دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وضعیت آتش بس، آمادگی یا انتظار

✍️محمدجواد فلاح
No image
وضعیت آتش بس، آمادگی یا انتظار
آتش‌بس موقعیتی است که می تواند نتیجه شکست و ناتوانی دشمن باشد ولی از سویی زمینه‌ای است برای تجهیز مجدد دشمن.

در مجموع پرسشی که باید به آن پاسخ داده شود اینکه چه چیزی در جنگ عامل آتش بس است؟ بنظر می‌رسد آتش‌بس اگر منافعی برای برای طرفین جنگ نداشته باشد منطقی و معقول نباشد. لذا مهم‌ترین عامل که آتش بس را توجیه می‌کند منافع آن برای ایران است که بخشی از آن ممکن است فاش، شده باشد و برخی ناپیدا. این توجیه منفعت در دو بخش است:
۱. جبران و رفع ضعف‌های پدافندی
۲. تقویت و تجهیز مجدد آفندی
۳. مهیاسازی فضای داخلی
۴. رصد و شناخت دشمنان داخلی و عوامل جاسوسی.  

نکته دیگر رویکرد ما در زمان آتش‌بس است. آنچنان که از نام آتش‌بس بر می‌آید توقف موقتی و مقطعی جنگ مدنظر است و این توقف مقطعی به سرعت در حال گذر است. این بدان معنی است که بایستی در این فرصت و مجال بیشترین استفاده را برد و بشدت مهیا وآماده برای حربه‌های مختلف دشمن شد. از اینرو رویکرد ما در آتش‌بس باید فعالانه باشد نه منفعلانه. در رویکرد فعالانه بایستی برای آینده و اکنون غیر از توجه به پدافند و مراقبت‌های دفاعی برای تهاجم و غافلگیری دشمن فکر کرد و اندیشید.

معنای چنین رویکردی آن است که زمین بازی را به سمت سرزمین‌های دشمن برد و به جای دفاع به فرصت‌های تهاجمی اندیشید. در اصل در مرزهای دشمن او را سرگرم کرد نه با رویکرد دفاعی منتظر اقدام دشمن ماند.

موید چنین رویکردی کلام امام على عليه‌السلام درباره شرایط جنگی است که فرمودند:
اُغْزو هُم مِن قَبلِ أنْ يَغزوكُم، فَوَ الّذي نَفْسي بِيَدِه، ما غُزِيَ قَومٌ قَطُّ في عُقْرِ دِيارِهِم إلاّ ذَلُّوا؛ پيش از آن كه دشمن بر شما بتازد، بر او يورش بريد؛ زيرا به خدا سوگند كه هيچ ملتى در دل سرزمين‌شان مورد حمله قرار نگرفت، جز آن كه به خاك مذلّت افتاد.

حضرت در این سخن یکی از اصول جنگ را مطرح می‌کند که پرده‌برداری از یک قانون و سنت است: «هيچ ملتى در دل سرزمين‌شان مورد حمله قرار نگرفت، جز آن كه به خاك مذلّت افتاد». این سخن بیانگر آن است که در شرایط جنگی و بویژه آتش‌بس ایستایی و انتظار معنا ندارد. در رویکرد انفعالی به دشمن اجازه می‌دهیم خوب فکر کند، چاره‌اندیشی کند، تجهیز شود و دوباره برای ما مشکل‌آفرین شود. ما بایستی از رویکرد انفعالی به رویکرد تهاجمی‌تری در صحنه مبارزه دست یابیم.

آنچه در گذشته در مواجهه با اسرائیل به عنوان سیاست مواجهه تدبیر شده بود بر اساس همین ایده علوی بود، یعنی مبارزه در مرزهای بیرون از سرزمین خودمان، در سوریه، در لبنان، در عراق، یمن و فلسطین. این رویکرد فعالانه و یک نوع نگاه تهاجمی است نه دفاعی. از اینرو در چنین شرایطی بایستی بیشتر از جبهه مقاومت برای درگیر کردن دشمن و به هم زدن معادلات جنگیش بهره ببریم چرا که به زعم رژیم صهیون او توانسته بر جبهه مقاومت و بازوهای ایران در منطقه غلبه کند.

نکته آخر اینکه در دوره آتش بس بدانیم دشمن بشدت مشغول بازسازی توان و توشه جنگی خود است و به نحوی دست از تهاجم برنداشته بلکه فرصتی خواسته است برای بازتوانی خود پس در شرایط آتش بس باید به این نکته توجه کرد که بشدت بایستی توانایی‌های قبلی را حفظ و توان تهاجمی و دفاعی را قوت بخشید و به تعبیری آمادگی اطلاعاتی و نظامی را بشدت ارتقا بخشید و برای این سطح عالی از آمادگی همه جانبه چاره اندیشید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS