دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویژگی‌های پنددهنده و پندپذیرنده

No image
ویژگی‌های پنددهنده و پندپذیرنده

مریم پناهنده

هنگام سفر به مکانی که تا به حال نرفته اید وجود یک بلد، یعنی فردی که بتواند شما را طی راه همراهی کرده و مسیر درست و صحیح را نشان دهد، می تواند رسیدن به مقصد را تسریع بخشیده و سفری به دور از استرس و لبریز از آرامش را برای شما رقم زند. در سفر زندگی نیز می توان با استفاده از تجربیات دیگران و عبرت گرفتن از آنها راه درست را از نادرست تشخیص داد و اشتباهات آنان را تکرار نکرد. پیغمبر(ص) فرمود: بهترین ارمغانى كه مسلمان به برادر مسلمانش می‌دهد پند و اندرزی است كه هدایت او را زیاد و از هلاكت نگهش می‌دارد. (إرشاد القلوب/ترجمه رضایى/ج‌1/31) حضرت علی علیه السلام در خطبه 85 نهج البلاغه می‌فرمایند: «ای بندگان خدا از عبرت های سودمند پند پذیرید و از آیات روشنگر عبرت آموزید و از آنچه با پیام رسا شما را ترسانده اند بپرهیزید و از یادآوری ها و اندرزها سود ببرید.» حضرت در این خطبه از واژگان عبرت، ذکر و موعظه بهره می‌جوید که هر یک بار معنایی خاصی دارد. واژه های «عبرت» و «ذکر» پیوند معناییِ نزدیکی با «موعظه» دارند. بنابراین، در تعریف موعظه یا همان پند و اندرز، می توان گفت: رهنمونی است دلنشین، خالصانه و صادقانه که به سامان است و زداینده زنگار دل. در ضمن، زمانی پند و عبرت کارگشاست که هر یک از پند دهنده و پند پذیر ویژگی هایی را با خود به همراه داشته باشند.

برخی ویژگی های پنددهنده

1- خودسازی

در برنامه های اصلاحگرایانه، نخست باید از خود و وابستگانمان آغاز کنیم. پند دهنده، باید نمونه ای علمی، از اندرز خویش باشد، بر همین اساس، خدای متعال مؤمنان را از گفتار بدون کردار نهی فرموده و آن را شایسته جامعه دینی نمی داند، چنان که می فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ‌)(صف2)

2- اخلاص در عمل

اخلاص برای خدا، به هر سخن و کرداری، ارزش می بخشد؛ امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:(آفَه‌ُالعَمَلِ تَرکُ الاِخلاصِ)؛( غررالحکم و دررالکلم) آفتِ عمل، نداشتن اخلاص است.

3- سخن ورزی

پند دهی، رابطه مستقیمی با چگونگیِ ارتباط با مردم دارد. از این رو، سخنوری و مهارت های کلامی در این زمینه، نقش بسیار مهمّی، بازی می کند.

ویژگی های پندپذیر

برای به ثمر رسیدن پند و اندرز، افزون بر شایستگی‌هایی که در پند دهنده، لازم است پند گیرنده نیز بایستگی‌هایی دارد، زیرا فاعلیّت و کار آمدی فاعل بدون پذیرنده، نتیجه‌ای نخواهد داشت؛پیامبران الهی و جانشینان آنان، از پند و اندرز مردم چیزی فروگذار نکردند، با این حال، بسیاری بودند که پند دلسوزانه آنان را نمی‌پذیرفتند.

مولانا جلال الدین رومی در این باره گوید:

بس وصیت کرد و تخم وعظ کاشت

چون زمینشان شوره بُد، سودی نداشت

گوید: پند هنگامی سودمند افتد که در پندپذیر سه شرط باشد: الف- جان و دلی زنده که به گناه آلوده نشده باشد.ب- گوش دادن به نصیحت و خیرخواهی.ج- حضور قلب و توجه برای دریافت پند. (محمد ناجی مشرح، الوظائف الاعلامیه فی آفاق القصّه القرآنیه، صص 50-49)

موانعِ پندپذیری

1- پیروی از خواهش نفس

امیرمؤمنان علیه السلام می فرماید:

«ای مردم همانا بر شما از دو چیز بیشتر می ترسم: از خواهش نفس پیروی کردن، و آرزوی دراز در سر پروردن، که پیروی خواهش نفس، آدمی را از راه حق بازمی دارد؛ و آرزوی دراز، سبب می‌شود آخرت به‌دست فراموشی سپرده شود». (نهج البلاغه خطبه 42)

2- تقلیدهای کورکورانه

چنانچه تقلید از روی آگاهی و با مراجعه به کارشناسِ شایسته باشد، خردمندانه و پسندیده است، ولی اگر از روی تعصّبِ جاهلی و لجاجت باشد و با این منطقِ سست که «چون نیاکان ما این گونه بودند، پس ما هم دنباله رو آنان هستیم» انجام پذیرد سودی نخواهد داشت.

3- نبود اندرزدِهی درونی

وجدان اخلاقی یا واعظ و پند دهنده درونی، در همه افراد وجود دارد و انسان را از آلودگی به گناه بازداشته و سرزنش می کند، ولی چنانچه به آن بی توجهی شود، گاه به جایی می رسد که کارآیی خود را از دست می دهد و در لایه هایی تاریک فرو می رود.امیر مومنان حضرت علی علیه السلام می فرماید:«بدانید آن کس که نتواند خود را پند دهد تا از گناه بازدارد، دیگری را نیابد تا این کار را برای او به جای آرد. »(خطبه 90)

4- سهل انگاری پدر و مادر

امیر مومنان علیه السلام در این باره می فرمایند: حق فرزند بر پدر و مادر است که او را نام نیکو نهد و به خوبی، ادب آموزد و قرآنش تعلیم دهد(حکمت 399).پنددهی، رابطه مستقیمی با چگونگیِ ارتباط با مردم دارد. از این رو، سخنوری و مهارت های کلامی در این زمینه، نقش بسیار مهمّی، ایفا می کند.

5- فقر فرهنگی

فقر فرهنگی، از موانع پندپذیری است که خیرخواهان جامعه می بایست تمام توان خود را در ریشه کن کردن آن به کار گیرند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ناداری، بزرگترین مرگ است. به ایشان گفته شد: آیا مقصود، ناداریِ دینار و درهم است؟ فرمود: مراد ناداری و فقر دینی است. (تحف العقول)

6- فقر و غِنای مفرط مادی

فقر اقتصادیِ فراوان و ثروت بیش از اندازه، از موانع و آفات پندپذیری است. بسیاری از مردم چون با فقرِ مادی شدید روبه رو می شوند یا به ثروت‌های کلانی دست می یابند، به انحراف و بیراهه کشیده می شوند و از راه مستقیم، خارج می شوند و توجهی به پند و اندرز ندارند. حضرت امیر علیه السلام درباره نتیجه ها و پیامدهای زیانبار فقر، به فرزند خود می فرمایند:پسرم! کسی که دچار فقر شود، به چهار ویژگی دچار شود: سست باوری، کم‌خردی، سستی در دین و کمیّ آزرم و شرم، پس به خدا از فقر پناه می بریم. (بحارالانوار، ج 69)

7- دوست ناشایست

دوست و همنشین بد یکی دیگر از موانع پندپذیری است. دوستان ناشایست بسان مارهای خوش خط و خالی هستند که سمّی کشنده دارند.در این باره رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: انسان بر دین دوست خود است، پس بنگرید با چه کسی دوستی می کنید. (بحارالانوار،ج 71)

سخن آخر آنکه:

امام موسى بن جعفر علیه‌السّلام فرمودند: هر چه دیدگانت مشاهده مى‌كند در آن پندى هست( ایمان و كفر(ترجمه الإیمان و الكفر بحار الأنوار)ج‌2/250). پندی که خدا و راه رسیدن به او را زمزمه می کند. پس چه شده است که گوش ها از شنیدن سنگین و چشم ها از دیدن ناتوان است!

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS