانند داروي واقعي هر دردي چيست، چرا كه آن بزرگواران را از علم لايزال الهي بهره‌اي كامل است. خداوند متعال انسان را آفريده است و به پيچيدگي‌هاي روح و جسم او كاملاً واقف است، اگر حالمان بد است بايد برويم نزد طبيب روح، آنها خوب مي‌دانند چگونه حال بد ما خوب مي‌شود و حتماً راهكارهايشان گره گشاست. در سخنان ائمه عليهم السلام كه جست‌وجو كرديم به چند نكته جالب، براي تغيير حال بد به حال خوب، مواجه شديم كه به اختصار به آنها اشاره مي‌كنيم:

تلاش برای سلامت جسم

حكما گفته‌اند كه جسم، مركب روح است يعني جسم وسيله حركت روح است، روح تا در اين دنيا است، بايد با كمك اين جسم به سوى مقصد حركت كند. اگر سوار بر ماشين به سوى مقصدى حركت مى‌كنيم، بايد مراقب ايمني و سالم بودن ماشين هم باشيم، و گرنه از رفتن باز خواهيم ماند. اگر مي‌خواهيم حال روحمان خوب باشد و در آن شور پرواز و حس حركت متعالي باشد؛ بايد مراقب جسممان هم باشيم. عواملي چون پرخوری، تنبلي، افراط در خوابيدن و تفريح كردن و... باعث آسيب به جسم مي‌شود و ما مستقيماً اثر آن را در روح مي‌بينيم، وقتي يك غذاي سنگين و چرب را بيش از اندازه مي‌خوريم، احساس ناتواني مي‌كنيم، توان انجام هر كاري را از دست مي‌دهيم نه حال مطالعه داريم نه عبادت و نه توان قدم از قدم برداشتن. پيامبر اكرم (ص) فرمود: از پرخورى بپرهيزيد، چون بدن را تباه مى‌كند، بيمارى پديد مى‌آورد و سست‌كننده از عبادت است. (مستدرك الوسائل ۱۶: ۲۱۰، ح ۶) اميرالمؤمنين (ع) فرمود: اگر خداوند صلاح و رستگارى بنده اى را بخواهد، به او الهام مى‌كند كه: كم سخن گويد، كم بخورد و كم بخوابد. (مستدرك الوسائل ۱۶: ۱۲۳ ح ۱۹) پس براي سفر از حال بد به حال خوب، نخستين قدم رسيدگي به وسيله سفر است، بايد به ميانه روي در خوردن، خوابيدن، تفريح كردن و... جسم را در خدمت روح در بياوريم، مثل ماشيني كه قبل از هر سفري از سالم بودنش اطمينان پيدا مي‌كنيم.

بهترين غذا برای روح‌های بيمار

ما بارها و بارها تجربه كرده‌ايم كه وقتي حال روحمان خوب نيست و دچار سرگرداني و بی‌حالی هستيم، سعي مي‌كنيم كه با كسي صحبت كنيم و مشكل خود را با او در ميان بگذاريم، معمولاً در اين مواقع به سراغ كسي مي‌رويم كه خيلي خوب صحبت مي‌كند، آنچه كه نياز داريم بشنويم را به ما مي‌گويد، از اميدواري و توكل مي‌گويد و در هنگام صحبت او، ما ناخودآگاه احساس مي‌كنيم كه حالمان دارد بهتر مي‌شود به گونه‌اي كه تا چندين ساعت يا حتي چند روز حالمان خوب است و با انگيزه بيشتري به امور زندگيمان مي‌رسيم. و اين سخنان اثر گذار همان است كه اسلام نامش را موعظه مي‌گذارد؛ امام علي (ع) مي‌فرمايند: «احْىِ قلْبك بِالْموْعِظهِ؛ دلت را با موعظه زنده بدار.» (نهج البلاغه، ن ۳۱، ص ۹۰۹) مولا اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند داروي زنده شدن دل موعظه است، وقتي ما سخنراني‌هاي علماي اخلاقي را گوش مي‌دهيم احساس مي‌كنيم نشاط و اميد در رگهايمان تزريق مي‌شود، از شنيدن آنچه روح ما تشنه آن است احساس شعف مي‌كنيم. هزاران قول و قرار با خودمان مي‌گذاريم كه در روند زندگيمان تغييرات اساسي به وجود بياوريم اما بعد از مدتي كه از شنيدن اين نصايح جان بخش مي‌گذرد، باز سستي و خمودي به سراغ ما مي‌آيد، چاره آن هم اين است كه ما به صورت مداوم به يك منبع موعظه وصل باشيم. اگر برايمان مقدور است پاي درس علما و مفسرين برويم، اگر نيست سخنراني‌هاي آنها را هميشه همراه داشته باشيم و گوش بدهيم، آن وقت مي‌بينيم كه از حال بد، خبري نيست و حال ما هميشه خوب است، اگر اين نصايح را در زندگيمان كاربردي هم بكنيم يك انرژي مضاعف خواهيم گرفت و براي تغييرات عميق‌تر و پوياتر، آماده مي‌شويم. اما يادمان باشد، موعظه‌اي در ما اثر خواهد كرد كه آن واعظ خود اهل عمل باشد، موعظه بايد از سرچشمه پاك گرفته شود، و بهترين منبع براي وصل بودن دايم و دريافت موعظه، قرآن كريم و سخنان ائمه اطهار عليهم السلام است. اينها سرچشمه‌های زندگي بخش حيات دل هستند، اين روح‌هاي بي‌حال و رنجور با تغذيه از قرآن و حديث جاني دوباره مي‌گيرند.

سفر رفتن

يكي از دلايل مهم گرفتگی‌های روحی، دچار روزمرگي شدن و يكنواختي زندگي است، در اين مواقع بهترين كار براي تغيير حال روح سفر است، يك مسافرت خوب به يك جاي خوش آب و هوا مي‌تواند حال ما را بهتر كند. همانطور كه خداوند تبارك و تعالي مي‌فرمايد: «ا فلمْ يسيروا فِي اْلارْضِ فتكون لهمْ قلوبٌ يعْقِلون بِها.» (حج: ۴۶)؛ چرا سفر نمی‌كنند تا در نتيجه سفر قلب‌هايی پيدا كنند كه با آنها تعقل و فكر كنند. اميرمؤمنان (ع) مي‌فرمايد: «مسافرت كنيد كه در آن پنچ فايده است: اندوه زدايی، درآمد زايی، دانش افزايی، ادب آموزی و همراهی با شرافتمند.» (مستدرك الوسائل، ج۸، ص۱۱۵) همانطور كه مي‌بينيم امام علي (ع) نخستين فايده سفر را اندوه زدايي مي‌داند، پس سفر وسيله‌اي براي رسيدن به سلامتي روح و روان است. پيامبر (ص): سافِروا تصِحّوا؛ سفر كنيد تا سالم باشيد. (بحار الانوار، ج ۷۶، ص ۲۲۱).

نيايش و صحبت كردن با خداوند متعال

ريشه بسياری از ناراحتی‌های روحی و بدحالی روح، مشكلات زندگی است، مشكلات مالی، بيماری‌ها، تنش‌های خانوادگی، ناكامی در رسيدن به اهداف و عوامل متعدد ديگر كه آرامش ما را سلب می‌كنند. وقتی ما متوجه باشيم كه سامان دادن همه امور، فقط در دست توانای خداوند قادر متعال است، وقتی شروع می كنيم به نيايش كردن و صحبت با خداوند متعال درهايی از اميد بر روی ما گشوده می‌شود و متوجه می شويم كه اگر همه راه‌ها هم مسدود شود، راه آسمان، راه درخواست كردن از خداوند مهربان هميشه باز است. وقتی دری از اميد باز باشد روح به پرواز در می‌آيد و به همان سمت می‌رود و از خمودی و مردگی نجات می‌يابد. امام صادق (ع) می‌فرمايد: «دعا كن، زيرا شفای همه دردهاست.» (ميزان الحكمه، محمد محمدی ری شهری، ج ۳، ص ۲۸۴)

نتيجه

روح هم مانند جسم نياز به رسيدگی دارد، اگر به روحمان رسيدگی نكنيم، نتيجه اش بيماری‌های روحی و افسردگی خواهد بود، شرط داشتن زندگی شاد و آرام، داشتن روحی سالم و متعالی است، پس با مراقبت از روح و جسممان، يك زندگی ايده آل، برای خود رقم بزنيم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS