27 فروردین 1396, 23:17
همواره در طول تاریخ بین حق و باطل نزاع و اختلاف وجود داشته است و این دو مساله هیچ گاه در یك جا جمع نمیشوند و پیوسته در مقابل و تضاد هم قرار میگیرند. حق یعنی حقوق همه مردم جهان در یك جامعه رعایت شده و همه آنها در برابر قوانین ومقررات برابر بوده و غنی را بر فقیر هیچ امتیازی نیست. اما باطل همواره در مسیر كج رویها و انحرافها رفته و سعی در اضلال و تباهی حقوق انسانها داشته و در جهت منفعتطلبی و سودجوییهای شخصی پیش میرود. در علم منطق و فلسفه تعاریف گوناگونی یرای حق آورده شده است. واژه حق و باطل به گفته منطقیون مشترك معنوی است، یعنی حق و باطل هر كدام دارای معنایی واحد هستند كه میتواند بر مصادیق مختلف قابل حمل باشد. فارابی برای حق چند معنی ذكر كرده است. حاج ملاهادی سبزواری حق و باطل را چنین تعریف میكند: حق به موجودی كه راهی به بطلان آن نیست گفته میشود و خدای تعالی حق است و هر چیزی كه خالی از وجود خدا باشد باطل است. حق در فلسفه به چند معنی آمده است: هستی خارجی در مقابل هستی ذهنی، كه اولی حق و دومی به این معنی باطل است.فلاسفه الهی راجع به ملاك حقیقت مطابقت با واقع و یا نفس الامر را ذكر كرده اند. یعنی حقیقت چیزی است كه وجود خارجی و عینی داشته باشد و به منشا و مبدا اصلی خود یعنی بارگاه حق تعالی راه داشته باشد. نقطه مقابل آن باطل است. یعنی كج رویها و انحرافها از مسیر حق. در حق منطق، عقل و تفكر و اندیشه نهفته است. چرا كه در تعریف عقل آمده است: «العقل ما عبد به الرحمن واكتسب به الجنان»؛ عقل چیزی است كه انسان به واسطه آن خدا را پرستش كرده و به بهشت رهنمون میگردد. پیروی از احساسات زودگذر و غیر معقول باعث دوری انسان از مسیر درستی و قرار گرفتن در مسیر كج روی میگردد. همواره در طول تاریخ انسانهای عاقل و اندیشمندی بودهاند كه به مقام پیامبری و نبوت رسیدهاند. زیرا این افراد نسبت به مردم و اقوام دیگر متمایز بودهاند. در امورات جهان و مسائل دنیوی و اخروی تعقل و اندیشه كرده و خود را با قرارگیری در مسیر حق به خدا نزدیك كرده بودند. به این خاطر است كه در قرآن به تفكر و تعقل در امورات سفارش زیادی شده است و بسیاری از آیات قرآن سنجش مسائل زندگی و روزمره را به عقل آدمی سپرده است. چرا كه همواره بین عقل و حق رابطه نزدیكی بوده است. عمل به حق باعث پیشرفت و رشد شخصیت روحانی و معنوی انسان میشود و او را در مسیر و راه و روش حقانیت و انسانیت سیر میدهد. اگر انسان پیروی از حق و درستی و راستی را آغاز نماید، گرچه ابتدای كار سخت و نیازمند همتی سرسختانه است ولی بعد از مدتی قرار گیری در مسیر درستكاری و راستی، شخص را به مسیرهای بالاتر هدایت میكند. چرا كه مساله اصلی عمل كردن و پایبند بودن به حقیقت است و گرنه تا كردار نباشد گفتار نیز سودی نخواهد بخشید. در واقع این عمل انسان است كه مشخص كننده حق و باطل است. انجام واجباتی چون نماز و روزه، دستگیری از همنوعان، توكل به خدای یگانه، صبر و پایداری در مشكلات نمونههایی از اعمال انسان درستكار است. اما بعضی از رفتارهای اجتماعی انسان مانند ظلم و دروغ گویی زشت و قبیح دانسته است و انجام این رفتارها انسان را در مسیر باطل قرار میدهد. هدف از انجام رفتارهای درست و حق در جامعه رشد و تعالی انسانها و پیروی آنها از دستورات حضرت حق و زندگی شرافتمندانه تمام مردم و سعادت دنیوی و اخروی آنهاست.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان