دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کینه و آثار آن ‌

هر گاه شخص غضبناک از انتقام درمانده شود و نتواند زخم دلش را مرهم گذارد، نیروی خشم به باطن خود او سرایت کرده به صورت کینه ظهور می‌کند.
کینه و آثار آن ‌
کینه و آثار آن ‌

هر گاه شخص غضبناک از انتقام درمانده شود و نتواند زخم دلش را مرهم گذارد، نیروی خشم به باطن خود او سرایت کرده به صورت کینه ظهور می‌کند. کینه توزی یا حقد آن است که آدمی در دل از دیگری سنگینی احساس کند و کینه او را در دل خود جای دهد و از او نفرت کند و همین حال را پیوسته ادامه دهد.

از رسول خدا (ص) [روایت شده]: «مومن کینه نمی ورزد». درخت کینه اگر در زمین دل افراشته شود، ثمرات پلیدی از آن به ظهور می‌رسد که ذیلا بدانها اشاره می‌شود.

از نتایج آن، حسد است؛ حسد یا بدخواهی آن است که درباره دیگری زوال نعمتی را آرزو کند اگر نعمت بدو رسد غمناک شود و اگر اندوهی از او ببیند خوشحال گردد.

دیگر آنکه بر حسد باطنی خود بیفزاید و از بلیاتی که بدو می‌رسد شکایت و بدگویی کند و از شخصی که نسبت بدو کینه ورزی می‌کند کناره می‌گیرد.

اگر به دعوتش آید و او را بر سفره خویش بخواند اجابت نمی‌نماید. درباره وی سخنانی گوید که شریعت اسلام اجازه نداده است، یعنی سخن دروغ در حق او گوید، پرده اسرارش را بدرد و احترامش را ضایع سازد. از وی به طور استهزاء و مسخرگی یاد کند. حتی ممکن است او را بزند و خلاصه کاری کند که آزرده شود. وی را از صله رحم بازدارد، نگذارد قرضش را ادا نماید و رد مظلمه کند و روشن است که تمام این اعمال ناپسند و حرام است.

کمترین درجه کینه توزی آن است که از تمام آفات ذکر شده دوری نکند و در باطن خود وجود فردی را که نسبت به وی کینه می‌ورزد گران شمارد و دل از بغض او خالی نسازد به طوری که به روی او نخندد و با او مرافقت ننماید و توجهی به کارهای او نداشته باشد و در پی حاجاتش بر نیاید و بالاخره با او همنشینی نکند و به نفع او قدمی برندارد و دعا و ثنای او نگوید و بدو نیکویی ننماید و شکی نیست که همه این موضوعات از رتبه دینی او می‌کاهد و سد محکمی میان او و فضل عظیم الهی می‌شود.‌

چنین شخصی باید نهایت کوشش به خرج دهد و محض جهاد با نفس و به خاک مالیدن دماغ شیطان دست به احسان بردارد تا رتبه نیکوکاران نصیب او شود. از رسول خدا (ص)[روایت است]: «آیا می‌خواهید از بهترین صفات دنیا و آخرت به شما اطلاع دهم؟ بهترین آنها عفو است که آدمی از شخص ستمگر چشم پوشی کند و هر که از او قطع رحم کند او صله رحم نماید و هر که به او بدی کند او در برابر خوبی نماید و هر که او را محروم سازد او از عطا و بخشش خود وی را منع ننماید».‌

تا می‌توانید عفو و اغماض پیشه کنید چه آنکه بخشش میوه عزت و بزرگواری است که در بستان سبز و خرم آدمی بار می‌دهد پس عفو کنید تا خدا شما را عزیز کند.‌

از مواعظ ارزشمند ملامحسن فیض کاشانی، اخلاق حسنه، ص 68‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS