دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همسر فداکار

No image
همسر فداکار

همسر فداکار

برخوردارى از همسرى صالح و شایسته، از عوامل موفقیت آیت الله کوهستانى بود. آن بزرگمرد عرصه دیانت مایل بود همسرش را از موهبت کوشش در راه احیاى حوزه علمیّه کوهستان محروم نسازد. از این جهت، به همسرش که زنى پارسا و عفیف بود، گفت: آیا حاضرى در کنار من، در حق طلاّب مادرى کنى و با تربیت آن ها نزد خداوند متعال رو سفید شوى؟ همسرش که درس انسان بودن و زیستن را در کلاس درس آیت الله کوهستانى تکمیل کرده بود، با استقبال وافر، پیشنهاد شوهرش را پذیرفت.([29])

آن زن با ایمان، عاقل، فداکار و باهوش در تشکیل حوزه علمیّه کوهستان و نگهدارى آن تلاش فراوان به خرج داد. هر روز براى کارگرانى که مشغول ساختمان مدرسه بودند، غذا درست مى کرد. در یکى از این روزها، یکى از فرزندانش به شدت بیمار گردید. درمانِ فرزندش اثر نبخشید و امیدى به بهبودى او نمى رفت. عواطف مادرى روح او را رنجور ساخت. براى آن که به شخصیت شوهرش لطمه اى وارد نشود، از مراقبت فرزندش صرف نظر کرد و به دنبال تهیّه غذا براى میهمانان رفت. خودش در این باره مى گوید: سنجیده بودم اهمیّت حفظ حیثیت آیت الله و پیشبرد کار روزانه بناى مدارس را از وظایف انسانى و اسلامى دانستم و مانند دینى در اداى آن شتاب داشتم. در هر حال، فرزندم جان به جان آفرین تسلیم کرد و به جوار رحمت الهى پیوست. من نیز خود را این گونه تسلّى مى دادم که گرچه بچّه ام در لحظات واپسین عمر از عاطفه مادرى محروم گردید و داغى بود که بر سینه ام سنگینى مى کرد، امّا مسرور بودم که به وظیفه الهى و شرعى خویش عمل کرده و از خدمت به آیت الله کوهستانى و حوزه اى که او بنیان نهاده بود، شانه خالى ننموده بودم.

طلاّب حوزه علمیّه کوهستان بسیارى از موفقیت هاى خود را مدیون فداکارى، سعه صدر و محبت هاى بى دریغ این بانو مى دانندچون در آن سال ها وضع معیشتى طلاّب آشفته بود و بیش تر آنان از خانواده هاى کم درآمد بودند که محبّت آن مادر و رفع بخشى از نیازهاى آنان در دلگرمى طلاّب فوق العاده مؤثر بود. به همین دلیل، حاج شیخ محمّد شاهرودى بهشهرى گفت: نیمى از کارهاى حوزه کوهستان و کمک به ریاست دینى آیت الله بر دوش همسرش بود. شهید هاشمى نژاد نیز در این باره گفت: اگر همکارى همسر آیت الله نبود، اداره حوزه برایش امکان نداشت.([30])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS