دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا امام زمان(عج) را بقیه الله می نامند؟

No image
چرا امام زمان(عج) را بقیه الله می نامند؟

قدس آنلاین: امام باقر (ع) فرمودند: «نخستين سخن حضرت مهدي عليه السلام پس از ظهور اين آيه است كه مي‌گويد: بقية اللّه برايتان بهتر است اگر ايمان داريد.»

به گزارش قدس آنلاین، يكي از اموري كه مي‌تواند معرفت و شناخت ما را نسبت به حضرت مهدي (عج) افزايش دهد، آشنايي با القاب آن حضرت (عج) و معاني آنها است. با توجه به عنايت معصومين عليهم السلام به استفاده از القاب خاصّ براي آن حضرت (عج)، روشن می‌شود كه برخي از اوصاف و ويژگي هاي آن حضرت (عج) چگونه است.

واژه «بقية»؛ يعني، بازمانده و پاينده و آنچه از چيزي باقي گذاشته شود. عبارت «بَقية اللّه» هم در قرآن مجيد و هم در روايات آمده است. در قرآن فقط يك بار در داستان حضرت شعيب عليه السلام ذکر شده است؛ يعنی، آنجا كه وی قوم خود را از كم‌فروشي نهي كرده، مي گويد: «بَقيتُ اللّهِ خَيرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ مُؤمِنينَ»؛ «آنچه را كه خداوند] در ازاي چشم پوشي از منافع نامشروع دنيوي[ براي شما باقي مي‌گذارد، براي شما بهتر است».

در اين آيه هر چند مخاطب قوم شعيب هستند و منظور از «بَقية اللّه»، سود و سرمايه حلال و يا پاداش الهي است؛ ولي هر موجود نافع ـ كه از طرف خداوند براي بشر باقي مانده و مايه خير و سعادت او گردد ـ «بَقية اللّه» محسوب مي‌شود. از اين رو تمام پيامبران و پيشوايان بزرگ «بَقية اللّه»اند. تمام رهبران راستين كه پس از مبارزه با يك دشمن سرسخت براي يك قوم و ملت باقي مي‌مانند، از اين نظر «بَقية اللّه» هستند....

از آنجايي كه مهدي موعود (عج) آخرين پيشوا و بزرگ‌ترين رهبر انقلابي، پس از قيام پيامبر اسلام (ص) است؛ يكي از روشن‌ترين مصاديق «بَقيةُاللّه» است. او از ديگران به اين لقب شايسته‌تر است؛ به خصوص كه تنها باقي مانده بعد از پيامبر (ص) و امامان عليهم السلام است.

در روايات، دعاها و زيارات، ائمه اطهار عليهم السلام به عنوان «بقيةاللّه» توصيف شده‌اند. براي نمونه به بعضی از آنها اشاره مي‌شود:

به دستور هشام بن عبدالملك، امام باقر (ع) را به شام بردند. موقع مراجعت به مدينه، هشام فرمان داد بازارها را بر روي آن حضرت (ع) و همراهانش ببندند و آنان را از خوراك و آشاميدني محروم سازند! وقتی به شهر مدينه رسيدند، مردم درِ شهر را بر رويشان بستند و اصحاب آن حضرت از جهت كمبود آب و غذا به زحمت افتادند و به آن بزرگوار شكايت بردند. امام باقر (ع) به بالاي كوهي مشرِف به شهر رفت و با صداي بلند فرمودند: «اي اهل شهري كه مردمانش ستمگرند! به خداوند سوگند من بقيةاللّه هستم. خداوند فرمود: بقيةاللّه برايتان بهتر است، اگر ايمان داريد»

در «زيارت جامعه كبيره»، آمده است: «اَلسَّلامُ‌عَلَي ‌الاَئِمَةِ... وَ بَقيةِ اللَّهِ...»؛ «سلام بر امامان كه... بقية اللّه هستند...».

در دعاي ندبه نیز مي‌خوانيم: «أينَ بَقِيةُ اللَّهِ ‌الَتي لاتَخْلُو مِنَ ‌العِتْرَةِ الهادِيةِ...»؛ «كجا است آن بقية اللّه كه از عترت هدايتگر بيرون نيست».

و در حديثي آمده است: مردي از امام صادق (ع) پرسيد: آيا بر امام قائم مي توان با عنوان «اميرمؤمنان» سلام كرد؟ فرمودند: «خير؛ خداوند اين نام را به حضرت امير مؤمنان علي عليه السلام اختصاص داده است. پيش از او كسي اين نام بر خود ننهاده و پس از او نيز ـ مگركافر ـ اين نام را به خود نبندد».

راوي گويد: پرسيدم: فدايت گردم! پس چگونه بر او سلام كنند؟ فرمودند: مي گويند «السَّلامُ عَلَيكَ يا بَقيةَ اللَّهِ». سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: «بَقيتُ ‌اللهِ خَيرٌ لَكُم اِنْ كنتُم مُؤمنين.»

علاوه بر این، امام باقر (ع) فرمودند: «نخستين سخن حضرت مهدي عليه السلام پس از ظهور اين آيه است كه مي‌گويد: بقية اللّه برايتان بهتر است اگر ايمان داريد. آن گاه مي‌فرمايد: «منم بقيةاللّه و حجّت و خليفه او در ميان شما». در آن زمان هر كس بر آن حضرت (عج) سلام كند، مي‌گويد: «السَّلامُ عَلَيكَ يا بَقيةَاللّهِ فِي اَرْضِهِ».

روايت شده است. وقتي احمد بن اسحاق ‌بن سعد اشعري، به محضر امام عسكري (ع) شرفياب شد؛ درباره جانشين آن حضرت (ع) سؤال كرد. آن حضرت (ع) كودكي خردسال، همچون قرص ماه را به او نشان داد. احمدبن اسحاق پرسيد: آيا نشانه‌اي هست تا قلبم اطمينان يابد؟ آن كودك زبان گشود و با زبان عربي فصيح فرمود: «اَنَا بَقِيةُ اللّهِ فِي اَرْضِهِ وَالمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ فَلا تَطْلُبْ اَثَراً بَعْدَ عَينٍ يا اَحْمَدَبنَ اِسْحاقَ»؛ «من بقيةالله بر روي زمين و منتقم از دشمنان او هستم.‌ اي احمدبن‌اسحاق! بعد از ديدن [اين کرامت] نشانه ای طلب نكن».

منبع: درسنامه مهدویت، جلد یک

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS