دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گذری بر تاریخ صفویه

زمانی که امین الدین جبرئیل - پدر صفی الدین حلی، سر سلسله خاندان صفویه - زمین های خود را به دنبال حمله حاکم کرج یا (کرجیها) به اردبیل از دست می دهد، لباس دراویش تن می کند.
No image
گذری بر تاریخ صفویه
او سپس راهی شیراز می شود و ده سال در آن جا اقامت می گزیند و از مریدان (کمال الدین عربشاه اردبیلی) که از مشاهیر متصوفه در آن جا بوده، است می شود؛ سپس با دختر کمال الدین ازدواج می کند و دیری نمی پاید که ثروت و دارایی دوباره به او باز می گردد و در (کلخوران) یعنی پایگاه جدید صفویان به زمین های خود دست می یابد. در آن جا همسرش که به پارسایی و محبت اهل بیت شهرت داشته، صفی الدین را به دنیا می آورد صفی الدین یتیم اما نازپرورده رشد یافت، و تصوف که طریقت آن روزگار بود مرام خویش قرار داد و با مشایخ و بزرگان این طریقت ارتباط برقرار کرد، تا این که در گیلان ملازم شیخ ابراهیم زاهد گیلانی شد، و با دختر شیخ ابراهیم ازدواج کرد، صفی الدین اردبیلی در محرم سال (1334 م - 735 ه-) درگذشت، تا این که پسرش (صدرالدین موسی) جانشین او در رهبری دینی و معنوی شد، صدرالدین به عنوان یک رهبر دینی رشد یافت، او چشم به رهبری سیاسی دوخته بود، این اهتمام به رهبری او تا به حدی بود که (اشرف چوپان) حاکم اردبیل را نگران ساخت، وباعث شد وی را تبعید کند و در صدد مسموم کردن وقتل او برآید، به طوری که صدرالدین ناگزیر به فرار به گیلان شد اما سرانجام به دنبال حمله (ارغون بک) وکشته شدن (اشرف) به اردبیل برگشت و در سن قریب به 90 سالگی در سال 794 در آن جا در گذشت. صدر الدین در طریقت صوفیه، از جمله سران و پیشوایان به شمار می رفت و او بود که این طریقت را تثبیت کرد و پایداری بخشید، صدرالدین 59 سال به ارشاد و راهنمایی ترکها پرداخت. تا این که در سال 794 (1393) درگذشت و در مرکز صوفیه در کنار پدرش دفن شد وکار آماده ای را که در آستانه ثمر دادن بود برای فرزندش علاء الدین علی به جای گذاشت آن گونه که به نظر می آید وجود (تیمور) سبب شد که تبدیل جنبش صوفیه به یک انقلاب ظاهرا مسلحانه به تاخیر افتد بنا بر این وی پیوسته لباس سیاه بر تن می کرد تا این که به سیاه پوش ملقب شد. مطلب جدیدی که در مورد (علی سیاه پوش) وجود دارد این است که او در دوران خود برای اولین بار به ذهنش خطور کرد که خوب است از میان مریدانش فدائیانی ظهور نماید و این بیان کننده تحولی بود که در طریقت صفویه در زمینه تشکیلات نظامی رخ داده است. و بعد از گذشت 38 سال از سازمان دهی رهبری دینی معنوی، علاءالدین علی سیاه پوش در قدس در سال 832 ه- (1428) در حالی که از حج باز می گشت درگذشت و همانجا دفن شده و برایش مزار بزرگی ساخته شد و بعد از کشته شدن جنید، فرزندش حیدر سرپرست امور شد، که در آغاز رهبریش، کودکی بی خطر بود اما بعدها جنبش قزلباشها به دست او شکل گرفت. مهمترین چیزی که در مورد حیدر وجود دارد این است که لباس علوی وی سمبل لباس ناصری شد که امرا برای اظهار دوستی و عنایت خود نسبت به این نهضت آن لباس را درخواست می نمودند. این جا بود که (حسن بلند حاکم عراق و آذربایجان آن لباس را درخواست نمود تا او و فرزندانش آن را تن کنند ولی شرایط برای صفویان مهیا گردید و برخلاف انتظار (حسن بلند) پیش رفت و بعد از یک سری ابهامات تاریخی، حیدر در طبرستان نزدیک در بند سال 893 ه- کشته شد، بعد از حیدر فرزندش یار علی نیز کشته شد و بعد از او فرزند دیگرش اسماعیل (در سال 893 ه-) در کاری که اجدادش در آن شکست خورده بودند موفق شد و در سال 905 ه- مقدر شد که به عنوان شاه تاجگذاری کند و بر ایران سیطره یابد و در سال 914 بر عراق و ماوراء النهر سال 918 چیره شود. اسماعیل صفوی در سنین جوانی در 38 سالگی در ماه رجب 930 ه- بعد از آن که برای اولین بار در تاسیس یک دولت شیعی نیرومند موفق شد دار فانی را وداع گفت این دولت نقش مهمی را در زندگی مسلمانان بازی نمود و تاثیر آشکاری در جریان تاریخ اسلام تا عصر حاضر داشته است علمای جبل عامل نقش قابل توجهی در صفویه داشته اند.، زیرا آنان در جلب حمایت صفویه توفیق یافته و از این راه به قدرت اجتماعی - اقتصادی بی سابقه ای دست یافتند.شیعیان ساکن جبل عامل مجبور به ترک سرزمین خود بودند. آنان گروه گروه ازخشم عثمانی ها فرار کرده و از دعوت شاه اسماعیل و شاه طهماسب برای مهاجرت به ایران مشتاقانه استقبال می کردند. “عبدالرحیم ابوحسین” ادعا کرده است که عامل قطعی در مهاجرت عاملی ها به ایران، تلاش هوشمندانه آنان برای جست وجوی پست های مهم مذهبی و شناسایی اجتماعی آنان توسط یک قدرت دولتی بوده است. از سوی دیگر، “جعفر المهاجر”،معتقد است هیچ یک از این اهداف مادی یا انگیزه های اقتصادی تاثیر چندانی بر تصمیم مهاجران به ترک جبل عامل به قصد ایران نداشته است و برای مهاجران، ایران نسبت بهعراق یا مکه هیچ امتیاز خاصی نداشت. این مهاجرات، هجومی جمعی نبوده بلکه هجرت طبقه علمای متخصص وفقهایی بوده است که در ساختارهای سیاسی ممالیک و عثمانی های سنی کنار زده شده ودر معرض اذیت و آزار قرار گرفته بودند. بنابراین، ما هرگاه از “عاملی ها” یاد می کنیم،در واقع علمای جبل عامل، و نه همه جمعیت شیعه منطقه، را درنظر داریم همچنین اجازه دهید تصور نکنیم که جبل عامل از همه علمای خود نیز خالی شد یا آنکه همه علمای باقی مانده ضرورتا با حکومت صفوی یا با هم، هم کاری بی قید و شرط داشته یا با آنمخالف بودند. به درستی می توان گفت، در میان علمای شیعه عرب، عاملی ها هم چون گروهی واحد، نسبت به هم ردیفان عراقی، بحرینی و قطیفیشان، نگرانی کم تری برای همراه شدن با قدرت حاکم و نهادهای سیاسی داشتند. اما درون جامعه اهل علم عاملی،شماری ازعلما به تصدیق قاعده ای اخلاقی درباره علو شان عالمان حاکی از اهمیت پرهیزکاری، زهد و انقطاع از امور دنیوی، ادامه می دادند. تمایل نسبت به این قاعده رامی توان از آثار و نوشته های متعدد عاملی ها استنباط کرد؛ آثاری هم چون: مسکن الفواد عند فقد الاحبه والاولاد، نوشته زین الدین عاملی معروف به شهید ثانی ، نورالحقیقه ونور الحدیقه، از حسین بن عبدالصمد ، تحفه الدهر فی المناظره بین الغ نی والفقر نوشته محمد صاحب المدارک متوفای مع ذلک، این که عدم تمایل برخی عالمان دینی به داشتن تماس با صفوی ها بتواند نشان از موضعی اخباری داشته باشد کاملا تردیدآمیزاست.دو رویکرد نه همواره مانعه الجمع، حکایت از بی رغبتی عالمان شیعی نسبت به پذیرش پست و مقام در حکومت صفوی ها دارد: اول، وفاداری به آن چه که “سعید ارجمند” آن را “آرمان تنفر و تضاد زاهدانه با قدرت سیاسی” توصیف می کند و دوم،جانب داری از یک موضع اخباری کاملا نظام یافته، است.اما اخباری گری تا اواسط قرن هفدهم تبدیل به یک گرایش مشخص و کاملا پروبال دارنشده بود، و از این رو نمی توانست هیچ گونه اثری بر تصمیم علمای جبل عامل به پذیرش یا رد حکومت صفوی داشته باشد؛ برای مثال “حسین بن عبدالصمد” تقریبا طلایه دارجنبش اخباری بود، حال آن که می توان گفت همه تلاش خود را در خدمت به صفوی هامبذول داشت. او در پی نظریات شهید ثانی بر این نکته تاکید داشته که شیوه برهانی اجتهاد” تنها منبع استنباط قواعد و معیارهای فقهی نبوده است و با تقلید از “اسلاف” وقدمای شیعه مخالفت کرد، همان گونه که مدرسی اظهار داشته است، این انتقاد متوجهگرایش اصولی و برهانی بود. در نامه ای که مولی احمد بن محمد اردبیلی معروف به “مقدس اردبیلی از طرف ماموری خاطی نگاشته بود چنین وانمود شده بود که ایشان شاه عباس اول را با عنوان موسس سلطنتی عاریتی مورد خطاب قرار داده است: “بانی ملک عاریه با قطع نظر از این که آقای ارجمند به دلایلی چند، درستی آن نامه را مورد تردید قرارداده است، عبارت “ملک عاریتی” لزوما حکایت از این عقیده ندارد که حکومت دنیوی غصب حق امام یا غصب حق علماست. گرچه تاکید می کنم چندین تن از عالمان شیعه درعصر صفویه، فعالیت سیاسی را به درجه ای پایین تنزل می دادند. مقدس اردبیلی برحسب نگرش اصول گرایانه به فقه شیعه، همانند محقق ثانی و محقق کرکی به شدت به وضع استدلال برهانی برای وصول به آرای فقهی پای بند بود. مشخصه شیوه او استدلال منظم و مستقل ناشی از بینش فقهی خود و چشم پوشی ازآرای عالمان بود. مهم تر این که مقدس اردبیلی در کتاب تفسیرش، زبده البیان، در فصلی با عنوان “امربه معروف و نهی از منکر” حکمی را پیرامون اجتهاد و تقلید بیان کرده که به طور عمده اقتدار روحانیت شیعه را افزایش می دهد. این وضعیت توجه مقدس اردبیلی را به مصلحتی حساس در تجویز قلمرو نفوذ وسیع تر برای عالمان در عرصه سیاسی و نقش تعیین کننده درنظام دینی، آشکار می سازد. شهید اول و شهید ثانی هر چند علمای عاملی ممکن است در مناطق خودشان متنفذ بوده اند، در کشور اصلی خود نسبتا گمنام بودند و درون حوزه های دینی شهرهای بزرگ ممالیک و سوریه عثمانی نقش کم تری بازی می کردند. رابطه تسنن و تشیع همواره در هر مقطع تاریخی در پرتو تغییر و تحولات در سطوح اجتماعی و اقتصادی بازگو شده و شکل می گرفت. منابع بی شماری نشان می دهد که تعدادی از عالمان فعال شیعی با تهدید به شکنجه و مرگ مواجه بودند، چیزی که در واقع سرنوشت دو عالم نامدار شیعه یعنی شمس الدین محمد بن مکی عاملی معروف به شهید اول و شهید ثانی بود. شرایط تاریخی محیط شکنجه و آزار آنان را باید در اختلاف های اجتماعی درون جامعه عاملی در خلال دو دوره متفاوت و نیز در سیاست های مذهبی کلی ممالیک و عثمانی ها در مقابل شیعیان اثنی عشری جستجو کرد. شهید اول: در مورد شهید اول باید گفت: ایشان در محیط دمشق کاملا به عنوان شیخ شیعه شناخته شده بود و همان گونه که شرح حال او حکایت دارد، در همه مکاتب فقهی استادی بسیار موفق بود. شماری از منابع شیعی و سنی روشن می سازد که وی به طور فعال به گسترش و ترویج تعالیم خود در میان شاگردان متعدد عاملی خویش مشغول بوده و نقش اجتماعی قابل ملاحظه ای در جامعه محلی خود داشته است. همین منابع نشان می دهند که، از طرف دیگر، فعالیت های شهید اول با مقاومت و حتی تهاجم برخی گروه های اجتماعی درجبل عامل مواجه شد. تقی الدین جبل الخیامی، زمانی شاگرد شهید اول بوده است اما پندار بر این است که وی بعدها از تشیع اثنی عشری روی گردان شده و موضعی افراطی اتخاذ کرده است شاگرد دیگر شهید یعنی “یوسف بن یحیی” نیز، از نظر منابع شیعی، تشیع اثنی عشری را رها کرده، علیه شهید شوریده و گزارشی با امضای هفتاد نفر از مردم جبل عامل به مقامات دولتی تقدیم کرده است که اینان قبلا به وفاداری به تشیع اثنی عشری تصریح داشته اند وبعدها تبری جسته اند . یک هزار نفر از ساکنان مناطق ساحلی هم چون سیدان و بیروت که در منابع شیعی با عنوان سنی های دروغین (المتسنین) توصیف شده اند نیز اتهامات “ابن یحیی” را بر شهید در گزارش تقدیمی به قاضی بیروت تایید کردند. شهید ثانی: پس از آن در میان علمای عاملی و فعال همواره ترس ازمجازات به دست مقام های مرکزی وجود داشت، این ترس در مورد شهید ثانی حتی آشکار تر بود، او دستکم ده سال پیش از اعدامش در قیافه ای مبدل و ناشناس زندگی می کرد و تلاش می کرد از دید مقام های عثمانی دور بماند وی اوایل کار اجتهادش بسیار اهل احتیاط بود و مجبور بود هویت خویش را پنهان سازد. پس از سال 948ق. به تدریج شهرت یافت و توانست شاگردان ومحققان زیادی را تربیت کند؛ کسانی که او را در علوم اسلامی مرجع می دانستند. عجیب این که نخستین شکایت هایی که علیه شهید ثانی نزد ماموران عثمان برده شد ازسوی هیچ یک از حوزه های آموزشی سنی که وی در آنها شرکت می کرد نبود و نیز از سوی هیچ گروه یا چهره قابل اعتنای سنی در دمشق هم نبود. بلکه شهید ثانی ابتدا از طریق تحریک یک عاملی موسوم به “معروف” که دعوای خود علیه شخصی دیگر را نزد شهید ثانی برده بود تا میان آنان قضاوت کند، مورد توجه مقام های عثمانی واقع شد. معروف از این که رای شهید ثانی به نفع رقیب و طرف دعوای او بود ناخشنود گردیده تصمیم گرفت فعالیت و هویت این حکم را نزد قاضی سیدون افشا کند.شهید ثانی به خاطر اتخاذ آرای فقهی مغایر با مذاهب فقهی چهارگانه سنی، مجرم و بدعت گذار معرفی شد. یادآوری می شود قاضی در پیامی که به شهید ثانی فرستاد او را “سگ رافضی” خطاب کرد، که در نتیجه شهید ثانی تصمیم گرفت - به عنوان وسیله ای برای اختفا جبل عامل را به قصد زیارت در یک کاروان مخفی ترک کند. سلطان با آگاه شدن از قضیه تصمیم گرفت شهید ثانی را به دربار خویش آورد و دستور اقدام مناسب را علیه او بدهد، اینبعد از آن بود که عالمان برجسته سنی از عقاید مذهبی حقیقی شهید ثانی پرده برداشتند. اما ماموری که از سوی سلطان برای جلب شهید از مکه فرستاده شده بود تصمیم گرفت به جای آن که او را به دربارببرد خود، او را در راه بازگشت از زیارت به قتل برساند.
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایتʅ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت(5)

عبادت بدون بینش آنان برخی را به اشتباه می انداخت و خطر اشاعه ی این مرض مسری در جامعه بود. امام علی(علیه السلام) به این خطر بیم می داد، آن حضرت(علیه السلام) شنید که مردی از خوارج شب بیدار است و به دعا و تلاوت قرآن مشغول است؛ امام فرمودند:« به یقین خفتن به که با دودلی نمازگزاردن» (نهج البلاغه، حکمت97).
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʂ)

نهج البلاغه بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (2)

هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی (ع) ارزش فراوان بدهد، ولی توأم شدن این دو با یکدیگر، یعنی این که سخنی در مسیرها و میدان های مختلف و احیاناً متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت را در همه ی آنها حفظ کرده باشد، سخن علی(ع) را قریب به حد اعجاز قرار داده است و به همین جهت سخن علی (ع) در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته است
Powered by TayaCMS