دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ شيعه جعفری

No image
پرسش و پاسخ شيعه جعفری

پرسش:

چرا به شيعيان امام علي(ع) شيعه جعفري نيز اطلاق شده است؟

پاسخ:

شيعه يعني ياران و پيروان و تابعين يک نفر يا چند نفر و در اصطلاح به افرادي گفته مي شود که از امام علي(ع) پيروي کرده و آن حضرت را خليفه بلافصل پيامبر(ص) مي دانند(شهرستاني، الملل و النحل، ج1، ص169) بر اين اساس شيعه دو معني عام و خاص دارد، معني عام آن به عموم پيروان علي بن ابيطالب(ع) و معتقدين به خلافت و زمامداري بلافصل آن بزرگوار بعد از پيغمبر خاتم(ص) گفته مي شود و شيعه به اين معني در طول تاريخ و با گذشت ايام به گروه ها و شعبه هاي متعدد تقسيم شد، مثل شيعه زيدي، شيعه اسماعيلي و ديگر فرق و گروه ها.

اما شيعه به معني خاص به افرادي اطلاق مي شود که علاوه بر اينکه به امامت و جانشيني بلافصل امام علي(ع) بعد از رحلت پيامبر(ص) اعتقاد دارند، به امامت يازده فرزند آن حضرت نيز معتقد هستند و به اين گروه شيعه اثني عشري، اماميه، جعفري مذهب نيز اطلاق مي شود.

پيدايش شيعه و اطلاق اين نام به گروهي خاص پيروان علي(ع) طبق روايات و گزارشات تاريخي به دوران زندگي و حيات حضرت محمد(ص) برمي گردد.

جابر بن عبدالله انصاري صحابي رسول مکرم اسلام(ص) نقل مي کند: ما در خدمت پيامبر(ص) بوديم، علي بن ابي طالب(ع) وارد شد، آنگاه پيامبر(ص) با اشاره به علي(ع) فرمودند: «والذي نفسي بيده ان هذا و شيعته هم الفائزون يوم القيامه» (الامالي طوسي، ص251) سوگند به کسي که جانم در قبضه قدرت او است، همانا اين مرد(علي) و پيروانش در روز قيامت البته از رستگاران خواهند بود، در جاي ديگر مي فرمايد: يا علي تو و شيعيانت در بهشت هستيد. (بحارالانوار، ج9، ص 199)

اما چرا به جعفري، شيعه جعفري، مذهب جعفري اطلاق شده است، در رابطه با اين بخش بايد گفت که بعد از رحلت پيامبر(ص) در دوره خلافت خليفه دوم نوشتن حديث و حتي نقل آن ممنوع شد و اين عمل حدود 100 سال ادامه يافت تا اينکه در دوره امامت امام باقر(ع) که در ايام خلافت عمر بن عبد العزيز اموي بود، ممنوعيت کتابت و نوشتن حديث برداشته و از طرفي هم به خاطر درگيري خلافت به مسائل ديگر فرصت مناسبي براي امام باقر(ع) و شاگردان آن ايجاد شد تا اخبار و روايات وارد شده از پيامبر(ص) و ديگر امامان جمع آوري و توسعه دهند و اين امر در دوره امام صادق(ع) به اوج خود رسيد، يعني در دوره اي که از 114 هجري تا 148 هجري زمان حيات امام صادق(ع) پايه فکري نظام تشيع که در زمان پيامبر(ص) و ائمه پيشين طرح ريزي شده بود، مستحکم شد.

امام صادق(ع) از فرصت به دست آمده و مناسب سياسي موجود که در نهايت، موجب انتقال خلافت از امويان به عباسيان شد و با ملاحظه نياز جامعه و آمادگي زمينه اجتماعي دنباله نهضت علمي و فرهنگي پدرش امام باقر(ع) را گرفت و حوزه وسيع علمي بزرگي به وجود آورد و در رشته هاي مختلف علوم عقلي و نقلي آن روز را، به شاگردان بزرگي هم چون هشام بن حکم، محمد بن مسلم، جابر بن حيان و.....آموخت که علاوه بر استحکام پايه اعتقادي شيعه موجب توسعه و گسترش آن هم شد.

لذا در اين دوره تکيه اصلي شيعه بر امام صادق(ع) بود و اکثر روايات را از آن حضرت اخذ مي کرد و در اين تاريخ تشيع داراي شناسنامه شد و به صورت يک مذهب رسمي به نام امام صادق(ع) مزين شد.

اين در حالي بود که در اين دوره مذاهب اهل سنت نيز در حال شکل گيري بود، پس در حقيقت گام دوم در بنيان گذاري مکتب را حضرت امام صادق(ع) برداشت، مکتبي که پايه هاي اوليه آن در زمان پيامبر(ص) و ائمه پيش از امام صادق(ع) برداشته شده بود، لذا به خاطر اهتمام امام صادق(ع) در گسترش و اشاعه فقه و عقايد شيعه اين مذهب به نام آن حضرت مزين شده است.

دوران امامت امام صادق(ع) نقطه عطفي در نهضت تشيع و زماني بسيار حساس براي اين مکتب بوده است، چرا که اين دوره، دوره اي است مکاتب و مذاهب مختلف در شرف شکل گيري بودند، از طرفي مذاهب اهل سنت و از طرفي گروه خوارج و مرجئه و قدريه و نيز گروه هاي منشعب شده از شيعه مثل کيسانيه و ديگر گروه ها در حال شکل گيري و يا فعاليت بودند، لذا براي تفکيک اين مذهب با مذاهب ديگر پيروان اين مکتب که در مکتب جعفري و حوزه درس آن حضرت تربيت يافته بودند، به اين نام و عنوان شهرت يافتند، چرا که اطلاق شيعه در دوره امام صادق(ع) معناي وسيعي داشت.

بنابراين در دوره امام صادق(ع) آن حضرت با تربيت شاگردان و فرستادن آنها به مناطق ديگر و جمع آوري و تدوين و استحکام بخشيدن به عقايد و فقه تشيع و نشر آن توسط شاگردان تربيت يافته و نيز براي تفکيک از ديگر فرقه ها و گروه هايي که در اين دوره فعاليت داشتند، شريعت اسلام و آيين محمدي(ص) در چهره مذهب تشيع که همزمان با پيامبر(ص) شکل گرفته بود، شکل و انسجام فکري محکم تري يافت و طرفداران آنان به نام شيعه امامي و شيعه جعفري شهرت يافتند و امام صادق(ع) به رئيس مذهب مشهور شد و فقه شيعه امامي را منسجم ساخت و مذهب اهل بيت(ع) به نام مذهب جعفري معروف شد.

   

          روزنامه كيهان، شماره 21134 به تاريخ 27/5/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS