دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پاسخ به دیدگاه هاى تحقیرآمیز درباره زن

No image
پاسخ به دیدگاه هاى تحقیرآمیز درباره زن استاد ایوب حائرى
ترجمه: اسلا‌م ملکى معاف
قرآن کریم چگونه به دیدگاه هاى تحقیرآمیز درباره زن پاسخ مى دهد؟
پاسخ : (1)
اندیشه ها و دیدگاه هاى تحقیرآمیزى درباره زن قبل از اسلام وجود داشته که اسلام آنها را باطل کرد و در اینجا برخى از این دیدگاه ها را همراه پاسخهاى اسلام به آنها با استناد به قرآن کریم بیان مى کنیم. یکى از این دیدگاه هایى است که “ زن براى مرد خلق شده و تنها بازیچه اى در دست اوست. “ که قرآن کریم این دیدگاه را نفى مى کند و مى فرماید : “هن لباس لکم و انتم لباس لهن(2() آنان (زنان) لباس شما (مردان) هستند و شما نیز لباس آنان هستید “) در واقع هریک از زن و مرد براى دیگرى خلق شده اند.( رابطه دوطرفه است نه یکطرفه )
دیدگاه دیگر این بود که عربهاى جاهلى و نیز برخى ملتهاى دیگر تصور مى کردند زن تنها ظرف و جایگاهى براى نطفه مرد است و هیچ نقش مهمى در حفظ این نطفه و رشد دادن آن ندارد اما قرآن کریم این دیدگاه را نفى کرد آنجا که مى فرماید :” اى مردم ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله هایى قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید بى شک گرامى ترین شما با تقواترین شماست...”(3) در اینجا خداوند زن و مرد را به‌صورت یکسان مورد خطاب قرار داده است(4)
دیدگاه دیگر همان است که زن را عامل گناه و شر به شمار مى آورد. بر اساس این دیدگاه از طریق زن بود که وسوسه ى شیطان کارگر شد و آدم فریب خورد. زیرا شیطان ابتدا حوا را فریب داد و سپس حوا آدم(ع) را فریفت.(5) اما قرآن کریم قصه آدم(ع) را به گونهدیگرى بیان مى کند. در قرآن اصلا نیامده که “ شیطان ابتدا حوا را فریفت و سپس او آدم(ع) را فریب داد” بلکه داستان را بصورت زیر بیان مى فرماید :
( و گفتیم :” اى آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و و از نعمتهاى آن از هرجا مى خواهید گوارا بخورید اما نزدیک این درخت نشوید که از ستمگران خواهید شد”()6) سپس وقتى خداوند مى خواهد موضوع وسوسه شیطان را مطرح کند ضمایر را مثنى مى آورد و بدین‌وسیله از هر دو یکسان یاد مى کند : ( فوسوس لهما الشیطان) و (فدلاهما بغرور) و (قاسمهما انى لکما لمن الناصحین()7)
ترجمه : ( پس شیطان آن دو نفر را وسوسه کرد ) و ( پس آن دو را از مقامشان فرود آورد ) و ( براى آن دو سوگند یاد کرد که من برایتان خیرخواه هستم )
بدین ترتیب قرآن کریم دامن زن را از آنچه به او نسبت داده مى شد پاک کرد.(8) همچنین در برخى احادیث آمده که زن مایه خیر و نیکبختى براى مرد است. امام صادق (ع) مى فرمایند : “ بیشترین خیرات و برکات در زنان است. “(9) دیدگاه دیگر که زن را حقیر معرفى مى کند نظریه اى است که ریاضت کشیدن و تجرد را سفارش مى کند و ازدواج را امرى نامطلوب مى شمارد. ریشه این دیدگاه نوعى بدبینى نسبت به جنس زن است و این تصور که میل به زن باعث مفاسد اخلاقى مى شود. اسلام به شدت با این عقیده خرافى جنگیده زیرا ازدواج در اسلام امرى مقدس است اما تجرد در اسلام امرى ناپسند به شمار مى آید. همچنین در اسلام عشق به همسر از جمله ویژگیهاى پیامبران شمرده شده است. پیامبر اعظم (ص) فرمود : “ از دنیاى شما سه چیز برایم دوست داشتنى است : عطر ، زن و نور چشمم در نماز است. “ نیز فرمود :” گمان ندارم هیچ مردى از ایمان بهره مندتر شود مگر اینکه عشقش به زن بیشتر گردد. “ (10) نیز فرمود :” ازدواج ، سنت من است و هر کس از سنت من روى بگرداند از من نیست.”(11) و فرمود : “ دو رکعت نماز که مردى متاهل بجا مى آورد بهتر از آن‌است که مردى مجرد شب را به عبادت بگذراند و روز را روزه بدارد.”(12)
پى نوشت ها:
1. پاسخ این پرسش را از کتاب “ نظام حقوق زن در اسلام” اثر استاد شهید مرتضى مطهرى وام گرفته ایم.
2. سوره بقره آیه 187
3. سوره حجرات آیه 13
4. به تعبیر دیگر خداوند تلویحا نقش هر زن و مرد را در خلقت انسان معادل دانسته و هیچ‌یک را بر دیگرى برترى نداده است ( مترجم )
5. این اندیشه ریشه در قصه آدم(ع) و حوا به روایت تورات دارد زیرا در متن تحریف شده تورات که مورد اعتقاد یهودیان و مسیحیان است آمده که ابتدا حوا فریب شیطان را خورد و سپس او آدم(ع) را فریب داد. ( مترجم )
6. سوره بقره آیه 35
7. این عبارات در آیات 20 تا 22 سوره اعراف آمده اند.
8. قرآن این‌گونه به ما مى فهماند که زن و مرد هر دو بطور یکسان در معرض فریب شیطان بوده و هستند.
9. وسائل الشیعه 10 : 14
10. اصول کافى 159 : 2
11. بحار الانوار 51 : 23 و 220 : 103
12. وسائل الشیعه 328 : 5

منبع : روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS