دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حواله فرزندم محسن

No image
حواله فرزندم محسن عدّه اى از سادات کاظمین به حضور سیّد محسن اعرجى رسیدند و از او درخواست کردند تا براى یکى از تجار بغداد حواله اى یادداشت کند تا خمس مالش را به آن هابدهد. سیّد محسن هم نوشت و به آن ها داد. سادات نزد تاجر آمدند و حواله را به او دادند. تاجر که از مریدان سیّد محسن بود، به محض این که فهمید نامه از کیست، آن را بوسید و بر دیدگان گذاشت و مبلغ مذکور را به آن ها تقدیم کرد و در دفتر محاسبات خود، یادداشت کرد.

این تاجر شریکى داشت، پس از واقعه در روزى از روزها که دفتر را ورق مى زد، مشاهده کرد که شریکش بدون اجازه او مبلغى را به عنوان خمس به سادات داده است، ناراحت شد و به تاجر گفت: من در این مبلغ با تو شریک نمى شوم و باید خودت همه آن ها را بپردازى. تاجر هم قبول کرد.

شب آن روز شریک در خواب دید، امام على(علیه السلام) به ا و فرمود:

تو حواله فرزندم محسن را قبول نکردى؟ بگیر این هم سهم تو! نصف مبلغ را بگیر.

پس، از خواب پرید و با کمال تعجّب مشاهده کرد مقدارى پول در دامنش ریخته شده است. وى پس از این خواب از عملش پشیمان شد.([19])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

پرسش‌هایی که پاسخ آن بر گرده فلسفه است

پرسش‌هایی که پاسخ آن بر گرده فلسفه است

انسان تنها موجودی است كه با برپايي نظام فكري و ايدئولوژيك، به آينده خود نيز نظر دارد و متفكرانه و مبتني بر يك چارچوب انديشه‌اي، به به كارگيري ابزار مي‌پردازد.
No image

زیان های تنبلی

No image

هجرت به مشهد مقدس

No image

اوصاف چشم‌نواز

پر بازدیدترین ها

No image

دیوان شعر

No image

دیوان شعر

No image

تفسیر سوره حمد

No image

شمیمم کنعان

Powered by TayaCMS