دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پوزیتویستیم اخلاقی

No image
پوزیتویستیم اخلاقی

كلمات كليدي : پوزيتويستيم اخلاقي، آمپريسم، پوزيتويسم منطقي

آمپریسم و پوزیتویسم در حقیقت ودر اصل مدعای خودشان یک نظریه فلسفی ومعرفت‌شناختی هستند، اما به سبب نگاه ویژه معرفت‌شناختی خود نتایج خاصی را نیز در اخلاق وحکمت عملی در پی دارند. از نظر آمپریست‌ها در حوزه معرفت‌شناسی، یگانه ابزار شناخت و معرفت منحصر در تجربه و هرچه آزمون‌پذیر است می‌باشد؛ لذا هر چه قابل مشاهده وتجربه نیست غیرقابل شناخت، بلکه غیرمعقول است.[1] طبیعی است بر اساس این دیدگاه آموزه‌های اصلی ادیان هم‌چون خدا، فرشته، بهشت و جهنم، وحی، امدادهای غیبی، نیکی عدل وبدی ظلم، واثرگذاری آنها در سعادت انسان زیر سؤال می‌رود.[2] پوزیتیویست‌ها پا را از این فراتر گذاشته مدعی‌اند امور غیرقابل تجربه، اساساً فاقد معنا یا فاقد معنی حقیقی هستند و همچون مفاهیم "دایره مربع" و "مدوّرِ مستطیل" می‌مانند، بنابراین پرداختن به چنین اموری کاری بیهوده وعبث است.[3]

پوزیتویسم منطقی را می‌توان بزرگ‌ترین دشمن دین واخلاق دینی دانست؛ زیرا در این طرز فکر همه قضایای متافیزیکی، اخلاق والهیات فاقد معنا بوده ونمی‌‌توان درباره آنها حکم کرد، این قضایا نه صادقند ونه کاذب، بلکه شبیه قضیه تهی هستند که از هرگونه دلالت و اثر معرفت‌بخشی خالی می‌باشند. " آیر" به عنوان یکی از سرشناس‌ترین طرفداران پوزیتیویسم منطقی تصریح می‌کند احکام اخلاقی دارای صحت و اعتبار عینی وخارجی نیستند؛ لذا معنی ندارد از صادق یا کاذب بودن چنین گزاره‌هایی سوال کرد.[4] چنان‌که پیداست این دیدگاه با نفی معنا از گزاره‌های دینی واخلاقی، آنها را فاقد اعتبار ساخته و راه را برای حاکمیت اخلاق سکولار هموار می‌سازد.

از نظر پوزیتویست‌ها قضایای اخلاقی صرفاً بیان ترجیحات وذوق وسلیقه شخصی واحساسات ذهنی‌اند. گزاره‌هایی هم‌چون «قتل بد است» فی‌الواقع بیانگر سلیقه فردی است. گویا کسی می‌گوید من چنان‌که از اسفناج بدم می‌آید از قتل نیز بدم می‌آید.[5] آیر در این خصوص می‌گوید:

حضور علامتی اخلاقی در قضیه، چیزی به مضمون واقعی آن نمی‌افزاید. مثلاً اگر به کسی بگویم «توکار بدی کردی که آن پول را دزدیدی» چیزی بیش از این نگفته‌ام «تو پول را دزدیدی». با علاوه کردن اینکه «توکار بدی کردی»، خبر دیگری درباره آن نداده‌ام. فقط عدم تصویب اخلاقی خود را اظهار داشته‌ام. درست مانند آن است که با لحنی حاکی از وحشت گفته باشم: «تو پول را دزدیدی»، یا این خبر را با علاوه کردن علامت تعجب نوشته باشم. لحن وحشت یا علامت تعجب، چیزی به معنی واقعی جمله نمی‌افزاید. فقط می‌رساند که اظهار این خبر نزد گوینده آن با پاره‌ای احساسات همراه بوده است.[6]

معلوم است اخلاقی که بر پایه چنین برداشتی از معرفت وشناخت شکل بگیرد ناگزیر نسبی، شخصی وفاقد هرگونه ثبات واطلاق خواهد بود. نمی‌توان گفت احساس افراد وسلیقه ایشان در موقعیت‌های شبیه هم یک جور است، گرچه تا حدودی می‌توان شباهت‌هایی را میان افراد مختلف در موقعیت‌های یکسان انتظار داشت، ولی حکم کردن بر اساس امور محتمل که معارضات زیادی نیز ممکن است داشته باشند ممکن نیست وناگزیر از پذیرفتن نسبیت هستیم. این پذیرفتنی است که معمولاً انسان‌ها در مقابل رنج هم‌نوعان خود وظلمی که احیاناً از طرف کسی بر دیگری وارد می‌شود احساس یکسانی دارند، اما این احساس مشابه، اولاً همه‌‌جایی وهمه‌زمانی نیست وثانیاً این احساس تا وقتی است که خود آنها طرف ظالم ویا مدافع وهم‌نفع با او نباشند. والّا با قاطعیت تمام وبدون هیچ احساس ناراحتی، ظلمِ ظالم را به حق وآه مظلوم را عقوبتی شایسته وبه جا تلقی می‌کنند. نمونه‌های این‌گونه رفتار به قدری در میان اقوام وملل مختلف ودر اعصار وقرون متوالی شایع بوده است که هیچ نیازی به مثال‌زدن نیست. تنها کافی است نگاهی به جنگ‌های اتفاق افتاده در طول تاریخ بیاندازیم تا به صحت این گفتار اذعان کنیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS