دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نکاتی در مورد برخورد با دوستان

No image
نکاتی در مورد برخورد با دوستان

بشر در تمام مراحل زندگی، از آغاز كودكی و جوانی تا روزگار پیری، به طور فطری و طبیعی نیازمند دوست است كه او را از تنهایی و بی پناهی خویش برهاند. بدین جهت، دوست در زندگی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و برای خود آدابی دارد. در این نگاشته برآنیم تا نحوه برخورد با دوستان را از منظر کلام حضرت امیر(ع) ‌بنگریم. حضرت علی(ع) در برخورد با دوستان رعایت اصولی را ضروری می‌داند که رعایت هر یک از آنها به جای خویش نکوست و اهم آنها عبارت است از:
دوستی برای خدا: دوستی هنگامی ارزش دارد كه برای خدا باشد و رفیقی قابل اعتماد است كه دوستی او بر پایه معنویت باشد. دوستی‌هایی كه به دلیل ثروت، مقام یا نظایر آن به وجود آمده باشد، با از بین رفتن آنها خود به خود از بین خواهد رفت. از این رو، به جز با حق‌طلبان و آخرت‌گرایان نباید رفاقت كرد و از هم نشینی با كسانی كه همت آنها كسب دنیاست و از یاد حق غافل هستند، باید پرهیز كرد. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «كُلُ موَدَةٍ مَبینةٍ عَلَی غَیر ذاتِ ا... ضَلالٌ وَ الْاعتمادُ عَلیها مَحالُ» هر دوستی و محبتی كه پایه‌اش بر چیزی جز ذات مبارك خدای متعال پی‌ریزی شده باشد، گمراهی است و تكیه بر آن محال است.

انتخاب دوست پس از آزمایش: آداب اسلامی حكم می‌كند كه انسان مؤمن در انتخاب دوست، دقیق و سخت گیر باشد. اگر بخواهد با كسی طرح دوستی بریزد و رفیق صمیمی شود، عقل و منطق را به كار گیرد و احساسات تند و بی جا را در این امر دخالت ندهد. در ابتدا با او مأنوس شود تا از تفكر، اخلاق و زندگی‌اش آگاه شود. سپس در موارد مختلف او را آزمایش كند. پس از آنكه همه شرایط دوستی را در او یافت و صلاحیت او را تأیید كرد، با وی دوستی كند. چنین دوستی می‌تواند ثابت و پایدار و بی خطر باشد. امام علی(ع) در این باره می‌فرماید: «لَاتامَنْ صدیقَك حَتی تَختبَره. از دوست خود ایمن مباش تا او را بیازمایی.

یكسان بودن ظاهر و باطن با دوست: انسان باید همان گونه كه به ظاهر با دوست خود به صفا و محبت رفتار می‌كند، در غیاب او و در باطن هم به او محبت داشته باشد تا ظاهر و باطنش موافق باشد. امام علی(ع) می‌فرماید: «اَلصَدیق مَنْ صَدَقَ غَیْبُهُ» دوست راستین كسی است كه نهانش راست باشد.

كمك به یكدیگر: امام علی(ع) می‌فرماید: «اذا بنَت الوُدُ وَجَبَ التَرافدُ و التعاضُدُ». وقتی دوستی ثابت و پابرجا شد، تعاون و كمك بر یكدیگر لازم می‌شود.

بی اعتنایی به سخن افراد سخن‌چین درباره دوستان: بدون تردید، افرادی هستند كه از روابط گرم و دوستانه دیگران رنج می‌برند و همواره درصدد ایجاد اختلاف بین آنها هستند. سخنانی دروغ یا راست از این دوست به دیگری می‌گویند تا آنها را از هم آزرده و دل سرد كنند. امام علی (ع) در این باره می‌فرماید: «وَ مَنْ اطاعَ الواشِیَ ضَیَعَ الصدیق. هر كس از سخن چین پیروی كند، دوستی را به نابودی می‌كشاند. وظیفه دوستان در مقابل گفتار سخن چینان، تكذیب و بی اعتنایی به سخن آنهاست. بدین وسیله، هم آنها از كار ناپسندشان متنبه می‌شوند و هم انسان، دوست خود را از دست نمی‌دهد.

تذكر عیب‌های دوست: انسان همان‌گونه كه برای خود خوبی می‌خواهد، برای دوستش هم باید خوبی بخواهد، ازاین رو، اگر كاستی‌هایی در كار دوست خود دید، باید به او پند دهد. تذكر عیب‌های دوست، نشانه محبت به اوست كه عیب دوست را مانند عیب خویش ناپسند می‌پندارد و از آن چشم پوشی نمی‌كند. این تذكر باید مخفیانه باشد، وگرنه نصیحت نیست، بلكه آبرو ریختن است، چنان‌كه امام علی(ع) می‌فرماید: «الصِدیقُ الصِدقِ مَنْ نَصَحَك فی عَیبِكَ، وَ حَفِظَكَ فی غَیْبِكَ، و آثرَكَ عَلَی نفسِه»؛ دوست صمیمی كسی است كه تو را در مورد عیب‌هایت نصیحت كند، در غیاب، تو را نگه دارت باشد و تو را بر خود مقدم دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS