دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرايی عدم بيعت با يزيد-بخش دوم

No image
چرايی عدم بيعت با يزيد-بخش دوم

پرسش:

امام حسين(ع) با کدام توجيه منطقي حاضر نشد همچون امام حسن(ع) که با معاويه مصالحه کرد، با يزيد از روي مصلحت بيعت کند؟

پاسخ:

در دو بخش قبلي پاسخ به اين سؤال شرايط عصر امام حسين(ع) که منجر به امتناع از بيعت با يزيد شد و همچنين ادله آن مورد بررسي قرار گرفت.

اينک در بخش پاياني دنباله مطلب را پي مي گيريم.

ديدگاه دانشمندان اهل سنت

براي آشنايي بيشتر و منصفانه تر با وضعيت جامعه اسلامي در زمان امام حسين (ع) به ديدگاه يكي از انديشمندان روشنفكر اهل سنت؛ يعني، سيد قطب (مفسر و متفكر انقلابي مصري) اشاره مي كنيم:

«حكومت امويان، خلافت اسلامي نبود؛ بلكه سلطنت استبدادي بود و منطبق با وحي اسلام نبود؛ بلكه ناشي از افكار جاهليت بود. براي اينكه بدانيم حكومت بني اميه بر چه اساسي استوار شد كافي است كه همان صورت بيعت يزيد را ببينيم. معاويه گروه هايي از مردم را احضار كرد تا راجع به گرفتن بيعت براي يزيد نظر بدهند. مردي كه او را يزيد بن مقفع مي گفتند، برخاست و گفت: اميرالمؤمنين اين است و اشاره به معاويه كرد.

سپس گفت: اگر معاويه مرد، اميرالمومنين اين است و اشاره به يزيد كرد. پس از آن گفت: هر كس اين را نپذيرد، پس اين است (و اشاره به شمشير كرد). معاويه گفت: «بنشين تو سيد خطبايي».

پس از آن، داستان بيعت گرفتن معاويه را براي يزيد در مكه ذكر مي كند كه چگونه با زور و شمشير و قدرت سرنيزه و خدعه و نيرنگ از مردم بيعت گرفت.

بعد از آنكه شرحي از نابكاري هاي يزيد- مانند مي گساري، زنا و ترك نماز- را نقل كرده، می‌گويد: اعمال يزيد مانند: قتل حسين و محاصره خانه كعبه و رمي آن به سنگ و تخريب خانه و سوزاندن آن و واقعه حرّه، همه شهادت مي دهد كه هر چه درباره او گفته شده، مبالغه و گزاف نيست... تعيين يزيد براي خلافت يك ضربت كاري به قلب اسلام و نظام اسلامي و هدف‌ها و مقاصد اسلام بود.

در زمان حكومت معاويه روز به روز، روش زمامداري از روش اسلامي دورتر گشته و تحولي عجيب در شكل حكومت ظاهر مي شد و معاويه آن را با ولايت عهدي يزيد تكميل كرد و همان طور كه سيد قطب گفت، ضربت كاري به قلب اسلام و به نظام اسلام وارد شد. پس بر امام حسين (ع) واجب بود كه آن را جبران نمايد و مرهمي به جراحاتي كه بر پيكر اسلام رسيده بود، بگذارد و به عموم مردم بفهماند كه اين شكل حكومت شرعي نيست و با حكومت اسلام ارتباط و شباهت ندارد.

آن حضرت با قيام خود نظر دين را درباره حكومت يزيد اعلام كرد. در حالي که با سكوت يا بيعت امام (ع)، مردم بيش از پيش در مورد اسلام و نظام اسلامي به اشتباه مي افتادند و چيزي از اسلام حقيقي و ناب باقي نمي ماند.

محمد غزالي (نويسنده و دانشمند معروف اهل سنت) درباره مفاسد نظام حكومتي بنی‌اميه مي نويسد: «واقعيت اين است كه حركت و تكاني كه اسلام از ناحيه فتنه هاي بني اميه ديد، به طوري شديد بود كه به هر دعوت ديگر اين گونه صدمه رسيده بود آن را از ميان مي برد و اركان آن را ويران مي ساخت».

اين بود مختصري از زيان هاي آفت خطرناكي كه به نام يزيد و حكومت اموي به جان حكومت اسلامي افتاد و شكل حكومت را كه عالي ترين نمايش عدالت اسلامي بود به آن صورت وحشت‌زا و منفور درآورد. بنابراين اگر قيام امام حسين (ع) در آن هنگام به فرياد اسلام نرسيده بود و انفصال آن حكومت را از زمامداري اسلامي آشكار نساخته بود؛ بزرگ ترين ننگ و عار دامن اسلام را لكه دار مي ساخت و عدالت و نظام ممتاز حكومتي دين خدا پايمال و نابود مي گشت.

منبع: دفتر سيزدهم پرسش ها و پاسخ ها(ويژه محرم)، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها.

روزنامه كيهان، شماره 21739 به تاريخ 15/7/96، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS