دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.

براین اساس مأمون تصمیم گرفت امام رضا(ع) را به نوعی حتی برخلاف تمایلشان وارد حکومت عباسیان نماید تا بتواند رضایت علویان را جلب کرده و آنها را تحت کنترل درآورد.

در این راستا واگذاری ولایتعهدی از طرف مأمون به حضرت رضا(ع) مطرح میشود و علیرغم مخالفت امام (ع) با این پیشنهاد، مأمون ایشان را با طرح قبلی از مدینه به مرو (مقر حکومت عباسیان) فرا میخواند. حضرت رضا(ع) به اجبار راهی مرو میشوند. اما مطلبی که ما در این نوشته به دنبال آن هستیم اینکه مرکز حکومت مأمون شهر مرو بوده است اما امام رضا(ع) در طوس به شهادت رسیده و در آنجا مدفون شدهاند این در حالی است که فاصله مرو تا طوس (مشهدالرضای فعلی) مسافتی بسیار طولانی بوده است، آیا بعد از شهادت امام (ع) بدن مطهر حضرت را به طوس منتقل کردند و یا اینکه مکان شهادت امام(ره) طوس بوده است؟

برای پاسخ به این سؤال لازم است ابتدا به بررسی موقعیت جغرافیایی شهر مرو بپردازیم.

* موقعیت جغرافیایی مرو

خراسان بزرگترین بخش جغرافیایی ایران در طول تاریخ بوده است که از آن به عنوان خاور ایران یاد کردهاند. خراسان قدیم از وسعتی بیش از گستره امروزی آن برخوردار بوده است. (۱)

در تمامی خراسان و مراکز مهم آن، دو شهر نیشابور و مرو از اهمیتی ویژه برخوردار بوده است. (۲)

هرچند اهمیت شهر مرو از قرن سوم به بعد، با آغاز حکومت طاهریان، رو به کاستی نهاد اما در جغرافیای کهن خراسان دو شهر به نام مرو شهرت داشته است که فاصله میان آن دو پنج روز راه بوده است. یکی را «مرو کبری» و دیگری را «مرو صغری» نامیدهاند.

«مرو کبری» که به «مروشاهجان» نیز معروف است، از مرکزیت برخوردار بوده و دارالاماره خوانده میشده است. (۳)

بنای شهر مرو نیز به گفته بیشتر مورخان به دوران اسکندر ذوالقرنین مربوط میشود. (۴)

از قرائن تاریخی چنین استفاده میشود که مرو در نخستین سالهای تاریخ اسلام به دست سربازان مسلمان فتح شد و به تدریج رو به آبادانی گذاشت و موقعیت خاصی را به دست آورد. به ویژه در قرن دوم هجری از مرکزیت خاصی برخوردار شد تا آن جا که ابن حوقل مینویسد: مرو در آن زمان مرکز خلافت و خراسان درالاماره و پادگان نظامی و مرکز قشون اسلام بوده است و دولت بنی عباس نیز از این منطقه ظهور یافته است. (۵)

* زمینههای شهادت امام رضا(ع)

بعد از مشخص شدن موقعیت جغرافیایی شهر مرو به بررسی زمینههای شهادت امام رضا(ع) میپردازیم.

مأمون به حضرت رضا(ع) پیشنهاد میکند که به عنوان ولیعهد از خراسان به بغداد برود. چرا که بغداد مرکز تجمع عباسیان بوده و آنان این شهر را همچون دژی برای خود برگزیده بودند. (۶)

در چنین شرایطی مأمون از امام (ع) میخواهد که به بغداد برود تا از یکسو با سرسختترین دشمنان خود رو به رو شود و از سوی دیگر خود و دیگر رجال عباسی در خراسان آسوده باشند. امام(ع) این پیشنهاد را رد میکنند و مأمون نیز از اصرار خویش مأیوس میشود.

اکنون این پرسش مطرح میشود، چرا مأمون امام (ع) را به رفتن مجبور نساخت؟ آیا نمیتوانست همانند قبولاندن امر ولایتعهدی در این مقطع نیز حضرت را به زور به بغداد روانه سازد؟

به روشنی پیداست که مأمون از رویدادهای مربوط به ولیعهدی تجربه آموخته بود، چون در آنجا امام(ع) اجبار و اکراه خود را فرصتی برای استفاده علیه مأمون قرار داد. از این رو او میخواست امام(ع) کاملاً با رضایت خویش به بغداد برود وهرگز از هدف نهایی وی آگاه نگردد. در غیر اینصورت، حرکت امام(ع) به بغداد متضمن هیچگونه سودی برای مأمون نبود. (۷)

پس از امتناع امام(ع) از رفتن به بغداد مأمون خود تصمیم میگیرد که به آن سامان حرکت کند و اصرار میکند که امام(ع) را نیز همراه خود ببرد.

اما حضور امام(ع) در بغداد نیز به سود مأمون نبود چرا که خلیفه بازهم دچار مشکلاتی میشد. از جمله اینکه هواداران افراطی حکومت عباسی که در بغداد بودند نسبت به امام(ع) حقه و کینه فراوانی داشتند و وجود امام(ع) را مانع عادی شدن روابط خویش با مأمون میدانستند. در عین حال فشاری که آنها به مأمون وارد میکردند به گونهای بود که او را مجبور مینمود امام(ع) را از ولایتعهدی خلع کند که اگر مأمون به این بهانه امام(ره) را برکنار میکرد ضربه بزرگی بر حیثیت و حکومت وی وارد میشد.

از سوی دیگر مأمون از نفوذ امام(ع) در بین مردم سخت وحشت داشت و میترسید نقشههای او نتیجه معکوسی داشته باشد.

مأمون با بنبست عجیبی رو به رو شده بود. او که تصمیم گرفته بود شخصیت امام(ع) را نزد مردم زیر سؤال ببرد و برای این منظور تمام تلاشها و سلاحهای خویش را به کار برده بود میدید که همه جا سلاح امام از او کارآمدتر است و درک وهوشیاری ایشان تمام مکرها و نیرنگهای مأمون را خنثی میکند.

بالاخره کار بدانجا کشید که مأمون خود را سزاوار سرزنش حمید بن مهران دانست که روزی به او گفته بود: «چقدر بیمناکم از آن که حکومت از اولاد عباس به اولاد علی منتقل گردد و چقدر بیمناکم از آن که او دستت را از مملکت بریده و خود زمامش را به دست گیرد. (۸)

بنابراین مأمون برای رهایی از این بنبست عجیب سرانجام تصمیم به قتل امام میگیرد. اما چگونه؟

* چگونگی شهادت امام رضا(ع)

مأمون در مسیر حرکت به بغداد که امام نیز در آن کاروان بودند تصمیم میگیرد که امام و فضل بن سهل را طی توطئهای در حمام سرخس به قتل برساند ولی هوشیاری امام(ع) مانع از آن شد که خود را در دام مأمون گرفتار سازد و به رغم اصرار مأمون، از ورود به حمام سرخس خودداری میکنند که البته فضل بن سهل با نیرنگ مأمون در حمام به قتل میرسد.

با آنکه توطئه قتل امام(ع) در حمام سرخس با شکست مواجه شد ولی مأمون ناامید نگشته و درباره چگونگی قتل امام به تدبیر و اندیشه پرداخت. اما این بار تجربه قتل فضل بن سهل به مأمون آموخته بود که با احتیاط بیشتری گام بردارد.

شهادت امام رضا(ع) در طوس

مأمون در سفر بغداد از مرو به سرخس و از سرخس به طوس میآید و مدتی به بهانه حضور در کنار قبر پدر در آنجا درنگ میکند. طبری در این باره مینویسد: «مأمون مدتی در کنار قبر پدرش هارون درنگ کرد» (۹)

اما سؤال این است که آیا مأمون آنقدر پدر را دوست داشت که در آن شرایط بحرانی، کنار قبر او اتراق کند و چند روزی در آنجا بماند.

به طور یقین هدف مأمون اجرای نقشههایی بود که در سر میپروراند. بنابراین در طوس و در قریهای خوش آب و هوا به نام نوغان امام(ع) را به شهادت میرساند.

اما چرا مأمون این منطقه را برای قتل امام (ع) انتخاب کرد؟

  1. مأمون از همان زمانی که از مرو به بغداد حرکت کرد به دنبال فرصتی بود که امام را به شهادت برساند و علت اینکه در مرو دست به چنین کاری نزد از شورش مردم خصوصاً علویان وحشتداشت. زیرا نفوذی که امام(ع) در میان مردم داشتند و همچنین وابستگی مذهبی و عاطفی که مردم با امام (ع) داشتند مانع از آن میشد که مأمون بتواند نقشه خود را عملی کند.
  2. مأمون به این مسأله آگاه بود که وقتی کاروانش وارد شهرها و قصبات بشود و حضرت رضا(ع) نیز در آن کاروان حضور داشته باشند یقیناً مردم نسبت به امام خویش ابراز ارادت نموده و پیوند مردم و امام(ع) بیشتر میشود به همین جهت مأمون هر لحظه به فکر این بود که زودتر امام را به قتل برساند. بر این اساس امام(ع) در طوس و قریه نوغان به شهادت رسیده و مأمون دستور میدهد حضرت را در باغی که هارون در آن مدفون بوده است، دفن کنند.

پینوشتها:

  1. امام رضا منادی توحید، ص ۹۱.
  2. معجم البلدان، ص ۵/۱۱۲.
  3. خراسان بزرگ، ص ۲۲۸.
  4. معجم البلدان، ص ۵/۱۱۲.
  5. صورة الارض، ص ۳۶۳.
  6. زندگانی هشتمین امام جعفر مرتضی، ص ۲۰۲.
  7. همان.
  8. همان.
  9. تاریخ طبری، ۷/۱۵۰.

دکتر عباس نصیری فرد

روزنامه قدس

تاریخ انتشار: دوشنبه 15 مرداد ماه 1397

مقاله

نویسنده دکتر عباس نصیری فرد

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS