دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

واژه شناسی رشد Developmental terminology

No image
واژه شناسی رشد Developmental terminology

كلمات كليدي : رشد، نمو، رسش، پختگي، بزرگ شدن، تحول، تكامل، پرورش، روان شناسي رشد

نویسنده : مهدي مطهري

واژه کلیدی در روان‌شناسی رشد، کلمه رشد(Development) می‌باشد. لکن واژه‌های رشد، نمو، نضج، بزرگ شدن، تحول و تکامل دارای معانی نزدیک به هم و در عین حال متفاوتی هستند که گاه به اشتباه به جای یکدیگر به کار می‌روند و این مساله‌ اشتراک لفظی در تمامی علوم وجود دارد. اکنون ما به تعریف و توضیح این اصطلاحات می‌پردازیم.

رشد

برای رشد، تعاریف مختلفی ارایه شده است که ما به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

1. رشد، عبارت است از تغییراتی که در جهت پیشرفت و کمال با یک نظم و ترتیب خاصی به عمل می‌آید و هیچ ‌وقت متوقف نشده و به عقب برنمی‌گردد.[1]

2. رشد، عبارت است از تغییرات در ساخت بدنی، عصبی، رفتار و نشانه‌های ویژه شخص که همه به ترتیب بروز می‌کنند و نسبتا باثباتند.[2]

3. رشد، در واقع پدیده‌ای است که از جریان و تغییر همیشگی یا مبادله انرژی‌های موجود در یک موجود زنده و انرژی‌های موجود در محیط او حاصل می‌شود.[3]

4. رشد، عبارت است از همه تغییرات و تحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ در انسان روی می‌هد.

5. رشد، سلسله ظرفیت‌ها و استعدادهای گسترش‌یابنده‌ای است که به تدریج برای فرد، مایه سهولت و کارکرد بیشتر و موثرتر می‌شود. مانند؛ حرکت‌های کودکان در دوران کودکی که رفته‌رفته بر اثر رشد به مهارت‌های سریع در نوجوانی تبدیل می‌شود. یعنی سستی و ناتوانی کودک به قدرت و نیرومندی و الفاظ نامفهوم او به سمت کلامی سنجیده تکامل می‌یابد و کودک نابالغ به تدریج مرد یا زنی کامل می‌شود که خود مسوولیت‌هایی را به عهده گرفته و خانواده‌ای را اداره می‌کند.

بنابراین می‌توان گفت که رشد، حرکتی مستمر، دایمی و پیوسته بوده که گاهی آهسته و زمانی همراه با جوش ‌و خروش است. لکن ممکن است کیفیت رشد ملموس نباشد ولی نباید تصور کرد که جریان رشد متوقف شده است، چرا که انسان پیوسته در حال تغییر است.

در عوض گاهی این تغییرات به طور ناگهانی و سریع دیده می‌شود. مثلا حرکت کردن کودک را در نظر بگیرید، می‌بینید که مراحل مختلفی مثل خزیدن، نشستن و سپس راه ‌رفتن را طی می‌کند و این پیوستگی در تمامی جنبه‌های زندگی آدمی وجود دارد.[4]

پس رشد یا بالندگی به طور کلی در نتیجه فرآیندهاینمو(تغییر کمی و دگرگونی جسمی)، رشد طبیعی(تغییر کیفی یا دگرگونی در رفتار) و یادگیری(تغییر در اثر تجربه) پدید می‌آید.[5]

نمو

بر افزایش قد، وزن یا اندازه فیزیکی دلالت می‌کند. به عبارت کلی‌تر، نمو بر تغییر فزاینده کمی در اندازه فیزیکی گفته می‌شود که شامل افزایش قد، وزن و حجم استخوان‌بندی اندام‌های داخلی می‌شود. نمو، یکی از ویژگی‌های ذاتی بزرگ شدن است که از تولد تا بلوغ با آهنگی کند به پیش می‌رود و هنگام بلوغ با یک جهش به پیش می‌تازد.

نضج یا رسش

به معنای رسیدن به حدی از توانایی عملی است که انجام یک الگوی رفتاری خاص را ممکن می‌سازد. آنچه در نضج نقش اساسی را به عهده دارد تکامل و نظام‌یافتگی سیستم عصبی، ساختارهای بدنی و روانی و استعداد‌های ذاتی است و تجربه و یادگیری تاثیر چندانی در آن ندارد.

هم‌چنین موجود زنده قادر نیست رفتاری را کامل فرا گیرد مگر این‌که به مرحله‌ای از نمو رسیده باشد. یعنی اگر انسان از نظر پختگی، آمادگی بروز رفتاری را داشته باشد آن رفتار ظاهر می‌شود ولی اگر به مرحله معینی نرسیده باشد و آمادگی لازم را نداشته باشد، رفتار خاص ظاهر نمی‌شود و یا آن‌طور که شایسته است به مرحله بروز نمی‌رسد.[6]

بزرگ شدن

فرآیند تغییر و دگرگونی است که با گذشت زمان تحقق می‌یابد. به قول گرین بلت(Green Blat)؛ زندگی عبارت است از پیوستار فرایندی که بزرگ شدن نام دارد. بنابراین بزرگ شدن یک مفهوم نسبی است و شخص در هر مرحله، نسبت به مرحله قبل بزرگتر شده است. این که گاه این واژه با سالخوردگی و انحطاط مترادف فرض می‌شود، یک اشتباه است.[7]

تحول

تحول نیز از واژه‌هایی است که بعضا مترادف رشد به کار می‌رود، در حالی که مفهوم تحول به هر نوع تغییری در طول زمان اطلاق می‌گردد. به عبارت دیگر، تحول اعم از رشد است.

تکامل

تکامل و حرکت رو به جلوی یک موجود عبارت است از؛ تغییرات تدریجی که برای آن حاصل می‌شود و بر اثر آن‌ها استعدادی که برای رسیدن به یک صفت وجودی(کمال) به فعلیت می‌رسد. این تغییرات به وسیله نیروهایی که در وجود شخص قرار داده شده و با استفاده از شرایط و امکانات خارجی، انجام می‌پذیرد.

پرورش

دو کلمه رشد و پرورش اغلب به یک معنا به کار برده می‌شوند لکن پرورش، بیان تغییراتی است که بر اثر آموزش و تاثیرات عوامل محیطی در انسان ایجاد می‌شود. نکته مهم این است که انسان رشد می‌کند ولی به همان اندازه پرورش نمی‌یابد. رشد به حجم بستگی دارد و در هنگام رشد، اعضا و جوارح مختلف جسم انسان بزرگ می‌شود. در حالی که پرورش، تغییر در جنبه‌های رفتاری و روانی انسان است.

مقاله

نویسنده مهدي مطهري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS