دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تهمت

زمانی که مؤمنی به برادر دینی خود تهمت بزند، ایمان در قلبش از بین می رود، همان طوری که نمک در آب از بین می رود.«بحارالانوار، ج72، ص198، باب62»
تهمت
تهمت

تهمت

قال الصادقُ(ع): «إذا اتَّهَمَ المؤمنُ أخاه إنمَاثَ الإیمانُ فی قلبِهِ کما یَنمَاثُ المِلحُ فی الماءِ»

تهمت از ریشه "وَهم" به‌معنای اظهار گمانِ بدی است که به دل انسان راه یافته است. هر رفتاری از مجموعه رفتارهای انسان که در جامعه به‌وجود می‌آید، به دو گونه قابل تفسیر و برداشت است. برداشت خوب و مثبت و برداشت بد و منفی. در تهمت، انسان، از رفتار، گفتار و یا حالت دیگران تفسیر و برداشتِ بد و منفی کرده و به دیگری نسبت می‌دهد.

البته تهمت با مواردی مثل سوء ظن و بهتان متفاوت است. هرگاه کسی از رفتار، گفتار یا حالات دیگران برداشتِ بدی داشته باشد، ولی این برداشت، فقط در درونش پنهان بماند و آن‌را اظهار نکند، به سوء ظن و بدگمانی مبتلا شده است؛ ولی اگر برداشتِ نادرست و زشت خود را اظهار کند، به رفتار او تهمت گفته می‌شود. پس تفاوت سوءظن با تهمت، در اظهار کردنِ گمانی است که از رفتار دیگری برداشت شده است.

در بهتان، انسان می‌داند کسی که به او نسبت ناروا می‌دهد، آن کار را انجام نداده؛ ولی از روی غرض و هوای نفس، مثلِ دشمنی، کینه و حسد، صفت یا رفتار ناشایستی را  به او نسبت می‌دهد. اما در تهمت، انسان برداشت خویش را از دیگری مدّ نظر قرار می‌دهد و به او تهمت می‌زند؛ در حالی‌که نمی‌داند این رفتار، از او سر نزده است. مثلاً انسان، شخصی را که اسلحه در دست دارد، در کنار مقتولی مشاهده می‌کند و به او نسبت قتل می‌دهد. اگر بداند قاتل نیست، به این کار بهتان گفته می‌شود. ولی اگر نداند او قاتل نیست، به چنین عملی تهمت گفته می‌شود.[1]

در هر حال تهمت از صفات و گناهان بسیار زشتی است که در روایات، بسیار مذمّت شده است. صفت بسیار زشتی که صاحب آن نه تنها از درگاه خداوند رانده می‌شود؛ بلکه شیطان نیز با آن همه خباثتی که دارد، چنین شخصی را پیش خود راه نمی‌دهد و او را نمی‌پذیرد. امام صادق(ع) در این‌باره می‌فرمایند:

«مَن رَوَی علی مؤمِنٍ رِوَایَهً یُریدُ بها شَینَه وَ هَدمَ مُرُوءَتِهِ لِیَسقُطَ مِن أعینِ‌النّاسِ أخرَجَهُ‌اللهُ مِن وِلایَتِه إلی وِلایَهِ الشّیطانِ، فلا یَقبَلُهُ الشّیطانُ»[2]

کسی که بر علیه مؤمنی حرفی بزند و بخواهد به‌واسطه این حرف او را زشت کند و آبروی او را ببرد تا از چشم مردم بیفتد، خداوند چنین شخصی را از ولایت و سرپرستی خود خارج می‌کند و در ولایت شیطان وارد می‌کند، پس شیطان نیز او را نمی‌پذیرد.

در اجتماعی که افراد آن به خود حق بدهند که به دیگران تهمت بزنند، اعضای چنین جامعه‌ای احساس امنیت و آرامش نمی‌کنند و پیوسته در اضطراب و نگرانی به‌سر می‌برند، نسبت به یکدیگر احساس بدبینی می‌کنند و مسلما با چنین وضعی جامعه به ویرانی خواهد گرایید. افراد چنین جامعه‌ای نمی‌توانند با هم انس بگیرند، باهم همزیستی مسالمت‌آمیز داشته باشند و در راه تحقق اهداف عالی الهی گام بردارند.[3]

بنابراین انسان نه تنها نباید مرتکب چنین گناه زشتی شود، بلکه در جایی‌که می‌بیند برادر مؤمنش مورد تهمت قرار گرفته، باید ردّ تهمت و از این کار جلوگیری کند و در مقام دفاع از آبروی برادر مؤمنش بر آید.

    پی نوشت:
  • [1]. تهرانی، مجتبی؛ اخلاق الهی، تهران، دانش و اندیشه معاصر، 1381، چاپ دوم، جلد چهارم، بخش یکم، ص144.
  • [2]. حر عاملی، محمد بن‌حسن؛ وسائل‌الشیعه، قم، آل‌البیت، 1409هق، ج12، ص294.
  • [3]. مصباح یزدی، محمدتقی؛ اخلاق در قرآن، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، 1380، ج3، ص214.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

Powered by TayaCMS