دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونه خود را کنترل کنیم؟

No image
چگونه خود را کنترل کنیم؟

زهرا اجلال

تا حالا شده سر موضوعی عصبانی شوید و به قول معروف از کوره در بروید؟! در آن حالت چه کار کرده اید؟غیر از این است که در اکثر مواقع در چنین شرایطی عملی را انجام داده ایم که بعداً از کار خودمان پشیمان شده ایم؟!در این مقاله بر آن شدیم تا ببینیم چگونه می توانیم بر این قوه غضب خود کنترلی داشته و آن را مهار کنیم؟

مصاحبت با افراد بردبار

با افراد خوش اخلاق رفیق شویم. با کسانی رفیق نشویم که او هم جوش بیاورد. با آدم ‌های حلیم رفیق شویم. از صحنه‌ هایی که عصبانیت را تحریک می‌کند، دوری کنیم. گاهی آدم صحنه‌هایی را می ‌بیند که عصبانیتش تشدید می ‌شود. مطالعه حال افراد بزرگ ... ببینیم بزرگان ما چه کردند؟ رفاقت با این آدم‌ ها به آدم حلم و صبوری می‌ دهد. آشنایی با افراد عصبانی آدم را عصبانی می‌ کند. آشنایی با آدم حلیم به آدم حلم و کظم غیظ می ‌دهد.

تغییر موقعیت

از جایی که عصبانی شدی، بلند شو و جای دیگری برو. جایت را عوض کن. از آب سرد استفاده کن. توجه کنیم که اگر این عصبانیت را قورت بدهیم خدا چه پاداشی به ما می‌ دهد: «ما تجرعت جرعه احب الی من جرعه غیظ لا اکافی بها صاحبها» (کافی، ج 2، ص 83) اگر شما اینجا غیظت را بنشانی، خدا هم غضبش را بر تو می‌نشاند.

توجه به آثار عفو و بخشش دیگران

توجه داشته باشیم که احتیاج ما به عفو در قیامت از احتیاج انسان به عفو ما بیشتر است. اگر امروز این آقا مرا عصبانی کرده است، من او را ببخشم. حالا ایشان چقدر به بخشش من نیاز دارد؟ مگر من در قیامت نیازم به بخشش خدا بیش از نیاز ایشان به بخشش من است. ایشان مرا عصبانی کرده، من از دست ایشان عصبانی هستم.حالا عصبانی هستم، می‌توانم داد بزنم ولی اگر این عصبانیت را قورت بدهم، خداوند در روز قیامت غضبش را از من بر خواهد داشت. حدیث داریم اگر کسی غیظ کرد و غضب کرد و خودش را نگه داشت؛ «والکاظمین الغیظ اقاله الله نفسه یوم القیامه» (کتاب الزهد: ص 1، ح 9) خدا گناهانی را که کرده است نادیده می ‌گیرد. حدیث قدسی است که می فرماید: «اذکرنی حین تغضب، اذکرک حین اغضب» (مصباح الهدایه/ ص 356) تو وقت غضب یاد من باش و کظم غیظ کن. من هم وقت غضب تو را یاد می‌کنم.

توجه به پشیمانی بعد از عصبانیت

حدیث داریم «ایاک و الغضب اوله جنون آخره ندم» (غررالحکم، ح 6898) آدمی که جوش آورد، اول حالت شبه جنون پیدا می کند، آخرش هم پشیمان می ‌شود.حضرت علی(ع) به حارث همدانی نامه نوشت، یک جمله در نامه بود. فرمود: «الغضب، وَاحْذَرِ الْغَضَبَ فَإِنَّهُ جُنْدٌ عَظِیمٌ مِنْ جُنُودِ إِبْلِیسَ، وَالسَّلاَمُ» (نهج البلاغه/ نامه69) یک نامه یک جمله دارد. ای حارث همدانی از غضب دوری کن «فانه من جنود ابلیس» غضب لشگر ابلیس است.

غضب مثبت

یادمان باشد که همه  غضب ها هم بد نیستند و غضب مثبت هم داریم. معنای بحث ما این نیست که هرکس غضب کرد بد است. بعضی جاها باید غضب کنیم. وقتی حضرت موسی از کوه طور آمد و دید مردم سراغ مجسمه پرستی رفتند، «...وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ...» (اعراف/150) به برادرش گفت: چرا گذاشتی اینها بت پرست شوند؟ گفت: هرچه گفتم، گوش ندادند. (غضب مثبت!) گفت: «...‌لَّنُحَرِّقَنَّهُ...» (طه/97) این مجسمه طلایی را آتش می‌زنم. «...ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفًا» این گوساله طلایی را آتش می ‌زنم و خاکسترش را بر باد می‌ دهم و بر دریا می ‌ریزم. (غضب مثبت)حضرت ابراهیم گفت: « ...وَتَاللَّـهِ لَأَكِیدَنَّ أَصْنَامَكُم...» (انبیاء/57) به خدا قسم بت ‌های شما را ریز ریز می‌ کنم. به خدا قسم برای بت ‌های شما نقشه می‌کشم. (غضب مثبت!)امیرالمؤمنین(ع) به امام حسن و امام حسین علیهم‌السلام می فرماید: شما باید غضب داشته باشید. «کونا للظالم خصما» (نهج البلاغه/ نامه 47)  نسبت به ظالم باید غضب کنید. نه اینکه از کنار ظالم رد شود و هیچ چیز نگویید! حداقل می‌ توانید عبوس شوید.در حدیث داریم اگر کسی منکری انجام می‌ دهد، می‌ توانی با زبان جلویش را بگیر، نمی ‌توانی با عمل و قدرت جلویش را بگیر. اگر نه عملی داری و نه رویت می ‌شود زبانی حرف بزنی، لا اقل «وجوه مکفهره» (وسائل‌الشیعه، ج‌16، ص: 143‌) قیافه‌ ات را در هم بکش. به او لبخند نزن.قرآن می‌ فرماید: «...أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ...» (فتح/29) غضب مثبت است. قرآن می‌گوید: «...وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ...» (توبه/73) «...قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ...» (توبه/30) حضرت امیر(ع) در نهج‌ البلاغه، هجده بار کلماتی را فرموده اند که آتش از این کلمات در می‌ آید!یا اشباه الرجال و لا رجال» (نهج البلاغه) ای لاشه‌ های مرد نمای نامرد! ای مرد نماهایی که قیافه مرد دارید و نامرد هستید. «یا اشباه بلا ارواح» (نهج البلاغه) ای لاشه‌ های بی روح! خداوند می‌فرماید: «قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِكُمْ ...» (‌‌آل ‌عمران/119) بمیر از غیظ! غضب خداست. «...قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ...» (منافقون/ 4) آیه قرآن است. «...لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ... » (بقره/88) خدا لعنتشان کند، آیه قرآن است.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS