دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هنر از دل درآوردن کدورت‌ها

No image
هنر از دل درآوردن کدورت‌ها

هنر از دل درآوردن کدورت‌ها و در دل کاشتن مجدد محبت‌ها، هنری که ما با کمکش سعی می‌کنیم نه‌ فقط اشتباهاتمان را جبران کنیم، بلکه به ارزش‌های درونی و اعتبار بیرونی خودمان هم اضافه کنیم. اگر این ‌طوری به عذرخواهی نگاه کنیم، دیگر برایمان حکم جان‌کندن پیدا نمی‌کند که حاضر باشیم بمیریم و به ‌اشتباهمان اعتراف نکنیم. راستی، چرا این‌ قدر عذرخواهی کردن برای ما سخت است؟ عذرخواهی کردن برای ما سخت است، چون احساس می‌کنیم عذرخواهی یعنی اقرار به شکست و اشتباه، عذرخواهی یعنی کم‌آوردن.حالا واقعاً این‌طور است؟ راستش را بخواهید هم بله، هم نه! بله، اگر ناشیانه و نابجا عذرخواهی کنیم و نه، اگر عذرخواهی‌مان قشنگ و بجا باشد و این یعنی هنر؛ هنری که باید یادش گرفت. چیزی که خیلی وقت‌ها مانع از معذرت‌خواهی ما می‌شود، محق دانستن خودمان در مسأله پیش ‌آمده است؛ اینکه حق را کاملاً به ‌خود می‌دهیم و دیگری را مقصر محض می‌دانیم. طبیعی است که در چنین شرایطی، حتی فکر دلجویی هم به ذهنمان خطور نمی‌کند. اگر خوب دقت کنیم، اینجا هم نحوه نگاه ما به موضوع است که ما را به‌اشتباه می‌کشاند. زندگی را طور دیگری ببینیم و این فرمایش نبی اکرم(ص) به یادمان بیاید که فرمودند: «هر 2 نفر مسلمانی که با هم قهر و دعوا کنند و سه روز در این حالت بمانند و آشتی نکنند، از دایره اسلام بیرون خواهند رفت و در مقابل، هرکدام که برای آشتی پیش‌قدم شود، زودتر از دیگری وارد بهشت خواهد شد». یک راه‌ حل خوب برای مشکل زیادی خود را محق دیدن، خود را به‌جای دیگری گذاشتن است. اگر یک لحظه خودمان را با تمام توقعاتمان، جای طرف مقابلمان بگذاریم و همان‌طور رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار شود، قضیه خیلی فرق خواهد کرد. آن ‌وقت دلجویی کردن برایمان وظیفه می‌شود، نه مصیبت. بعضی اوقات هم می‌شود که ترس از پذیرفته نشدن پوزشمان و به ‌اصطلاح ضایع‌شدن، ما را از عذرخواهی بازمی‌دارد. برای این موارد، مطمئن باشید احساس خوبی که از درست عمل کردن و حس انجام تکلیفتان پیدا می‌کنید، آن‌قدر برایتان ارزش خواهد داشت که دیگر به این چیزها فکر نکنید. اگر عذرخواهی یک هنر است، ببینیم چطور باید آن را یاد گرفت.

انواع عذرخواهی

طلبکارانه

جمله‌های کلیشه‌ای مثل «خب، چیزی نشده که حالا...» یا «تقصیر خودت بود» که گاهی وقت‌ها خودمان هم به اطرافیانمان گفته‌ایم، نمونه‌هایی از این الگو هستند. این شکل از عذرخواهی، از انواع رایج معذرت خواستن ماست که بخش «تقصیر من که نبود» آن خیلی پررنگ‌تر از «ببخشید» آن به چشم می‌آید. ظاهرا ما هم همین را از آن می‌خواهیم.

شجاعانه

شکل قشنگی هم از عذرخواهی کردن داریم که نه در آن طلبکارانه بگوییم کم نیاورده‌ایم و نه عجز و لابه می‌کنیم که قضیه به‌ خیر بگذرد، بلکه منصفانه و به زبان خودمانی می‌گوییم «اینجا را من اشتباه کردم و می‌خواهم جبران کنم.» در این مدل معذرت‌خواهی، نه عقل و انصافمان را به ‌خاطر غرور و ترس از کم‌آوردن تعطیل کرده‌ایم و نه به ‌خاطر ترس از مجازات، گردن عجز کج کرده‌ایم و این یعنی معذرت‌خواهی از نوع شجاعانه. شجاعت قبول حق و پذیرفتن مسئولیت اشتباهمان به قصد جبران کردن آن؛ چیزی که همه، قلباً به آن احترام می‌گذارند.

چند نکته کلیدی در هنر عذرخواهی

سعی کنیم کاری نکنیم که عذرخواهی بخواهد: اشتباه است که فکر کنیم عذرخواهی کردن، نسخه خوبی است که دائما باید پیچیده شود. برای بعضی‌ها، اشتباه کردن و معذرت خواستن، مثل یک عادت روزانه می‌شود. دائماً اشتباه؛ دائماً عذرخواهی. نکته مهمی که باید به آن توجه کنیم این است که در واقع، قبح اشتباه کردن برای افرادی که به معذرت‌خواهی عادت می‌کنند، شکسته می‌شود. فرد، ابایی از تکرار اشتباهش ندارد و معذرت‌خواهی، مثل لق‌لقه زبان در حرف‌هایش تکرار می‌شود. پس حواسمان باشد قبل از اینکه به سناریوی قشنگ عذرخواهی کردن فکر کنیم، کاری نکنیم که بخواهیم بابتش عذرخواهی کنیم. از طرف دیگر، بعضی اشتباه‌ها معذرت‌بردار هم نیستند؛ مثل جایی که پای خسارات جانی یا آبرویی در میان باشد. این است که علاج واقعه، قبل از وقوع باید کرد. جبران کردن، بهترین عذرخواهی است: دو چیز معمولاً به طرف مقابل شما در قبال لطمه‌ای که به او وارد شده، آرامش می‌دهد؛ اول اینکه ببیند شما متوجه اشتباهتان شده‌اید و حق را به او می‌دهید که این قضیه، حتی ربطی به عمدی و سهوی بودن مسأله هم ندارد. دوم، حس کردن پشیمانی واقعی در شما و دیدن همتتان برای جبران خسارتی که به وجود آمده، حتی اگر واقعاً امکان آن نباشد. درک وضعیت پیش‌آمده و پذیرش منصفانه مسئولیت آن، حداقل انتظاری است که فرد مقابل از شما دارد و کاملاً هم بجاست. برای این کار، کافی است خود را در موقعیت او قرار دهید و فکر کنید اگر شما به‌ جای او بودید، چه حالی داشتید.

بدانیم کجا باید عذرخواهی کنیم و کجا نباید: اشتباه دیگری که معمولاً افراد بامحبت می‌کنند، عذرخواهی بابت خطایی است که نکرده‌اند و معمولاً این کار را موقعی انجام می‌دهند که می‌خواهند دل کسی را که از آنها رنجیده به دست بیاورند. جایی که خطایی انجام نداده‌اید، در عوض عذرخواهی بابت گناه نکرده، سعی کنید با محبت و توضیح ملایم و منطقی موقعیت پیش‌آمده، قضیه را از دل مخاطبتان درآورید، اما اگر لجاجت کرد، اصرار نکنید. گاهی زمان، خیلی چیزها را حل می‌کند.

برای عذرخواهی، وقت‌شناس باشید: انتخاب شرایط زمانی و مکانی مناسب و توجه به وضعیت روحی مخاطب شما در شرایط مختلف، راه را برای انتخاب بهترین موقعیت، باز می‌کند. اگر کسی را که قصد معذرت‌خواهی از او دارید، در شرایط نامناسبی گیر بیندازید، از پیش باید منتظر خراب‌تر شدن کارها باشید. شرایط نامناسب روحی - روانی، مثل مواقعی که اعصاب طرف خرد است یا شرایط نامطلوب جسمی مثل زمان‌های گرسنگی یا خستگی فرد، از بدترین مواقعی هستند که می‌شود شانس موفقیت در عذرخواهی را در آنها امتحان کرد. در مقابل، انتخاب زیرکانه زمان‌ها مثل اوقات سرحالی و پرنشاطی مخاطب، امکان کسب بهترین نتیجه را تا میزان زیادی افزایش می‌دهد. در واقع، شرایط مثبت موجود در این موقعیت‌ها به مثبت بودن نتیجه کار کمک می‌کند. گیر دادن به طرف مقابل، حتی برای معذرت‌خواهی در شرایطی که آمادگی‌اش را ندارد، اشتباه محض است و غالباً باعث رنجش بیشتر می‌شود. گاهی در این شرایط، باید کمی صبر کرد تا آب‌ها از آسیاب بیفتد؛ شخص، آرامش خود را باز پیدا کند و حال شما را هم بفهمد. چیزی که خیلی وقت‌ها مانع از معذرت‌خواهی ما می‌شود، محق دانستن خودمان در مسأله پیش‌آمده است؛ اینکه حق را کاملاً به ‌خود می‌دهیم و دیگری را مقصر محض می‌دانیم؛ طبیعی است که در چنین شرایطی، حتی فکر دلجویی هم به ذهنمان خطور نمی‌کند.

خلاقیت به خرج دهید: استفاده از شگردهای خوشایند، خصوصاً آنهایی که به‌ صورت غیرمنتظره می‌توان به کارشان برد، خیلی وقت‌ها غوغا می‌کنند. پیدا کردن نامه‌ای زیبا که در آن، حرف دلتان را به همسرتان زده‌اید و از او دلجویی کرده‌اید، در جایی که انتظارش را ندارد یا دریافت غیرمنتظره یک هدیه یا یک دسته گل از طریق پست در لحظه‌ای که فکرش را هم نمی‌کنید با جملاتی صریح و بی‌حاشیه که در آن، از شما عذرخواهی می‌شود، چیزهایی هستند که بسیاری از دل‌ها را نرم می‌کنند و به زحمت می‌توان مقابلشان مقاومت کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS