28 خرداد 1397, 11:14
اولین مسئله در عدم پرداخت انسانها به اعمال صالح نظیر انفاق، داشتن دیدی سطحی و کوتاه و ضعف بینش و جهان بینی آنها نسبت به به جهان آفرینش میباشد. این گونه افراد جهان بینی ناقصی از معنویات و جهان اخروی دارند. بدگمانی به وعدههای نیک خدا در مورد انفاق از عوامل مهم ترک انفاق است، چنان که در روایت آمده است: «دریغ از انفاق دارایی موجود، بدگمانی به معبود است.» این فرد میپندارد با انفاق، دارایی خویش را از دست میدهد و در برابر، چیزی به دست نمی آورد، پس با چه انگیزه ای اموال عزیزتر از جانش را به رایگان در اختیار دیگران قرار دهد؟ نخستین گام قرآن برای اصلاح اخلاق و رفتار انسان، بازسازی و اصلاح بینش اوست. از دیدگاه قرآن و مومنان راستین، ثروتها همگی از آن خداست «و آتوهم من مال الله الذی آتاکم» و انسانها امانتداران الهی و نمایندگان او در زمین اند، چنان که میفرماید: «وانفققوا ممّا جعلکم مستخلفین فیه» و در وصف مومنان میفرماید: «و ممّا رزقناهم ینفقون» این باور، روح سخاوت و ایثار را در آدمی میدمد بذل مال را بر او آسان میسازد، بویژه آن گاه که به وعدههای الهی و پاداشهای او به راستی باور داشته باشد. زیرا وی در واقع اموال و دارایی خود را در راه خدا بخشیده است و با خدای خویش معامله نموده است و خداوند وی را از الطاف و پاداش اخروی بهرهمند میسازد.
بسیاری از مردم، از ترس تنگدستی، از انفاق دریغ میورزند. قرآن کریم با اشاره به این نکته در سوره اسراء آیه 100 میفرماید: «قل لو انتم تملکون خزائن رحمه ربّی لامسکتم خشیه الانفاق و کان الانسان قتوراً» بگو اگر شما مالک خزاین رحمت پروردگار من بودید، به طور مسلم امساک میکردید تا مبادا انفاق مایه تنگدستی شما شود؛ انسان موجود بخیلی است. در حالی که ترس از فقر به فرموده قرآن وسوسه شیطان است. چه اینکه انفاق و بخشش، نه تنها موجب نداری نمیشود که عامل برکت و فزونی اموال است. در حالی که انفاق و بخشش اموال موجب افزایش مال و برکت آن میگردد و این یکی از قوانین جهان طبیعت است، اگر کسی دارایی خود را در جهت فقر زدایی و خدمت به انسانها و بندگان خدا ببخشد، خداوند بر اموال وی فزونی میبخشد.
بخل و خسّت که در واقع نتیجه دو عامل پیشین است، از بدترین رذایل اخلاقی به شمار میرود که موجب ترک انفاق میشود. قرآن کریم در نکوهش افراد بخیل در سوره نساء میفرماید: «انّ الله لایحبّ من کان مختالاً فخوراً الّذین یبخلون و یامرون النّاس بالبخل و یکتمون ما آتاهم الله من فضله» همانا خداوند، هیچ متکبر خودستایی را دوست ندارد، آنانی که بخل میورزند و مردم را به آن فرمان میدهند و آنچه را خدا بدیشان داده، پنهان میسازند. شایسته نیست که انسان الطاف و نعمتهایی را که خدا به او داده پنهان نماید، بلکه ضمن شکرگزاری و سپاس از خدای خویش، از نعمتهای خدا در راه بندگانش ببخشد.
بخل و تنگ نظری به منزله سرچشمه اصلی ترک انفاق موجب حسرت و ندامت و محرومیت از بهشت الهی در آخرت میشود؛ حسرت از آن رو که عمری را بیهوده تلاش و روزگار را به سختی و به سان بینوایان سپری کرده است، ولی در قیامت چونان توانگران از وی حساب میخواهند. لذت اموالی که از پرداختن حقوق الهی آنها دریغ ورزیده است، نصیب وارثانش میشود و بار سنگین آنها را او باید به دوش کشد. کسانی که یک عمر اموال خود را جمع کردند ولی هرگز نتوانستند از آن استفاده کنند و بعد از مرگ، فرزندان صاحب این اموال شدند و آنها هم، جهت بخشش گناهان والدین خود از احسان در راه خدا پرهیز مینمایند. چرا که کسی که خود یک عمر در پی جمع آوری و ذخیره اموال بود و هرگز در فکر و اندیشه توشه آخرت خود و خدمت به بندگان خدا نگشت تا شاید از بار گناهانش کاسته شود، اکنون محال است که دیگران و فرزندانش به فکر او باشند. تامل جدی در این نکته میتواند آدمی را بر آن دارد تا روح و جان خویش را از آلودگی این رذیلت برهاند و به فضیلت سخاوت مزین کند.
ویژگی خود دوستی و کمال جویی، آدمی را بر آن میدارد که تمامی کمالات را در حد امکان برای خویش کسب کند و از آنجا که به باطل، ثروت را سراسر خیر و کمال میانگارد، در صدد کسب هر چه بیشتر آن بر میآید تا بدان جا که رذیلت حرص و آز در وجودش شکل میگیرد. از دیدگاه قرآن و روایات مال و ثروت تنها به مقدار کفاف مطلوب است و فراتر از آن آدمی را به طغیان و تجاوز میکشاند و از نیل به کمالات مهم، باز میدارد. یکی از موارد اساسی که انسان را از نیل به معنویات و انجام اعمال صالح باز میدارد آزمندی است. از جمله اثرات منفی آن، ترک انفاق و محرومیت از آثار و پاداش آن است. قرآن کریم کسانی را که زراندوزیشان مانع انفاق میشود، نکوهش کرده و در سوره توبه فرموده است: «والذین یکنزون الذّهب و الفضّه و لاینفقونها فی السبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم» آنان که سیم و زر میاندوزند و از انفاق آن در راه خدا دریغ میورزند، به عذابی دردناک بشارتشان ده. در آیات زیادی از قرآن بیان شده که خداوند بندگانی را که اموال و ثروتشان را جمع کرده و از انفاق آن پرهیز مینمایند دوست ندارد. انسانها نباید از بخشش دارایی خود اعم از ثروت و دارایی مادی یا علم و دانش در جهت غنی سازی جامعه و فقر زدایی اجتماع پرهیز کند.
تردیدی نیست که اگر آدمی در مسیر تولید حداکثر به هدف بهبود وضع جامعه و دستگیری از بینوایان و انجام امور نیکوکارانه آخرین تلاش خویش را مبذول دارد و در عین حال، جانب قناعت و کم و بیش، اعتدال در مصرف را از دست ندهد، امری مطلوب است، با این حال چنین کسی نیازمند خودسازی معنوی است تا در دام آفات ثروت گرفتار شود.
باید این مسئله نیز فراموش نشود که بی تردید ارزش و کرامت آدمی نزد خدا هرگز با ملاکهای مادی از جمله پول و ثروت سنجیده نمیشود. کرامت او به انسانیت اوست و ارزش او به میزان پرهیزگاریش. از این رو شخص فقیر هرگز نباید احساس حقارت کند در برابر توانگران زانوی ذلت زند.
از سوی دیگر شخص فقیر باید این باور را در خود تقویت کند که گوهر وجودی او هرگز همسنگی مادی ندارد، تا بدین سان تنگدستی، وی را وادار نسازد که عزت خویش را به بهایی اندک از دست دهد و پیوسته دست نیاز به سوی این و آن دراز کند. رسول خدا(ص) در این مورد میفرمایند: همانا خداوند انسان با حیا و خویشتندار را دوست میدارد و گدای بدزبان اصرار کننده را دشمن.
اگر چه گدایی ممکن است به طور موقت باعث رفع نیاز مادی شود، اما فقر مادی و روحی دائمی را در پی خواهد داشت. چنان که امیر مومنان(ع) از پیامبر(ص) نقل میکنند که فرمود: هر که دری از نیاز خواهی را به روی خود باز کند، خداوند دری از فقر را بر رویش میگشاید.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان