دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پی یر ژوزف پرودون Pierre Joseph Proudhon

پی یر ژوزف پرودون  Pierre Joseph Proudhon
پی یر ژوزف پرودون Pierre Joseph Proudhon

كلمات كليدي : پرودون، عدالت، مالكيت، اعتبار، دستمزد، تعاون، كارگر

نویسنده : حسين كفشگر جلودار

پرودن در سال 1809در شهر بزانسون فرانسه چشم به جهان گشود.در زمان تحصیل، از کمک‌خرج دولت استفاده کرد و سپس پیشه‌های حروف‌چینی، مدیریت چاپخانه، حسابداری و روزنامه‌نویسی را اختیار نمود.وی در سال 1848به نمایندگی مجلس ملّی فرانسه برگزیده شد؛ ولی از عضویّت در مجمع امتناع ورزید.در سال 1849 زندانی شد و بعد از آن تا سال1862 در شهر بروکسل اقامت گزید و در 19 ژانویه سال 1865 چشم از جهان فروبست.

پرودون را می‌توان از بزرگترین و مشهورترین سوسیالیست‌های فرانسه در قرن نوزده دانست.هرچند که بعضی او را به‌جهت برخوردهای عقیدتی با مارکس، سوسیالیست نمی‌خوانند، ولی او با سوسیالیسم بدون آزادی مخالف بود و بلکه با هر سیستمی که آزادی را فدای برابری کند، عداوت داشت. اما از این‌که انتقادات شدیدی به مالکیّّت کرده و آثار او برای آزادی کارگران الهام‌بخش بود، سوسیالیست محسوب می‌شود.[1] فکر اصلی و یگانه عامل وحدت آراء و عقاید پرودون، توجه خارق‌العاده‌ای است که به "عدالت" داشته و آن‌را چنین تعریف می‌کند: «عدالت یعنی احترام ارادی و متقابل حیثیت و شخصیت انسانی» و آن را پایه و اساس نظام جوامع می‌داند.

در میان کتب و رسالات متعدد او هرکس می‌تواند اندیشه و نظری مطابق سلیقه و سبک خاص خود بیاورد.به‌همین سبب، بسیاری از مکاتب اقتصادی و اجتماعی، او را از آن خود می‌دانند.از مطالعه آثار وی چنین به‌نظر می‌رسد که او در تکمیل و بیان افکار بلند خود توفیق زیادی نیافته است؛ ولی در موارد دیگر، عباراتی دارد که نمونه فکر بلند و نفوذ کلامی کم‌نظیر وی است.او تألیفات زیادی دارد؛ که اهمّ آن‌ها عبارتند از:مالکیّت چیست (1840)، فلسفه فقر (1846)، تنظیم اعتبار و پول و حلّ مسأله اجتماعی (1848)، عدالت در انقلاب و در کلیسا (1857)، جنگ و صلح (1861)، شایستگی سیاسی طبقه کارگر (1865).

 

مهمترین دیدگاه‌های پرودون

أ‌)مالکیّت؛ بسیاری عبارت معروف "مالکیت یعنی دزدی"، پرودون را نظر او درباره مالکیّت تصور کرده‌اند؛ این استنتاج صحیح نیست. وی با استفاده از روش جدل هگلی می‌گوید: «مالکیت عادلانه است»(حکم مثبت)؛ چراکه طبیعی و منصفانه است؛ زیرا هرکس از ثمره کار و کوشش و تلاش خود بهره‌مند می‌شود.او سپس اضافه می‌کند:«مالکیت دزدی است»(حکم منفی)؛ چراکه نوعی حق انحصاری و نافی حقوق دیگران است و کسانی که مالک نیستند، در یک حالت انقیاد و وابستگی به‌سر می‌برند.

نتیجه این‌که، او ابتدا هوادار جدّی برابری کامل میان افراد اجتماع بوده و وجود این حق را عامل پیدایش نابرابری می‌پنداشت.ولی بعدا در عقاید خود تجدید نظر کرد و گفت حق مالکیت بهترین پناهگاه و پشتیبان افراد در مقابل اقتدار حکومت است. مالکیت، ضامن آزادی فردی و احترام به شخصیت انسانی است؛ که اگر تعدیل و در جهت مصالح عمومی هدایت شود، اساس نظام اجتماعی خواهد بود.[2]

 

ب‌)دستمزد؛ پرودون مثل همه سوسیالیست‌های زمان خود، کارگر را مظلوم استثمار کارفرما می‌داند و با وجودی که قبول می‌کند، قرارداد کار، آزادانه بین کارگر و کارفرما امضاء می‌شود، مع‌الوصف معتقد است که کارگران، توسط کارفرمایان استثمار می‌شوند.[3] چراکه کارگران فقط دستمزد یک کارگر تنها را دریافت می‌دارند؛ حال آن‌که نیروی کار و تولید یک گروه، به‌مراتب بیشتر از مجموع نیروهای فردی اعضای آن گروه است. وی در زمینه میزان دستمزد، اعتقاد شگفت‌آور دیگری بیان داشت و آن، برابری کامل دستمزدها است.

 

ج)اعتبار؛ به‌گمان پرودون، وجود و توجیه اعتبار بانکی، ناشی از حق مالکیت است.هرکس مالک نباشد، ناچار است کالاهای مورد نیاز خود را از طریق وام به‌دست آورده و برای تأمین این نظر، باید بهره‌ای بپردازد.نتیجه آن‌که، درآمدی بدون کار قبلی پدید می‌آید و این مباین اصل برابری است.پس باید اعتبارات، رایگان باشد؛ تا عدالت و مساوات در مبادلات بازرگانی برقرار گردد.وی برای تحقّق این نظر، پیشنهاد می‌کند، یک بانک داد و ستد، به‌منظور تنزیل سفته و بروات تجاری، به‌وسیله اوراق بهاداری که قابل تبدیل به پول نباشد، بنیان‌گذاری شود.

این نظریه، مورد انتقاد برخی اقتصاددانان قرار گرفت؛ که موارد زیر را از عیوب آن برشمردند:

1)اگر یکی از وام‌گیرندگان و مشتریان بانک، در موعد مقرر، قادر به ایفای تعهدات خود نباشد، اوراق بهادار مربوط، عملا ارزش خود را از دست خواهند داد؛ چراکه مؤسسه مورد بحث، فاقد سرمایه و ارزش است؛

2)به‌گمان پرودون، اوراق بهادار مزبور، فقط باید در برابر سفته‌ها و برواتی که حقیقتا معرّف و مبیّن وجود کالا است، صادر گردد. لذا تحقّق پیشنهاد مورد بحث، فقط به‌سود سرمایه‌داران و توان‌گران بوده و هدف اجتماعی و اصلی آن، تأمین نخواهد شد.

برخی نیز این نظریه پرودون را حائز نکات مثبتی دانسته‌اند؛ که ارزش دفاع دارد:

1. پرودون به‌طور بارز، لزوم تقلیل نرخ بهره و حسن تأخیر آن‌را در رونق تجارت و صناعت و بهبود اوضاع اقتصادی متذکر شده؛

2. پرودون به‌خوبی متوجه یک نوع اعتماد متقابل، در زمینه استفاده از اعتبارات بانکی گردید؛

3. پرودون خطرات ملاحظات دولت را در امور پول، بانک و اعتبار دریافته و به‌روشنی بیان کرد: «اگر بانک متعلق به مردم را در اختیار دولت بگذارند، مشکلات تازه‌ای بر دشواری‌های سابق اضافه خواهد شد؛ ولخرجی رواج خواهد یافت و سوء استفاده، خاصّه‌خرجی و طفیلی‌گری، به‌صورت اساس فعالیت مؤسّسه در خواهد آمد.»[4]

 

د)دولت؛ به‌نظر پرودون، اگر دولت، برای همه تأمین کار کند، دیگر، کارگران احتیاجی به مالکیت نخواهند داشت و با داشتن حق کار، هرکس از موهبت طبیعت برخوردار خواهد بود و انحصار مالکیّت، ملغی خواهد شد.[5]

 

ه)تعاون و سازمان کار؛ پرودون با تعاون، اتحادیه و سازمان کار مخالف بود؛ زیرا آن‌ها را مخالف اصل آزادی کارگر می‌داند. می‌گوید قدرتی که برای این امور قائل هستند، فقط مربوط به نیروی دسته جمعی کار و تقسیم مشاغل است.قدرت واقعی اقتصاد، همانا آزادی است و «کمال اقتصادی در استقلال مطلق کارگران است.»

 

و)اخلاص، فداکاری و برابری؛ او می‌گوید، آن‌ها را نمی‌توان اصل عمل قرار داد؛ زیرا لازمه از خودگذشتگی، تابعیت یکی در برابر دیگری است و حال آن‌که افراد، همه، حقوقا مساوی هستند و قاعده روابط متقابل آن‌ها، چیزی جز عدالت نمی‌تواند باشد.[6]

 

ز)اموال و دارایی‌ها؛ به‌نظر وی، اموال و دارایی‌ها باید در اختیار انجمن کارگری قرار گیرد.این انجمن‌ها، قیمت عادلانه‌ای برای محصولات در نظر می‌گیرند، که بسیار نزدیک به هزینه تولید آن‌ها است.[7]

مقاله

نویسنده حسين كفشگر جلودار

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS