دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ: دلايل عدم استجابت دعا

No image
پرسش و پاسخ: دلايل عدم استجابت دعا

پرسش: چرا دعاها و خواسته هاي برخي افراد در مقام راز و نياز و مناجات با خدا به مقصد اجابت نمي رسد؟

پاسخ:

در بخش نخست پاسخ به اين سوال ضمن تاکيد بر دستورات شارع مقدس در خصوص دعا براي رفع حوائج و گرفتاري ها به سه مورد از دلايل عدم استجابت دعا شامل: 1- مخالفت با حکمت خداوند 2- دعاي بدون پشتوانه عملي 3- ضعف اعتقادي اشاره کرديم. اينک در بخش پاياني دنباله مطلب را پي مي گيريم.

4- دريافت اجر بيشتر

گاهي نيز تاخير اجابت يا عدم استجابت، موجب دريافت اجر و پاداش بيشتري براي دعاکننده است. به عبارت ديگر، زود مستجاب نشدن دعا باعث راز و نياز و ارتباط بيشتر دعاکننده با خالق خود مي شود و بدين وسيله به جاي دريافت هديه اي مادي و زودگذر، رشته پيوند خود را با خالق خود محکم تر مي کند و به سرمايه معنوي بيشتري دست مي يابد. علي(ع) در اين زمينه مي فرمايند:

«گاه مي شود که اجابت به تاخير مي افتد تا اجر و پاداش و عطاي درخواست کننده بيشتر شود.» (نهج البلاغه، نامه 31)

5- رسيدن به خواسته بهتر

خالق مهربان از مصلحت و منفعت بنده خود به خوبي آگاه است. از همين رو، گاهي به جاي برآوردن خواسته بنده مومن اش، نخواسته اي که به مراتب براي او گواراتر و بهتر از خواسته اوست، به او ارزاني مي دارد و يا اساسا خواسته او برخلاف مصلحت اوست و نرسيدن به آن، براي او بس مفيدتر از رسيدن به آن است و گاه مي شود که درخواست مي کني اما اجابت نمي گردد، در حالي که بهتر از آن به زودي و يا در موعد مقرري به تو عنايت خواهد شد و يا اينکه به خاطر چيز بهتري اين خواسته ات برآورده نمي شود، زيرا چه بسا چيزي را مي خواهي که اگر به تو داده شود، دين تو آسيب مي بيند. (همان)

در پايان دلايل فوق علي(ع) در نصيحتي مشفقانه از همگان مي خواهد به جاي دعا براي بدست آوردن متاع زودگذر دنيا، کالاي ماندگار اخروي را مطالبه کنند، چرا که «آنچه را نپايد، دلبستگي را نشايد» بايد خواسته تو چيزي باشد که جمال و زيبايي اش برايت باقي بماند و پيامد منفي و بدش از تو رخت بندد. مال براي تو باقي نمي ماند و تو نيز براي آن باقي نخواهي ماند. پسرم! بدان که تو براي آخرت آفريده شده اي نه براي دنيا، براي فنا (ي از اين دنيا) و نه بقا (در اين دنيا) (همان).

روزنامه كيهان، شماره 21099 به تاريخ 14/4/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS