دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاهی به مسئله خاتمیت

یکی از مهمترین اصول اعتقادی ما مسلمانان خاتمیت پیامبر اسلام است.
نگاهی به مسئله خاتمیت
نگاهی به مسئله خاتمیت
نویسنده: محمد مهدی صدرفراتی

یکی از مهمترین اصول اعتقادی ما مسلمانان خاتمیت پیامبر اسلام است. جالب است بدانیم که اکثر ادیان آسمانی که اکنون در جهان حاضرند معتقدند دین آنها آخرین و کاملترین دین موجود از سوی خداوند است. اما این تلقی چگونه توجیه می‌شود؟ استدلال غالب دینداران (در ادیان اسلام، یهود و مسیحی) بر خاتمیت دینشان، رسیدن انسان ها به بلوغ فکری است. ما این استدلال را از زبان یک مسلمان بیان می‌کنیم. سپس می‌گوییم که این استدلال سخن غالب ادیان الهی (خصوصا ادیان ابراهیمی) است ولی ثابت خواهیم که این نظریه تنها در مورد دیانت اسلام صدق می‌کند. البته استدلال ما تنها مبنی بر یک تجربه تاریخی است و دلایل وثیق تر و معتبرتر عقلی را باید در کتب بزرگان و علمای کارکشته جست.‌

ما معتقدیم حضرت محمد(ص) خاتم النبیین و اشرف رسل هستند. اما اینکه چرا بعد از ایشان دست انسان ها از وحی مستقیم توسط حضرت جبرئیل قطع شد و ادامه ارتباط الهی با انسان ها توسط ائمه صورت گرفت، دلیلی تاریخی دارد. به نظر می‌رسد سنت خدا به نحوی بوده است که با وحی به انبیای گذشته قسمت هایی از نقشه سعادت بشری را ارائه می‌دادند. این قسمت ها اکثرا جامعیت و مانعیت را برای تبعیت تا ابدالدهر ندارند. همچنین بلوغ تفکر و تمدن انسان ها به حدی نرسیده بوده که بتوانند از میراث خود نگهداری کنند.‌

پر واضح است که صحت کنونی کتب آسمانی حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) مورد مناقشه است. تحریف در این کتب به وضوح یافت می‌شود. مسائلی که حتی تا حد غیر قابل باور بودن عقل سلیم پیش می‌رود. این مسئله تاجایی است که خود پیروان این ادیان از الهی بودن صد در صد کتابشان سخنی به میان نمی آورند. انجیل در دیانت مسیحی به عنوان نزدیک ترین دیانت ابراهیمی از نظر تاریخی به اسلام، به وضوح مورد تحریف قرار گرفته است. این تحریف تا حدی است که مولف کتاب آسمانی در هرگوشه یکی از حواریون است و سال تولید آنها حداقل به پنجاه سال پس از عروج حضرت عیسی(ع) باز می‌گردد. شاید بتوان گفت انجیل های کنونی چیزی شبیه سیره و سنت حضرت عیسی(ع) هستند. اما در قسمتی از تاریخ یعنی حدود هزار و چهارصد سال پیش، انسان ها به حدی از تمدن رسیدند که توانایی نگهداری از میراث خود را داشتند. آنها دیگر به حدی از بلوغ رسیده بودند تا بتوانند با دریافت یک فرمول کلی، آن را برای تمام عمر خود تعمیم دهند. ‌

البته این مسئله هرگز بدین معنا نیست که انسان از آن دوره به بعد از خدا و نیروهای الهی مستقل و بی نیاز شده است. چه که همواره (حتی هم اکنون) امداد های غیبی و امام زمان(ع) و دیگر نیروهای الهی در کارند. تنها دلالت سخن بند قبل بدان بود که انسان‌ها توانستند با دریافت یک فرمول کلی از وحی مستقیم بی نیاز شوند. قرآن مجید به عنوان این فرمول کلی راه حل و درمان تمام بیماری‌های انسان‌ها در تمام طول تاریخ است. این است معجزه جاوید پیامبر اسلام که او را از دیگر رسل برتر داشته و لقب اشرف رسل را بر خود گرفته است. ‌

اما نکته دیگری که ممکن است مورد پرسش واقع شود، آن است که این استدلال می‌تواند در مورد تمام ادیان بیان شود. به عنوان مثال مسیحیان به راحتی می‌توانند بگویند: بلوغ انسان‌ها حدود دو هزار سال پیش رخ داد، و به همین خاطر حضرت مسیح(ع) آخرین پیامبر و دین خاتم الهی است. اما در پاسخ باید گفت که این استدلال آنان از نظر تجربی انکار شده است. تجربه و تاریخ به ما نشان داده است که کتب آسمانی در آن دوره مورد تحریف واقع شده است. این خود بزرگترین گواه برای عدم بلوغ انسان ها در دوره زندگی حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) است. ‌

دین اسلام و معجزه جاوید آن قرآن، پس از بلوغ فکری انسان ها به عنوان آخرین دین وحیانی از سوی خداوند متعال انتخاب شد و زمام امور مردم جهان از آن پس به دست نایبان حضرت محمد(ص) قرار گرفت. این نایبان به قول ما شیعیان دوازده ائمه از نسل حضرت علی(ع) هستند و هم اکنون زعامت هستی در ید امام زمان (ع) است که از انظار بشر غایبند. امید است با درک بهتر مسئله خاتمیت و حل و فصل آن توسط علما و کمک تمام کسانی که احساس مسئولیت می‌کنند، مشکلاتی که امروزه با آن روبه رو هستیم، حل و فصل شود.

مقاله

نویسنده محمد مهدی صدرفراتی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS