دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کلید موفقیت در زندگی

No image
کلید موفقیت در زندگی

آمنه اسفندیاری

مشاوره با دیگران، غرور کاذب انسان را از بین می‌برد و بر اعتماد انسان‌ها به یکدیگر اضافه می‌کند و اعتماد به نفس زیادی به افراد می‌بخشد. مشورت كردن با مؤمنان باعث برطرف شدن شک و تردید و رسیدن به یقین است. وقتی در سیره پیامبر اکرم (ص) تفحص می‌کنیم به خوبی رد پای مشورت مشهود است. با توجه اینکه آن بزرگوار با مبدأ وحى ارتباط داشت در همه مسائل با یارانش مشورت می‌کرد، تا براى مردم الگو باشد؛ مخصوصاً براى رأى افراد صاحب نظر ارزش خاصى قائل بود، تا آن‌جا كه گاهى از رأى خود براى احترام آنها، صرفنظر می‌نمود. با توجه به این عملکرد پیامبر درمی یابیم که از عوامل مهم موفقیت ایشان در تبلیغ دین و اهداف بزرگشان همین موضوع بود. پس حالا که شخص اول عالم اسلام تا این حد به موضوع مشورت اهمیت می‌دهد قطعاً غفلت از این مهم برای ما جایز نخواهد بود. مشورت در زمره روش هایی است که مشورت گیرنده را در پیمودن راه و وصول به هدف یاری می‌دهد. از آنجا که عقل آدمی به لحاظ تکثر مسائل و پیچیدگی‌های ساختاری و موضوعی جامعه، در بسیاری از مواقع قادر به تشخیص سره از ناسره و حق از باطل نیست لذا بنابر تأیید عقلا ناگزیر از روی آوردن به رایزنی با اهل نظر به منظور شناختن زوایای تاریک مسائل و موضوعات پیش رو برای تصمیم‌گیری صحیح است.

ویژگی‌های مشاوران

امام صادق(ع) درباره شرایط و ویژگی‌های مشاوران فرمود: در كارهاى خود - كه از نظر دین نیز جایز باشد- با كسى مشورت كن كه در او این ویژگی‌ها باشد.۱. عاقل: یعنی کسی باشد که صلاح و فساد امور را مى‌‌فهمد.۲. عالم: احكام و آداب دینى را مى‌‌داند. ۳. با تجربه: در پیش آمدها صاحب تجربه است. ۴. خیرخواه: با خلوص نیت و صفای باطن درباره مسائل جامعه نظر می‌دهد. ۵. پرهیزکار: از محرمات و تمایلات نفسانى خوددارى مى‌‌كند (مصباح‌الشریعه، ص ۱۲۵). واضح است كه با هر کس نمی‌توان مشاوره نمود، و هر فردی صلاحیت ندارد تا طرف مشورت قرار گیرد؛ زیرا گاهی افراد نقاط ضعفى دارند كه مشورت با آنها مایه بدبختى و عقب‌افتادگى است.

فایده‌های مشورت

رایزنی با افراد صاحب نظر، سودهای فراوانی به همراه دارد که برخی از آنها عبارتند از:

رشد و پیشرفت: امام حسن مجتبی (ع) در این باره می‌فرماید: «هر گروهی که مشورت کند، به راه رشد و هدایت رهنمون شده است.» هدایت شدن، یعنی حرکت کردن در راه راست و بی گمان، خرد جمعی در مقایسه با خرد فردی، درست ترین و بهترین‌ها را انتخاب می‌کند و به رشد نزدیک‌تر است. حضرت علی (ع) می‌فرماید: «مشورت، عین راه یابی است.» نیز فرموده است: «هر که با خردمندان مشورت کند، با انوار خردهای آنان روشنی یابد و به راه راست و رستگاری هدایت شود».

بالا رفتن قدرت تصمیم‌گیری: روبه‌رو شدن با فکرهای گوناگون، فرصت‌های بهتری از تصمیم‌گیری و شیوه‌های برخورد را به انسان می‌بخشد و قدرت انتخاب و تصمیم گیری او را بالا می‌برد. در نتیجه، به توانایی او در حل مشکلات و رسیدن به موفقیت می‌افزاید.

رهایی از پشیمانی: اگر انسان در انجام دادن کارهای مهم با دیگران مشورت کند، حتی اگر در کاری شکست هم بخورد، کسی او را سرزنش نمی‌کند، چنان که در سخن امام کاظم (ع) آمده است: «هر کس مشورت کند، اگر درست عمل کرد، تحسین می‌شود و اگر اشتباه کرد، سرزنش نخواهد شد».

از بین رفتن غرور کاذب: هنگامی که فردی با دیگری مشورت می‌کند، ناخواسته به این حقیقت اعتراف می‌کند که اندیشه‌هایی بالاتر از اندیشه‌های او نیز وجود دارد. در نتیجه، از دام غرور و خودرأیی رها می‌شود و فروتنی اختیار می‌کند. در نامه امام علی(ع) به محمد بن حنفیه آمده است: «کسی که خود را بی نیاز از نظر دیگران بداند، در معرض خطر واقع می‌شود و هرکس آرای دیگران را بپذیرد، خطرگاه‌ها را می‌شناسد».

ایجاد همزمان حس دیگرخواهی و اعتماد دوسویه: در فرایند مشاوره، مراجعه کننده از مشکلات شخصی خود برای مشاور سخن می‌گوید و درد دل می‌کند. در این میان، شایسته است مشاور، مشکل او را از آنِ خود بداند و در آن خوب بیندیشد تا بتواند نهایت توان و تلاش خود را در رفع آن به کار بندد. بدین ترتیب، مشاور اعتماد لازم را میان دو طرف ایجاد می‌کند و از موانع موجود در برقراری ارتباط خود و مراجعه کننده می‌کاهد و برای به سلامت گذشتن از بحران پیش آمده، ایده‌های راه گشا و ارزنده ای را به وی پیشنهاد می‌کند.

تقویت بنیان اعتماد به نفس: بی گمان، از هدف‌ها و انگیزه‌های مشورت اهل بیت علیهم‌السلام با یاران خویش، رشد و بالندگی شخصیت آنها و ایجاد یا تقویت حس اعتماد به نفس در آنان بوده است. تا بدین وسیله آنها را از توانایی درونی شان آگاه سازند و به بهره‌گیری از آنان فراخوانند. پیشوایان دین بر اثر هم فکری و رایزنی با پیروانشان، ذهن آنان را از ایستایی، پس روی و رخوت می‌رهاندند و بر گستره اندیشه و عقل شان می‌افزودند.

کلام آخر

حال که دانستیم پیامبر اعظم (ص) در پیشامدهای گوناگون و مسائل مختلف اجتماعی با یارانشان همفکری می‌کردند با آنکه از وحی آسمانی برخوردار بودند. جایگاه این مقوله بیشتر برایمان نمود پیدا می‌کند. باید بدانیم که مشورت با افراد مصلحت اندیش، یکی از عوامل رشد و تعالی عقل آدمی به شمار می‌آید که گاه غفلت از آن، مانعی جدی در راه پیشرفت خرد و شعور انسان به شمار می‌رود.

و مسأله مهم دیگر این است که مشاوره با دیگران، غرور کاذب انسان را از بین می‌برد و بر اعتماد انسان‌ها به همدیگر اضافه می‌کند و به این علت که فکر و اندیشه را به کار می‌اندازد، اعتماد به نفس زیادی به افراد می‌بخشد. و چه جمله زیبایی از امام رضا (ع) نقل شده که ایشان فرمودند: «پدرم با سیاه سودانی مشورت می‌کرد. وقتی سبب را از ایشان پرسیدند، فرمود: شاید خداوند خیر را بر زبان وی جاری سازد.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
Powered by TayaCMS