دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کاتولیک

No image
کاتولیک

كلمات كليدي : كاتولیك، پاپ، حضایتان، اسقف، كاردینال، شماس

نویسنده : هادی جهانگشای

کاتولیک در لغت‌ به معانی اصل، اصیل، جامع، بلندنظر، آزاده، از ریشه «Katholicos» یونانی به معنای «مرتبط با کل» و «جامع» گرفته شده است. این واژه در هیچ جای عهد جدید بکار نرفته است.[1] تا قرن سوم کلمه «کاتولیک» به معنای «جهانی» بود. در پایان این قرن، این کلمه به معنای اعتقاد به آموزه‌های دارای سنت حواری بود که در یک فدراسیون جهانی از کلیساها که همدیگر را به رسمیت می‌شناختند، پذیرفته شده بود.[2] «کاتولیک» در لغت به معنای «جامع» است و از آن جهت که کاتولیک‌ها کلیسای خود را اساس و پایه همه کلیساها می‌دانند و معتقدند که فقط کلیساهای آنها نماینده حقیقی دین مسیح است، این نام را برای خود برگزیده‌اند. کلیساهای کاتولیکی همچنین کلیساهای پطرسی نامیده می‌شوند؛ زیرا کاتولیک‌ها معتقدند، پایه‌گذار کلیسای آنان پطرس حواری بوده است و چون پولس رسول نیز مدتی رهبری آن کلیسا را بر عهده داشته، از این رو کلیسای رسولی نیز به آن اطلاق می‌شود.[3]

اعتقادات کاتولیک‌ها

1. مهم‌ترین ویژگی کاتولیک‌ها آن است که معتقد به ریاست پاپ بر تمام جامعه مسیحیان هستند. پاپ لئوی اول معروف به «لئوی کبیر» اسقف رم، در حدود سال‌های 461–440 طرفدار جدی قدرت پاپی بود. لئو برای ادعای خود چنین استدلال می‌کرد که اسقف رم، جانشین پطرس است، و چون پطرس منصوب به دست عیسی(ع) است پس اسقف رم هم با واسطه منصوب به دست عیسی است و این نصب و انتصاب‌ها ادامه دارد تا پاپ فعلی که او هم منصوب دست حضرت عیسی است.

او از تفسیر چندین عبارت از عهد جدید استفاده می‌کند؛ در کتاب مقدس آمده است: «و من نیز تو را می‌گویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهد یافت.» و «کلیدهای ملکوت آسمان را به تو می‌سپارم و آنچه بر زمین ببندی، در آسمان بسته گردد و آنچه در زمین گشایی، در آسمان گشاده شود.»[4] امتیاز این قدرت در واقع به دیگر رسولان منتقل شد و این فرمان به ترتیب به همه رهبران کلیسا(ی کاتولیک) رسید.[5]

2.از دیگر اعتقادات کلیسای کاتولیک، معصوم بودن پاپ‌ها است. در سال 1870 شورای واتیکانی اول به عصمت پاپ، به عنوان عقیده‌ای الزام‌آور حکم کرد. این فرمان تعلیم می‌دهد که هرگاه اسقف رم در مقام رسمی خود در موضوعات ایمان و اخلاق سخن می‌گوید، کاملاً از خطا و اشتباه مصون است و به تائید از سوی یک شورای عمومی یا بخش‌های دیگر کلیسا نیازی ندارد.

3. کلیسای کاتولیک برای دو مسئله بکارت و عصمت مریم(س) اهمیت ویژه‌ای قائل‌اند. در دومین شورای قسطنطنیه(553.م) آموزه بکارت همیشگی مریم(س)، آموزه رسمی کلیسای کاتولیک شناخته شد. و نتیجه باکره دانستن مریم(س) تا پایان عمر آن است که کاتولیک‌ها عباراتی از کتاب مقدس را که شامل معرفی برادران و خواهران عیسی(ع) است به خویشاوندان وی تاویل می‌کنند.[6]

مآخذ اعتقادی کاتولیک‌ها

مأخذ اصول اعتقادی کلیسای روم عبارت است از:

1. کتاب مقدس(اپوکریفای عهد عتیق در این مجموعه جای دارد)

2.اعتقادنامه‌های سه‌گانه جهانی که هر سه در مراسم عشای ربانی به کار می‌روند.

3. عقاید و مصوبات شورای ترنت(1564.م)

4. اعتراف‌نامه در مورد ایمان به تثلیث(1564) که پس از پایان شورای مذبور تنظیم شد.

5. پرسش و پاسخ‌های رومی(1566)؛ این مأخذ تالیف یک کمسیون پاپی بود؛

6. عقاید و مصوبات شورای واتیکان(1870) که در این ماخذ تصویب‌نامه مصونیت پاپ از خطا برای فهم ماخذ اصول اعتقادی کلیسا در کاتولیک روم دارای اهمیت ویژه‌ای است؛

7. تمام اظهارات پاپ در مسند خود؛

8. آثاری از صاحب‌نظران روحانی کلیسا که مراجعی برای اصول عقاید کاتولیک روم شناخته شده‌اند(آمبروز، جروم، آگوستین و لوئی بزرگ که همان پاپ لئو است)؛

9. قانون رسمی کلیسا که اولین بار به ابتکار بندیکت شانزدهم در سال 1918-1917 انتشار یافت؛

10. کتب دینی ذیل:

· کتب دعاهای روزانه(1568.م)؛

· آئین عشای ربانی رومی(1570.م)؛

· مراسم و شعائر رومی(1614.م)؛

· نشان‌های اسقفی روم(1596.م) و مراسم و جشن‌های مربوط به اسقف‌ها(1600.م).[7]

مناصب کلیسای کاتولیک

مناصب کلیسای کاتولیک طبق مصوبه شورای ترنت به هفت مرتبه تقسیم می‌شود؛ سه رتبه عالی و چهار مرتبه پائین‌‌تر.

چهار درجه پایین، به ترتیب عبارتند از: دربان، قاری، خادم کلیسا، متصدی راندن ارواح پلید و شرور. این رتبه‌ها در زمره مناصب جزئی قرار دارند و معمولاً از میان گروه دانشجویان الهیات انتخاب می‌شوند.

وظیفه ازدواج نکردن به سه رتبه عالی که عبارتند از معاونت شماسی، شماسی، کشیشی، که شامل اسقفی و پرسبیتری است- تعلق می‌گیرد. ارتقاء به مقام اسقفی به انتصاب و تقدیس جدید نیازمند است – مقام اسقفی بالاترین رتبه انتصاب است؛ البته در مورد اسقف‌های اعظم و کاردینال‌ها و حتی خود پاپ، اگر چه حوزه عمل وسیع‌تری دارند، احتیاج به تقدیس بیشتری نیست.[8]

مقاله

نویسنده محمد صادق احمدي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
Powered by TayaCMS