دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فقیه تهیدست

No image
فقیه تهیدست

فقیه تهیدست

هر چند دانشجوى کوشاى شاهرود بزودى در شمار دانشوران جاى گرفت و نزد مراجع روزگار از اعتبارى بایسته برخوردار شد ولى چرخ بخت به مراد وى نمى گذشت و نادارى او را رها نمى ساخت. بنابراین ناگزیر بارها هواى بازگشت به وطن در سر پروراند شاید گشایشى در زندگى اش پدید آید و خانواده اش از رنج تهیدستى نجات یابد ولى استاد گوهر شناس نایینى وى را از این کار بازداشت([17]). البته مرجع شیعه در این گفتار تنها نبوده بلکه همسر فداکار فقیه شاهرودى نیز در شمار بازدارندگان سید از سفر به ایران جاى داشت. او، که ارج دانش مى دانست، چون از هدف همسر گرانقدرش آگاه شد، گفت : ما با نان خشک روزگار مى گذرانیم، شما دانش را به خاطر بهبودى زندگى ما رها نکنید([18]).

بدین ترتیب ستاره تابناک قلعه آقا عبدالله همچنان به زندگى دشوار نجف ادامه داد. فرزند برومندش آن روزهاى سخت را چنین به خاطر مى آورد :

شخصى در حضور آقا وصیتنامه اى به زبان دامادش تنظیم کرد و به امضاى آقا رساند داماد، که نزدیک خانه ما مغازه داشت، پس از در گذشت پدر همسرش از آقا خواست که وصیتنامه را باطل کند ولى آقا سرباز زد.

مغازه دار براى رسیدن به مراد خویش حتى به تهدید نیز دست یازید ولى آقا تسلیم نشد. این امر بذرهاى دشمنى را در مغازه دار بارور ساخته، او را در شمار دشمنان آقا جاى داد. مدتى ادامه یافت ولى سرانجام آبها از آسیاب افتاد، مرد در کردار آقا اندیشه کرد. شیفته ایمان و پرهیزگارى وى شد و گفت : آقا، شما هر روز از بازار نسیه مى خرید و چون پول ندارید ناچار هر جنسى که به شما دهند به خانه مى برید. اجازه دهید از این پس هر روز مقدارى پول نقد به شما قرض دهم تا با دست پر به بازار رفته، کالاى خوب تهیه کنید.

از آن روز به بعد هر بامداد پنجاه فلس معادل یک تومان از او قرض کرده، جنس مى خریدیم. البته آن مغازه دار بر گفتارش پایدار نماند. چون روزگار قرض به درازا مى کشید، اندک اندک میزان وام را کاهش داد و . . . سرانجام قطع مى کرد.

ما ناچار به مغازه اى که ماست و خرما مى فروخت روى آورده، با ماست و خرماى نسیه روزگار مى گذراندیم. درست یادم هست یک بار هفته اى گذشت و ما جز نان و خرما، که ارزانترین غذا بود. نخوردیم . . . گاه اجاره بهاى منزل ماهها به تأخیر مى افتاد . . . هرگاه دشوارى از حد مى گذشت و فشارها فزونى مى یافت، آقا مى فرمود: محمد، برو زیارت عاشورا بخوان، دعا کن.

من بر بام خانه فراز آمده، زیارت عاشورا مى خواندم، در پى این دعا دو دینار مى رسید و گشایش فراوان در زندگى پدید مى آمد . . .([19]).

تنگدستى سید فقیهان شاهرود چنان بود که هر بیننده اى را تحت تأثیر قرار مى داد. روزى یکى از آشنایان به وى گفت : میرزاى نایینى و سید ابوالحسن درباره شما بى انصافى مى کنند. شما با فضل و دانشى که دارید هرگز نباید چنین تنگدست باشید.

سید محمود، که توهین به مراجع را روا نمى دانست، پاسخ داد : هیچ یک از آنها بى انصاف نیستند سید، که هر روز به دانشجویان نان مى دهد، چنان مى اندیشد که میرزا شاگردانش را اداره مى کند و میرزا نیز معذور است زیرا روزى یکى از مؤمنان بسطام نزد وى گفت : اجازه دهید وجوهاتم را به سید محمود دهم. آن بزرگوار نیز پذیرفت ولى آن مؤمن هرگز چیزى نفرستاد. اینک میرزا چنین مى اندیشد که مرد بسطامى بر سخن خویش پایدار مانده زندگى ام را اداره مى کند. او چنان بر این پندار خویش استوار است که حتى انتظار دارد من دانشجویان تهیدست را یارى دهم([20]).

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

خنده بر ریشه‌های فرهنگ: نگاهی به کمدی‌های تلویزیونی

خنده، شوخ‌طبعی و طنز پردازی، از نظرگاه فلسفی، مقوله هایی هم گستره و دامنه هایی نزدیک به یکدیگر دارند. اگرچه تلاش فلاسفه و نظریه پردازان برای بیان و ارائه تعاریفی مرزبندی شده؛ به سرانجامی در خور رهنمون نشده است؛ اما ...
No image

نقد سریال‌های نوروزی؛ آنچه فراموش کرده‌ایم

آیا استراتژی مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای، لاجرم به افزایش تعداد شبکه‌های داخلی و تکثّر برنامه‌های همزمان می‌انجامد؟ آن هم در شرایطی ‌که در تأمین برنامه‌های مناسب و کیفی برای همان شبکه‌های قدیمی نیز با چالش‌های جدّی روبه‌رو هستیم. و آیا جذب مخاطب داخلی به سمت تولیدات رسانه ملّی به معنای استفاده از فاکتورهای جذّابیت برنامه‌های رقیب است؟
No image

«طنز» در مصاحبه با استاد منصور براهیمی

منصور براهيمي متولد سال 1335 در خاش و ليسانس ادبيات دراماتيك و نمايشنامه‌نويسي است. او علاوه بر كار در مقطع ابتدايي در زمينه تئاتر كودك و تدريس در دانشكده سينما تئاتر، از سال 1362عضو موسس گروه سينما تئاتر آيين (س.آيين) است كه از سال 1368 هر ساله نمايشي را بر صحنه برده است.
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...

پر بازدیدترین ها

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

داستان تکراری قالب تکراری | نگاهی به سریال «زمانه»

این مجموعه، مانند بسیاری از کارهای تلوزیون ضعف ها و نقطه قوت هایی دارد. می توان گفت مسئله عشق و ازدواج پنهانی مهمترین ایده این سریال است. اینکه ما دغدغه ها و مشکلات مردم و جامعه را به صورت عامه پسند و در رسانه ملی مطرح کنیم...
No image

ماجرای طنز و کمدی

طنز، هنری است که انسان در تلاش برای دگرگون ساختن جهان به‌دست می‌آورد و همیشه به‌شکل کنش و واکنش و در نتیجه نگاه وی به محیط و واقعیت (به‌طور خاص)نمود پیدا می‌کند.طنز راستین که از حوادث واقعی زندگی نشأت گرفته و مبتنی‌بر واقعیت‌های زندگی بوده..
No image

این همه خنده برای چیست؟

ارسطو در مقایسه تراژدی و کمدی به نگرش متفاوت این دو به انسان اشاره می‌کند و می‌گوید «این یکی (کمدی) مردم را فروتر از آنچه هستند نشان می‌دهد و آن یکی (تراژدی) برتر و بالاتر بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که در کمدی تماشاگران همواره در موقعیتی فراتر از برتر از اشخاص نمایش قرار می‌گیرند و بالعکس...
رهایی از نگاه خیره

رهایی از نگاه خیره

هیچکاک فیلم‌ساز زندگی است و از همین رو، آثارش را برای مخاطبین گرفتار در حیات روزمره و البته برخوردار از عقل سلیم ساخته است. این همه او را در متن واقعیتی به نام «زندگی انسان» قرار می‌دهد.
نقد سریال‌های مناسبتی نوروز

نقد سریال‌های مناسبتی نوروز

اگر چه تلویزیون در عرصه سریال‌های مناسبتی همیشه دچار فراز و نشیب‌هایی است که بیشتر نشیب است تا فراز؛ اما با نگاهی به سریال‌های نوروزی، به ویژه به کار متفاوت سیروس مقدم، می‌توان امیدوار بود که...
Powered by TayaCMS