دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چاپلوسی كردن ممنوع

No image
چاپلوسی كردن ممنوع

 واژه ملق به معناي چاپلوسي است. اين واژه در قرآن به شكل املاق براي بيان نداري و مشكل مالي آمده است؛ (مجمع‌البيان، ذيل آيه 151 سوره انعام) اما اينكه چرا در قرآن به انسان ندار، نسبت املاق مي‌دهد از آن روست كه انسان ندار براي كسب درآمد به چاپلوسي و تملق رو مي‌آورد. هر انسان بي‌مايه‌اي براي رسيدن به مايه مي‌كوشد تا با تملق به آن برسد. از اين رو در توصيف اين دسته از افراد ندار عنوان املاق را به كار مي‌برد؛ زيرا كساني كه از روي املاق (نداري) يا خشيه املاق (ترس از نداري) كودكان خويش را مي‌كشند، انسان‌هاي سست مايه از نظر مادي و معنوي هستند. (انعام، آيه 151؛ اسراء، آيه 31) . آيت‌ا... جوادي آملي (مدظله العالي) مي‌گويد: اين املاق به معناي فقر نيست، چه اينكه فقر هم به معناي نداري نيست. آن كسي كه مال ندارد تهيدست است به او مي‌گويند فاقد نه فقير، فقير يعني كسي كه ستون فقراتش شكسته است. منتها ملت گرسنه كه دستش خالي است و قدرت ايستادگي ندارد به آن مي‌گويند فقير. كم كم اين كلمه فقير درباره كسي كه مال ندارد هم رايج شده وگرنه حقيقت اين لغت به معناي نداشتن مال نيست. پس يك، كسي كه ستون فقراتش شكسته است قدرت ايستادن ندارد؛ دو، ملتي كه دستش خالي است ستون فقرات اقتصادي‌اش شكسته است؛ سه، قدرت ايستادگي (نه ايستادن)، ندارد؛ چهار، وگرنه فقير به معناي مال‌ندار نيست چه اينكه مسكنت هم همين‌طور است، مسكين هم همين طور است اينها معاني‌اي است كه بعد پيدا شده. فرمود: شما خزائن رحمت الهي را داشته باشيد دستتان بسته است اين مي‌شود تكاثري فكر كردن، اما كوثري انديشيدن اين است كه فرمود: «اذا املقتم فتاجروا‌الله بالصدقه » هر وقت مشكل مالي پيدا كرديد با خدا معامله كنيد. (نهج البلاغه، حكمت 852) به هر حال، در فرهنگ قرآني، واژه ملق كه به معناي چاپلوسي است به معناي نداري به كار رفته است؛ زيرا آدم ندار به چاپلوسي گرفتار و تملق‌گو مي‌شود. البته در قرآن همين مفهوم تملق و چاپلوسي، با واژه ديگري به كار رفته است. خداوند از افراط در حمد و ثنا به معناي چاپلوسي اشاره مي‌كند و از مردم مي‌خواهد تا از اين كار پرهيز كنند. چنانكه مي‌فرمايد: البته گمان مبر كساني كه بدانچه كرده‌اند شادماني مي‌كنند و دوست دارند به آنچه نكرده‌اند مورد ستايش قرار گيرند، قطعا گمان مبر كه براي آنان نجاتي از عذاب است كه عذابي دردناك خواهند داشت. (آل عمران، آيه 881) بخشي از مفاهيم مرتبط با اين آيه: مردم سه دسته‌اند: 1- گروهي كه كار مي‌كنند و انتظار پاداش يا تشكر از مردم ندارند. 2- گروهي كه كار مي‌كنند تا مردم بدانند و ستايش كنند. 3- گروهي كه كار نكرده‌، انتظار ستايش از مردم دارند. اهل تملق، انسان‌هاي خودباخته‌اي هستند كه تنها به يك رذيله اخلاقي دچار نيستند، بلكه تملق و چاپلوسي دربردارنده چندين رذيلت اخلاقي است. از جمله آنها مي‌توان به رذيلت دروغ اشاره كرد. چاپلوسان اهل دروغ، رياكاري، توجيه‌گري، عذرتراشي، نقدگريزي، غلو و چند رذيلت اخلاقي ديگر هستند و بدتر از آن كه گناهي را مرتكب مي‌شوند، تملق شده را به گناه ترغيب و تشويق مي‌كنند و اجازه نمي‌دهند تا حقيقت خود را بشناسد و به بازسازي افكار و رفتار خويش بپردازد. چاپلوسي و تملق، غرور مي‌آورد و مغرور به پند ناصحان گوش نمي‌دهد و اگر اين حركت او با قدرت همراه شود، مردم را به سختي و بدبختي مي‌افكند. براين اساس، پيامبر گرامي اسلام (صلي‌الله و عليه وآله) فرمود: « هرگاه برادرت را پيش رويش بستايي، چنان است كه تيغ بر گلويش نهاده‌اي. » فرد چاپلوس، افزون بر اينكه مرتكب دروغ، نفاق و ميدان دادن به ستمگران مي‌شود، به نسبت موقعيت ستمگران و آثار ناگواري که از تملق و چاپلوسي او پديد آمده، خود، يكي از عوامل فساد و شريك جرم زيان‌ها و خسارت‌هاي وارد شده از اين ناحيه به شمار مي‌رود. هر كس به مقدار دخالت، همكاري، تاييد و تشويق خود از ديگران، در پيدايش فساد و ارتكاب جرم‌ها و ظلم، سهيم و شريك است.

 روش برخورد با متملق

يكي از بهترين و مناسب‌ترين روش‌هاي برطرف‌سازي رفتارهاي تملق‌آميز، اعتنا نكردن و پاسخ مثبت ندادن به رفتار چاپلوسان است كه در حيطه روان‌شناسي، «خاموشي» ناميده مي‌شود. بدين‌ترتيب، اينگونه افراد، روش به ظاهر كارآمد خود را غير موثر و تحقيرآميز مي‌يابند و به اجبار، با تجديدنظر در شخصيت خود، سعي خواهند كرد رفتارهاي مناسبي را جايگزين رفتار پيشين خود كنند. در مقابل، توجه و نيز پاسخ‌دهي مثبت به رفتارهاي مناسب و اصلاح شده اينگونه افراد، روش مكمل براي تكنيك خاموشي است و اين تكنيك، در اصطلاح روان‌شناسان «تقويت مثبت» نام دارد. بدون ترديد، رشد و ترويج فرهنگ چاپلوسي و چاپلوس‌پروري در هر سازمان و محيطي، سبب آلودگي فرهنگي و اخلاقي محيط كاري مي‌شود و به مرور، افراد غير كارآمد سرپرستي امور را به دست مي‌گيرند كه كاهش ارتباط افراد سالم و كاردان و نيز پايين آمدن بهره‌وري در نتيجه فروپاشي سازمان را منجر خواهد شد. هيچ فرد چاپلوسي جرات تملق‌گويي و دگرفريبي به خود راه نخواهد داد، مگر آنكه اطرافيان ضعيف‌النفس و چاپلوس پرور، براي ارضاي حقارت‌هاي ذاتي خود، از او حمايت كنند. پيامبراكرم (صلي‌الله و عليه وآله) مي‌فرمايند: «اگر مردمي با كارد برنده و تيزي به سراغ مردي بروند، براي او بهتر است از اينكه در پيش رو، مدحش را بگويند. (محمدرضا پورفلاحتي، نشريه طوبي، شهريور 6831، شماره21، صفحه99)

 نتيجه‌گيری

بيشتر افراد ضعيف و فرومايه كه چيزي بارشان نيست و بر اثر روابط و زد و بندها به مقام و موقعيتي دست يافته‌اند، از مدح و ستايش اينگونه افراد لذت مي‌برند و بساطشان را روز به روز گسترش مي‌دهند، ولي افراد بالياقت و شايسته كه نيازي به تعريف و تمجيد بيجا نمي‌بينند، به‌شدت با آنها مقابله مي‌كنند. امام علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: «زنهار پرهيز كن از چاپلوسي و تملق كه از خصلت ايمان نيست».

ناگفته نماند تملق و چاپلوسي، شخصيت گوينده را تخريب و مخاطب را مغرور مي‌سازد.

سرمايه جاودانه

بسيار مهم است كه در زندگي عادت كنيم كه روزانه يك يا چند صفحه از قرآن را بخوانيم و اين خواندن قرآن در زندگي وسعت و گشايش ايجاد مي‌كند و تنگناها و غم و غصه‌هاي انسان را مي‌زدايد. در بيان اميرمومنان (ع) پيرامون تاثير قرائت قرآن مطلب مهم و جالبي آمده است: «اگر براي خواندن قرآن جز همان اثر نباشد، بسنده است كه انسان هميشه خود را در آستانه قرآن داشته باشد و با آن انس و حشر و نشر داشته باشد». امير مومنان خواندن قرآن را بسان نسيم بهاري دانسته كه اگر انسان قرآن بخواند همانند نسيمي با بركت و روح افزا در دل انسان توليد ايمان مي‌كند و ايمان سرمايه جاودان ان

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʄ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(4)

هان ای فیلسوفان و حکمت آموزان، بیایید و در جملات خطبه ی اول این کتاب به تحقیق بنشینند و افکار بلند پایه ی خود را به کار گیرند و با کمک اصحاب معرفت و ارباب عرفان این یک جمله کوتاه را به تفسیر بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود را برای درک واقعی آن ارضا کنند به شرط آن که بیاناتی که در این میدان تاخت و تار شده است آنان را فریب ندهد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
Powered by TayaCMS