دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کم گویی بجا

رسول اكرم (ص) فرمودند:هركس سخنش را از كردارش بداند، سخن گفتنش كم مي‎شود؛ مگر درباره آنچه برايش سودمند است.
کم گویی بجا
کم گویی بجا

قال رسول الله(ص): «مَن رأي موضع كلامه مِن عمله قَلّ كلامه الّا فيما يعنيه»
رسول اكرم (ص) فرمودند:هركس سخنش را از كردارش بداند، سخن گفتنش كم مي‎شود؛ مگر درباره آنچه برايش سودمند است.(اصول كافي، باب الصمت و حفظ اللسان، حديث 19)
کم‌گوییِ به‌جا

زبان از نعمت‎های بزرگ الهی است که عظمت و فایده آن برکسی پوشیده نیست. منشأ بسیاری از خیرات و برکات و همچنین پل رسیدن به قرب الهی است؛ به‌عبارت دیگر بسیاری از منش‎های پسندیده اخلاقی از زبان نشأت می‎گیرد؛ اما اگر همین عضو از فطرت پاک الهی فاصله گیرد، می‎تواند ابزار بسیاری از گناهان مثل تهمت، دروغ، غیبت و سخن‎چینی باشد؛ پس بر عاقل لازم است که مراقب زبان خود باشد و از فتنه آن غافل نماند. زبان در حجم از دیگر اعضای بدن بسیار کوچکتر، اما در مقام عصیان و اطاعت خداوند متعال از همه‎ی اعضا بزرگتر است. اگر عنان این عضو رها شود آدمی را به خسران و هلاکت گرفتار می‌نماید؛ بنابراین لازم است پیوسته تحت حکم عقل و شرع باشد.[1] از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: روزی نیست جز آنکه هر عضوی از اعضای تن در برابر زبان فروتنی کند، و بگوید: تو را به خدا سوگند مبادا به سبب تو عذاب ببینم.[2]
زبان بسیار سر بر باد داده است زبان، سر را عدوّی خانه زاد است
از آنچه گفته شد، معلوم می‎شود که خاموشی با وجود سهولت، از نافع‎ترین چیزهاست؛ ضمن اینکه کم‌گویی نسبت به سخنان بی‌عیب مشکل است.[3]
از فواید کم‎گویی مصونيت از بدزبانى و ناسزاگويى و واداشتن به تفکر در مورد گفته‎های خویش است؛ به‌همین جهت صاحب این خُلق، هر سخنی را در هرجایی بر زبان جاری نمی‎کند؛ به‌عبارت دیگر فرد کم‌گو زبان را در پس عقل نهاده و گفته‎ها را از فیلتر عقل می‎گذراند. امير مؤمنان(ع) خطاب به امام حسن(ع) مى‏فرمايد:
وَ تَلافيكَ ما فَرَطَ مِنْ صَمْتِكَ ايْسَرُ مِنْ ادْراكِكَ مافاتَ مِنْ مَنْطِقِكَ وَ حِفْظِ ما فِى الْوِعاءِ بِشَدِّ الْوِكاءِ ... وَالْمَرْءُ احْفَظُ لِسِرِّهِ وَ رُبَّ ساعٍ فيما يَضُرُّهُ مَنْ اكْثَرَ اهْجَرَ
به‏دست آوردن و جبران چيزى كه به‌دليل سكوت از دسته رفته، آسان‏تر از دريافتنى است كه با سخن گفتن از دست رفته است؛ زيرا سخن تا زمانى كه نگفته باشى در اختيار تو است و چون گفتى تو در اختيار آنى؛ پس خاموشى بهتر از پرگويى است و نگهدارى چيزى كه در ظرف است به استوارى بند آن است، اگر بند مشك سست باشد، آب مى‏ريزد و از بين مى‏رود.[4]
تأمل کنان در خطا و صواب
به از ژاژ خایان حاضر جواب
البته سكوت، غیر از کم‌گویی است. سکوت نسبت به حرف‎هاى لغو، بى‎محتوا و دشنام، پسنديده است. ولی نسبت به كلام حكمت‎آميز و سخن حق، پسنديده نيست؛ به‎خصوص اگر حقى ناحق شود يا آبروى كسى در خطر باشد، يا كسى مورد ستم قرار گيرد. در حدیث فوق نیز به این جنبه اهمیت داده شده است و سکوت مطلق را نمی‎پذیرد. به قول سعدى:
چو مى‏بينى كه نابينا و چاه است
اگر خاموش بنشينى گناه است
از امام سجاد سؤال شد که سکوت بهتر است یا سخن گفتن؟ حضرت فرمود: هریک از این دو آفاتی دارند، در صورتی‌که هر دو عاری از آفت باشد، سخن گفتن بهتر است. گفتند: چگونه سخن گفتن بهتر است؟ فرمود: خدای عزوجل انبیا و اوصیا را مبعوث کرد تا سخن بگویند، نه آنکه ساکت باشند و هیچ کسی با سکوت مستحق بهشت و مستوجب دوستی خدا نمی‎شود و کسی به‌وسیله سکوت از آتش و غضب خداوند در امان و محفوظ نمی‎شود، همه اینها با سخن میسّر می‎شوند. من نمی‎توانم ماه را با خورشید مقایسه کنم، تو اگر بخواهی فضیلت سکوت را بیان کنی، از کلام استفاده می‎کنی، در حالی‎که فضیلت کلام را نمی‎توان با سکوت بیان کرد.[5]

[1] . شبر، عبدالله؛ اخلاق، ترجمه محمدرضا جباران، قم، هجرت، چاپ سیزدهم، ص223.
[2] . کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب؛ الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، باب الصمت و حفظ اللسان، حدیث12.
[3] . نراقی، ملااحمد؛ معراج‎السعاده، قم، قائم آل محمد، چاپ هفتم، ص470.
[4] . فیض‌الاسلام، علینقی؛ ترجمه و شرح نهج‌البلاغه، تهران، فیض‌الاسلام، چاپ دهم، نامه31، ص930.
[5] . شبر، عبدالله؛ پیشین، ص226.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS