دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونه خوش اخلاق شویم؟

No image
چگونه خوش اخلاق شویم؟

خوش اخلاقی دارای دو معنای عام و خاص است. معنای عام آن اتصاف به فضایل اخلاقی و تحصیل مجموعه كمالات و خصلت‌های پسندیده ای است كه انسان در مسیر خودسازی و پرورش نفس، خود را به آنها می‌آراید و معنای خاص آن خوشرویی، خوشرفتاری و برخورد شاد و پرنشاط با دیگران است. مقصود ما از این گفتار معنای خاص خوش اخلاقی است. به طور كلی رابطه با مردم و اخلاق اجتماعی یكی از مهم ترین و گسترده ترین عرصه‌های خودسازی و پرورش توانایی‌های انسان است. در اصطلاح اخلاقی و آموزه‌های دینی اسلام به كسی خوش اخلاق گفته می‌شود كه با گشاده رویى، زبانی ملایم و برخوردی شاد با مردم روبه‌رو می‌شود و در هر شرایطی این توانایی را دارد كه با خوشرویى برخورد كند، لب هایى پر از تبسم، و كلماتى پر از محبت و لطف داشته باشد. صادق آل محمد (علیه السلام) در تعریف خوش اخلاقی فرموده: حسن خلق آن است كه برخوردت را نرم كنی، سخنت را پاكیزه گردانی و برادرت را با خوشرویی دیدار نمایی (جامع السعادات، ج1، ص324). ‌دین اسلام همواره پیروان خود را به نرم خویی و ملایمت در گفتار و رفتار فرا خوانده و از درشتی و تند خویی بازداشته است.می‌دانید چرا؟ چون این آموزه یكی از مهم ترین عوامل قدرت، موفقیت و پیروزی انسان در زندگی است. آیا می‌دانید مهم‌ترین عامل موفقیت انبیای الهی به خصوص پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) در جذب قلوب انسان‌ها و گسترش دین چه بوده است؟ این عامل همانا خوش اخلاقی، گشاده رویی، كلام نرم و دلنشین و نرم خویی آن حضرت بوده است.حسن خلق و خوش رویی در نفوذ سخن انسان در دیگران اثری شگفت دارد.درباره پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) كه مصداق كامل حسن خلق بود خدای مهربان فرمود: وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ : و راستى كه تو را خویى والاست (قلم، 4). بعد در آیه ای دیگر فرمود: به همین دلیل هم توانستی در دلها نفوذ كنی و آنان را پیرامون خود گردآوری و در دعوت خویش موفق عمل كنی. فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ. چون در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم خو شده ای اطرافت گرد آمدند و اگر خشن و سنگ دل بودی، هر آینه از گردت پراكنده می‌شدند (آل عمران، 159). راهكار تحصیل خوش اخلاقى و مبارزه با بداخلاقى و علاج آن عبارت است از: 1. توجه به ارزش و آثار خوش‌اخلاقى و آثار نیك آن و همچنین زشتى بداخلاقى و آثار بد آن: براى این منظور بهترین راه موجود، مطالعه روایات و آیاتى است كه در زمینه حسن خلق و سوء خلق نازل شده است. 2. پرورش عواطف انسانی: یكى از ابعاد مهم وجودى انسان عواطف طبیعى، انسانى و ایمانى اوست. دوست داشتن دیگران و ایجاد رابطه عاطفى با سایر انسان‌ها قابل رشد و تربیت است. انسان‌های مهربان شاخص ترین و دوست داشتنی‌ترین افراد جامعه و یك فامیل هستند. قسمت بزرگى از لذت و شادى زندگى از طریق ایجاد ارتباط عاطفى با دیگران تأمین مى‌شود. باید توجه کرد كه این شادى و لذت از طریق خوش اخلاقى، یعنى ایجاد رابطه‌ عاطفى مثبت، محبت كردن و دوست داشتن دیگران به دست مى‌آید و بد اخلاقى كه در واقع همان رابطه‌ عاطفى منفى است، موجب كدورت و عذاب زندگى خواهد بود و دیگران را از گرداگرد انسان مى‌پراكند. امام على (ع) فرمود: بداخلاقى زندگى را سخت مى ‌كند و موجب عذاب نفس است.

  1. تمرین و نهادینه‌سازی: از راه هاى دیگر تحصیل خوش اخلاقى و رفع بداخلاقى تمرین عملى خوش اخلاقى هنگام برخورد با دیگران است. هر كس قادر است با یك تصمیم قوى و عزم جزم با رعایت اصل تدریج، به تمرین عملى در این زمینه بپردازد. اگر كسى تصمیم بگیرد حداقل به مدت چهل روز در برخورد خود نسبت به اطرافیان تجدید نظر کند و در این مدت با رویى گشاده، لبى خندان و رابطه‌اى صمیمى برخورد نماید، نرم و زیبا سخن بگوید، قطعاً نتایج خوبى خواهد گرفت.یكی از مهم ترین كارهایی كه در این زمینه باید تمرین كرد برخورد شاد است. سلام و احوالپرسى توأم با تبسم، دست دادن و گاهی كه فاصله‌ها زیاد می‌شود، معانقه همراه با صمیمیت و احترام، اولین فن مؤثر ارتباطى، به منظور تمرین خوش اخلاق بودن و همچنین جلب محبت دیگران است. اولین لحظه ملاقات از اهمیت فوق‌العاده‌اى برخوردار است، به نحوى كه موفقیت یا شكست در امر دوست‌یابى به آن بستگى دارد.در فرهنگ دینى ما، نسبت به سلام‌ كردن، مصافحه و تبسم، احترام، محبت و ابراز علاقه قلبى سفارش و اهتمام فراوان شده است. عدى بن حاتم مى‌گوید: وارد مدینه شدم. پیامبر خدا(ص) مرا شناخت، از جاى خود برخاست و دست مرا گرفت و به خانه خود برد... من از فروتنى وى غرق حیرت شدم و از اخلاق پسندیده و ملكات فاضله و از احترام فوق‌العاده‌اى كه نسبت به تمام افراد قائل بود دریافتم كه وى فرد عادى و فرمانرواى معمولى نیست.حتّى وقتى كه عمیقاً غمگین و ناراحت هستید، سعی كنید خود را شاد نشان دهید و تبسم کنید. چنان كه امام على (ع) در توصیف مؤمن مى‌فرماید: شادى مؤمن در چهره او و اندوه وى در دلش پنهان است. (المؤمن بِشره فى وجهه، و حزنه فى قلبه) (نهج البلاغه، حكمت 333). 4. شوخ طبعی: یكی دیگر از عوامل خوش اخلاقی، داشتن روحیه شوخی و مزاح است. به عبارتی حواسمان باشد که مزاحی باید صورت بگیرد که از حق تجاوز نشود و مشتمل بر سخن باطل یا ایذاء و اهانتی نباشد و باعث سرور شود، که چنین مزاحی مذموم نیست. در شوخی کردن با دیگران هم باید ظرفیت طرف مقابل سنجیده شود، هم از افراط و زیاده روی پرهیز گردد، هم از تحقیر و توهین و استهزای دیگران اجتناب شود، هم وقار و هیبت خودِ شخص محفوظ بماند. نشاندن گل لبخند به چهره‌ها به قیمت خرد کردن شخصیت یک انسان و ایجاد شادی در عده ای به بهای غمگین ساختن یک مسلمان، زیبنده و شایسته نیست. بنابراین اعتدال در هر امری پسندیده است، در مزاح و شوخی نیز همچنین، تا معاشرت‌ها پاک و دوستی‌ها با دوام و رابطه‌ها صمیمی و برادرانه باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS