دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تجسیم

No image
تجسیم

نویسنده : مجتبي صبوري

كلمات كليدي : تشبيه و تجسيم، اهل سنت، وهابيت، شيعه، سلفيه

یکی از موضوعات مطرح در میان متکلمان،مسأله تجسیم و جسمانیت خداوند متعال است. اکثریت متکلمان اهل سنت و نیز همه علمای شیعه منکر جسم بودن خداوند هستند و بر این نفی، به ادله عقلی و نقلی استناد می کنند؛ فخر رازی می‌گوید: «در این باب اهل علم بر دو دسته‌اند: اکثر آنان معتقد به تنزیه خداوند از جسمیّتند، ولی مجسّمه[1] قائل به جسمانیت خداوند می‌باشند.»[2]

از همین رو شیخ کلینی در کتاب کافی فصلی با عنوان:«باب النهی عن الجسم و الصورة»آورده است[3] و یا شیخ صدوق در کتاب التوحید باب «انّه عزّوجلّ لیس بجسم و لا صورة» دارد[4] و نیز ابوالفتح کراجکی در کنزالفوائد «فصل من الاستدلال علی انّ اللَّه تعالی لیس بجسم» آورده است.[5] قطب راوندی هم مذهب مجسمه را از مذاهب فاسد شمرده است[6] و همچنین آیت اللَّه خویی در کتاب «الطهارة» عقیده تجسیم را عقیده­ای باطل معرفی کرده است.[7]

اما در این میان تنها عده ای از اهل حدیث، حشویه[8] و در رأس آنها وهابیان معتقد به جسم بودن خداوند متعال بلاکیف هستند.حسن بن علی سقّاف شافعی می‌گوید:« تجسیم و تشبیه را وهابیان منتشر کردند و کتاب‌های زیادی را در موضوع صفات ترویج کردند؛ همانند کتاب "السنة" از عبداللَّه بن احمد بن حنبل، و کتاب "الردّ علی بشر المریسی" از عثمان دارمی و نیز علمای وهابیان در این باره کتاب‌های زیادی نوشتند و در آن‌ها این مباحث را از کتاب‌های ابن­تیمیه و ابن قیم و دیگران نقل کردند...» [9]

قاضی سبکی نیز بر اجماع علمای اسلامی بر عدم جسمانی بودن خداوند اذعان دارد و می‌گوید: «اهل توحید و ائمه اهل سنت بر این‌که خداوند در جهت خاصی نیست، اتفاق دارند مگر برخی از افرادی که قول شاذ دارند. »[10]

ابن تیمیه که از رهبران سلفی گری است، از جمله معتقدان به تجسیم است و حتی بنا به گفته ابوالفداء، او به سبب قول به تجسیم زندانی شد.[11] ابن حجر هیثمی مکّی شافعی می‌گوید: «ابن تیمیه سخنانی بالای منبر و در حضور مردم می­گفت و برای خدا اثبات جسمیت می­کرده که به حریم یکتاپرستی تجاوز کرده است.»[12]

ابن تیمیه در این باره چنین می‌گوید:«آنچه که در قرآن و سنّت ثابت شده و اجماع و اتفاق پیشینیان بر آن است،حق می‌باشد و اگر از این امر لازم آید که خداوند متصف به جسم بودن شود اشکالی ندارد؛زیرا لازمه حق نیز حق خواهد بود.»[13]

بعد از ابن تیمیه محمد بن عبدالوهاب، پایه گذار تفکر وهابیت، عقاید ابن تیمیه و از جمله عقیده تجسیم را دنبال کرد. شیخ رضوان العدل شافعی مصری می‌گوید:« بعد از ابن تیمیه، محمّد بن عبدالوهاب در قرن دوازدهم ظهور کرد.او عقائد ابن تیمیه را دنبال کرد و بر آن حرف‌های سخیف و قبیح را اضافه نمود.او رئیس طایفه وهابیت است، خداوند آنان را قبیح گرداند...»[14]

ابن بطوطه که خود از علمای اهل سنت است و سفرنامه­اش مورد قبول اهل سنت است در کتابش می­نویسد: «تقى­الدین ­ابن ­تیمیه یکى از بزرگان فقهاء حنابله در شام بود که در فنون مختلف سررشته داشت ، اما کمى ناقص­العقل بود . . . در روز جمعه­اى در دمشق در مجلس او حاضر شدم ، روى منبر مردم را موعظه مى کرد. از جمله سخنانشاین بود که می­گفت: خدا ازآسمان به دنیا پایین می­آید مانند پایین آمدن من از منبر ، سپس چند پله از منبر پائین آمد، فقیهى مالکى مذهب به اسم ابن الزهراء به او اعتراض کرد ، و منکر ادعاى او شد ولی مردم به سوی او هجوم آوردند و او را چنان با مشت و لگد زدند که عمامه از سرش افتاد.[15] دیگر علمای اهل سنت مانند ابن حجر نیز این مطلب را از ابن تیمیه نقل کرده­اند.[16]

وهابی­ها به خدایی معتقدند که به شکل و شمایل انسان و دارای اعضایی مادی است؛ سقّاف در کتابش می­گوید: مجسمه ،همان مشبهه هستند که خیال مى­کنند خداوند جسم بوده و داراى شکل و شمایل مى باشد . غالب آنان تصور مى­کنند خداوند مردى است که بر صندلى بزرگى نشسته است که همان صندلی ملک است. کتابها و مطالبى را که در کتب اعتقادى و توحیدى خود گفته­اند دلیل این مدعا است . کتاب السنة، منسوب به پسر امام احمد بن حنبل بهترین دلیل و شاهد ماست . اما بعضى از آنها با بحث و جدل باطل و بی­فایده حاضر به قبول این مطلب نیستند،اما دروغ مى­گویند زیرا کتابها و گفتارها و مطالب سرى و مخفیانه‌اى را که براى پیروان خود گفته­اند،قویترین ادله بر صدق ادعاى ما است . یکى از روشنترین ادله ما اینست که مجسمه و مشبهه معتقدند که خداوند اعضاء و جوارحى مانند : دست و پا و انگشت و ساق و چشم،پهلو و نشستن و برخاستن و جا و مکان و جهت و . . . نظیر دیگر اجسام و مخلوقات دارد .[17]

آیات مورد استناد وهابیان

وهابیان برای اثبات ادعای خود مبنی بر جسم بودن و دارای اعضا و جوارح بودن خدا به ظواهر آیات متشابه استناد می­کردند آیاتی چون:«یَدُ اللهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ»[18]، «الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی»[19]،«کُلُّ شَیْء هالِکٌ إِلاّ وَجْهَهُ»[20]و بدین ترتیب برای خدا اعضایی چون دست،پا و صورت و صفاتی چون قدم زدن و نشستن اثبات کردند. در صورتی که با دقت در آن آیات و نظایر آنها می توان به مفاد حقیقی آنها پی برد؛ کلمه «ید» کنایه از قدرت خداوند است و مقصود این است که قدرت الهی برترین قدرتها است. مقصود از «وجه» ذات الهی است، یعنی همه چیز جز ذات خداوند متعال در معرض فنا و زوال است. استواء برعرش کنایه از احاطه­ی علم و قدرت خداوند در تدبیر جهان است. نه تنها در صفات یاد شده - که آنها را صفات خبریّه می گویند ـ باید به اصل تنزیه معتقد بود، بلکه این اصل در همه­ی صفات الهی جاری است، مثلاً علم خداوند را نمی­توان علم حصولی و زاید بر ذات او و محدود دانست، بلکه علم خداوند عین ذات خداوند، و حضوری و نامحدود است. همچنین قدرت و حیات خداوند هم دارای چنین ویژگی می­باشد.[21]

علل شکل گیری نظریه تجسیم

در اینکه چه علل و عواملی سبب بوجود آمدن نظریه تجسیم در بین عده ای از مسلمانان شده است عوامل مختلفی وجود دارد که از جمله آنهاست:

1- میل عوام به تجسیم ؛ زیرا بشر همه چیز را به صورت مادی و محسوس می­بیند لذا می‌کوشد همه چیز را از دیدگاه مادّیت حل کند.

2- خوف از افتادن در تعطیل که قولی افراط­گری است و می‌توان با قول به تنزیه، جلوی آن را سد کرد.

3- تأثّر از فرهنگ یهود: یهودیان،خدا را جسم می­دانستند و او را به شکل انسان به حساب می­آوردند و معتقد به وجود همسر و فرزند برای خدا بودند؛ لذا خداوند متعال در ردّ این تصور باطل می‌فرماید:«وَأَنَّهُ تَعالی جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَلا وَلَداً»[22]؛«و این‌که والاست مقام باعظمت پروردگار ما، و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است.» و نیز می‌فرماید: « وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً[23]؛ «و گفتند: خداوند رحمان فرزندی اختیار کرده است.»این عقیده از یهود توسط برخی داخل در اسلام شد، و به سرعت جای خود را در بین مسلمانان باز کرد. شهرستانی نیز در کتاب الملل و النحل بسیاری از احادیث تجسیم را اخبار کذبی می­داند که از یهود گرفته شده و به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت داده شده است.[24]

دلایل نفی تجسیم

آیات قرآن

آیات زیادی در قرآن وجود دارد که خداوند متعال را از جسم بودن منزه دانسته است، از جمله:

1- «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَما فِی اْلأَرْضِ ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَةٍ إِلّا هُوَ رابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلّا هُوَ سادِسُهُمْ وَلا أَدْنی مِنْ ذلِکَ وَلا أَکْثَرَ إِلّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ ما کانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‌ءٍ عَلیمٌ»[25]

« آیا نمى‌دانى که خداوند آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است،مى‌داند هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمى‌کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمى‌کنند مگر اینکه خداوند ششمین آنهاست، و نه تعدادى کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آنهاست هر جا که باشند، سپس روز قیامت آنها را از اعمالشان آگاه مى‌سازد،چرا که خداوند به هر چیزى داناست!»

این آیه نیز به وضوح دال بر سعه وجودی خداوند می­باشد و البته چنین خدایی نمی‌تواند جسم باشد.

2- «وَللَّهِِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیمٌ»[26]

« مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بى‌نیاز و داناست!»

3- «لیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‌ءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیر[27]ُ»

« هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست!»

واضح است که اگر خدا جسم بود، باید مانند سایر اجسام و شبیه آن‌ها ‌بود.

4- «وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَراءُ»[28]

« و خداوند بى‌نیاز است و شما همه نیازمندید!»

هر جسمی مرکب از اجزا است و هر مرکبی نیز به اجزای خود نیازمند است پس اگر خداوند متعال جسم بود دارای اجزا و محتاج به اجزای خود بود و این هم با بی نیازی خداوند سازگاری ندارد.

5- «هُوَ اْلأَوَّلُ وَاْلآخِرُ وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ»[29]

« اوّل و آخر و پیدا و پنهان اوست»

اگر خدا جسم ‌می­بود باید ظاهرش غیر باطنش باشد، واین مستلزم آن است که خداوند ظاهر و باطن نداشته باشد که این هم خلاف آیه قرآن است.

6- لا تُدْرِکُهُ اْلأَبْصارُ[30]؛ « چشمها او را نمى‌بینند».

و اگر خداوند جسم بود قطعاً دیده‌ها او را ادراک می­کردند.

روایات

علاوه بر آیات قرآن ،روایات فراوانی نیز از ائمه شیعه در رد هرگونه نسبت تجسیم به خدای متعال وارد شده است که به دو نمونه از آنها اشاره می کنیم؛

1. امام موسی کاظم علیه السلام در حدیثی فرمودند:«... چه دشنام و ناسزائى بزرگتر است از گفته کسى که خالق همه چیز را به جسم یا صورت یا مخلوقش یا محدودیت و اعضاء توصیف کند خداى ازاین گفتار بسیار برترى دارد.[31]

2. امام صادق علیه السلام درباره شخصی که شایع شده بود که معتقد به تجسیم است فرمود:« واى بر او! مگر نمی­داند که جسم محدود و متناهى است و صورت هم محدود و متناهى است‌ و چون جسم محدودیت دارد، فزونى و کاهش پیدا می­کند و چون فزونى و کاهش پیدا کرد مخلوق خواهد بود.( یکی از اصحاب می­گوید:) عرض کردم پس من چه عقیده داشته باشم؟ فرمود: نه جسم است و نه صورت، او اجسام را اجسام کند و صورتها را صورت نماید، جزء ندارد، نهایت ندارد افزایش و کاهش نیابد، اگر حقیقت چنان باشد که آنها گویند میان خالق و مخلوق و آفریننده و آفریده فرقى نباشد، ولى اوست پدید آورنده، میان او و کسى که جسمش ساخته و صورتش داده و پدیدش آورده فرق است، زیرا چیزى مانند او نیست و او بچیزى نماند.»[32]

دلیل عقلی

علما و اندیشمندان اسلامی در نفی جسم بودن خداوند علاوه بر دلایل نقلی از نظر عقلی نیز، براهین متعدد بر محال بودن جسمیت خداوند آورده­اند و گفته­اند:
1. جسم آنست که داراى ابعاد سه­گانه- طول و عرض و عمق- باشد؛ پس جسم مرکب از اجزائى است که در ابعاد سهگانه آن وجود دارد، و هر کدام از آنها غیر دیگرى است و از طرفی هر چیز مرکب، نیازمند به وجود اجزائى است که از آنها تشکیل یافته است، و چیزى که در وجود خود نیازمند باشد واجب الوجود نیست.

2. هر جسم متناهى است، و از شش جانب به عدم منتهى مى­شود، و واجب الوجود محال است که عدم به او راه یابد.[33]

نتیجه گیری

از مجموع براهین عقلی و نقلی مشخص می شود که خداوند متعال منزه از هر گونه جسمانیت است و خدا را دارای اعضاء و جوارح دانستن، افترایی بزرگ است. همچنین آیات متشابه متضمن صفات خبریه خداوند را باید به تأویل برد و با استفاده از مجموع آیات دیگر معنای حقیقی آنها را دریافت.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
تا بهشت چقدر راه است ; مروری بر پرونده قضایی سریال 5 کیلومتر تا بهشت

تا بهشت چقدر راه است ; مروری بر پرونده قضایی سریال 5 کیلومتر تا بهشت

ال 1390 با توجه به حال و هوای ماه مبارک رمضان و در ادامه پخش سریال های ماروایی، سریالی به نام 5کیلومتر تا بهشت از شبکه سه سیما پخش می شد که در آن مهدی سلوکی پس از مرگش، در مقام یک روح سرگردان می توانست با استفاده از فرصت روح بودن خود به حل یک چالش پلیسی و یک پروند جنایی کمک کند. این اثر دومین سریال ساخته علیرضا افخمی بود.
بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو �)

بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو (2012)

«آرگو» ماجرای گروگان‌گیری 52 دیپلمات و کارمند سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان 1358 است... این تصویری‌ست که آرگو از ایران نمایش می‌دهد. یک جهنم واقعی، یا به قول تونی مندز در جایی در اوائل فیلم: «بدترین جایی که می‌تونی تصور کنی»…
تروریست‌ها مستحق شکنجه‌اند! | نقد فیلم سی دقیقه بامداد

تروریست‌ها مستحق شکنجه‌اند! | نقد فیلم سی دقیقه بامداد

بسیاری معتقدند سال ۲۰۱۲ را باید سال سینمای سیاسی هالیوود نامید. یکی از این فیلم‌های سیاسی و البته پر حاشیۀ ۲۰۱۲ هالیوود را باید «سی دقیقه بامداد» به کارگردانی کا‌ترین بیگلو دانست...
وضعیت سفید یک ذهن ; نگاهی به سریال وضعیت سفید

وضعیت سفید یک ذهن ; نگاهی به سریال وضعیت سفید

وضعیت سفید یک ایراد بزرگ دارد و آن است که همیشه آن را از وسط های کار دیده ایم( این اقتضای تلویزیون و برامده از هویت آن است که کمتر این فرصت پیش می اید که اثری را از ابتدا تا انتهای آن دید و ازهمین رو یک اثر تلویزیونی معمولا در حین نگارش و تولید به این نکته توجه دارند) اما هرچه هست اگر از ابتدا این سریال را ببینیم( که چاره آن دانلود قسمت های نخست آن است) متوجه می شویم که «مادر بزرگه» چاره ای جز انفعال در برابر این همه موج قهر ندارد.
Powered by TayaCMS