دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرهیز از غیبت

غیبت آن است که در غیاب برادر یا خواهر مسلمان، بدی او در حضور دیگری گفته شود، به گونه‌ای که اگر او آن سخن را بشنود، آزرده خاطر گردد.
پرهیز از غیبت
پرهیز از غیبت
نویسنده: رضا جاودان

«یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لاتجسسوا و لایغتب بعضکم بعضا ا یحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموه و اتقوا الله ان الله تواب رحیم؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسّس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر کراهت دارید تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است!»(حجرات: 12).‌غیبت یک بیماری و بلای اجتماعی است که افزون بر حرمت شرعی، پیامدهای ویرانگر بسیاری نیز دارد. غیبت آن است که در غیاب برادر یا خواهر مسلمان، بدی او در حضور دیگری گفته شود، به گونه‌ای که اگر او آن سخن را بشنود، آزرده خاطر گردد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: غیبت آن است که برادر خود را به چیزی یاد کنی که ناخوشایند اوست. عرض کردند: اگر آنچه گفته شده واقعاً در آن شخص باشد، آیا باز غیبت است؟ فرمود: آنچه درباره او می‌گویی اگر در او باشد، غیبت است و اگر در او نباشد، به او بهتان زده ای». غیبت دارای انواع گوناگونی است. یکی از انواع غیبت، غیبت زبانی است؛ یعنی در غیاب برادردینی سخنی درباره وی گفته شود که او در صورت شنیدن آن ناراحت شود. غیبت و بدگویی با زبان، نیز گاه صریح و بی پرده و بدون استفاده از تعبیرهای کنایه آمیز است و گاهی غیرمستقیم و با کنایه. برای نمونه گفته می‌شود: «خدا را شکر که ما حبّ ریاست نداریم» این جمله، کنایه از آن است که فلانی حبّ ریاست دارد. گاهی به کار بردن تعبیرهای کنایه آمیز در غیبت، خطرناک تر از غیبت صریح و روشن است. برای مثال، اگر از مومنی سخن به میان آید و بگوییم: «بگذریم، شرع مقدس دهان ما را بسته است» این تعبیر کنایه از انجام گناهی بزرگ است. در حالی که چه بسا اگر عیب آن شخص به صراحت بیان می‌شد، مفسده چندان بزرگی ایجاد نمی‌کرد، ولی با چنین کنایه و اشاره‌ای، ذهن مخاطب به سمت هر گناه و اشتباهی می‌رود و شنونده را به بدترین بدگمانی‌ها وا می‌دارد.از دیگر انواع غیبت، فاش ساختن عیب افراد در روزنامه‌ها و کتاب‌ها یا سایتهای خبری و اینترنت و پیامک هاست که سبب تخریب شخصیت آنها می‌شود. بی شک این نوع غیبتها نیز از نظر بزرگی گناه و آثار منفی دنیایی و آخرتی که در پی دارند، با غیبت زبانی برابرند. ‌غیبت از فراگیرترین بیماری‌های روانی ـ شخصیتی است که در بهداشت روح حتماً باید به آن توجه کرد. این پدیده، نشان دهنده عقده حقارت و ضعف شخصیت فرد است. ازاین رو، شناخت ریشه‌ها و عوامل روحی ـ روانی آن بسیار اهمیت دارد. یکی از علل روانی ارتکاب به غیبت، اثرپذیری از محیط و اطرافیان است. این مسئله بسیار فراگیر است که در مجلسی عده ای برای تفریح، عیب‌های مردم را فاش می‌سازند و به خیال خود با این حرام، به مجلس خود رونق می‌بخشند. در آن مجلس افرادی هستند که می‌دانند این کار غیبت است و غیبت نیز حرام است، ولی به خاطر هم رنگ شدن با جماعت یا عقب نماندن از قافله و به منظور «حسن معاشرت» به غیبت آنها گوش می‌دهند و گاهی خودشان هم زبان به غیبت می‌گشایند تا رضایت همنشینان خود را جلب کنند، درحالی که این شیوه جلب رضایت مخلوق، سبب خشم خالق خواهد شد.

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS