دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تزكيه نفس از منظر امام حسين (ع)

No image
تزكيه نفس از منظر امام حسين (ع)

نويسنده: محمد احسان آزادی

تزکيه نفوس، هدف دين اسلام

خداوند در آياتي از قرآن به اين نکته توجه مي دهد که هدف از بعثت پيامبران و ارسال رسولان و انزال کتب آسماني، تزکيه و تعليم است.

تزکيه از تزكيه، برگرفته از مادّه «زكو» به معناي پاكي، نموّ و رشد، صلاح، شايستگي و مدح است.(لسان العرب، ج 6 ، ص 64 - 65 ، «زكا»)براساس علم اشتقاق در زبان عربي نزديک ترين کلمه به «زکو معتل الواوي»، «زکي معتل اليايي» است. «زکو» و «زکي» در ارتباط با زمين و کشت و زرع، به زمين قابل کشت و رويش مي گويند که رويش گياه در آن همراه با برکت و فراواني و ماندگاري است. وقتي زمين را از سنگلاخ و ديگر موانع پاک کرده و آماده کشت و زرع کنند، اين عمل را تزکيه زمين مي گويند و وقتي با اين عمل زمين آماده شد، آنگاه هر چيزي که در آن کشت شود، به فراواني و خوبي و نيکي رويش مي کند؛ چرا که زمينه و بستر رويش و رشد و نمو و نيز فزوني را داراست.

پس کسي که تزکيه نفس مي کند، يا بستر جان و دلش را براي کشت و زرع الهي فراهم مي آورد و با مانع زدايي و پاک کردن آن از رذايل اخلاقي بستري براي کشت فضايل اخلاقي يا بروز و ظهور آن فراهم مي آورد، يا آنکه جان ديگران را پاک کرده و با مانع زدايي، آن جان را براي کسب فضايل يا ظهور و بروز آن آماده مي کند.

پس فاعل در اين اضافه يعني «تزکيه نفس» مي تواند خود شخص يا ديگري باشد. براساس آموزه هاي قرآني، فاعل حقيقي در تزکيه خداوند است و هر کس هر اندازه تلاش کند بي عنايت و افاضه الهي نمي تواند تزکيه نفس داشته باشد و زمين دل و وجودش را از رذايل و ناپاکي ها پاک کرده و فضايل را رشد دهد. خداوند مي فرمايد: يَا اَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَاْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ اَحَدٍ اَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد، پاي از پي گام هاي شيطان منهيد و هر كس پاي بر جاي گام هاي شيطان نهد بداند كه‌ او به زشتكاري و ناپسند وامي‌دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود، هرگز هيچ كس از شما پاك نمي‌شد، ولي اين‌ خداست كه هر كس را بخواهد پاك مي‌گرداند و خداست كه‌ شنوايِ داناست. (نور، آيه 21)خداوند در آيه 49 سوره نساء نيز مي فرمايد: اَلَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ يُزَكُّونَ اَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً؛ آيا به كساني كه خويشتن را پاك مي‌شمارند ننگريسته‌اي؟ چنين نيست، بلكه خداست كه هر كه را بخواهد پاك مي‌گرداند، و به قدر نخِ روي هسته خرمايي ستم نمي‌بينند.

از آنجا که پيامبران(ع) از ولايت تکويني و تشريعي برخوردارند، پس از خداوند تنها پيامبران هستند که مي توانند به تزکيه نفوس انساني بپردازند و چون انسان ها هر چه تلاش کنند نمي توانند نفوس خويش را تزکيه کنند، نيازمند امدادهاي الهي به دست پيامبران هستند؛ از اين رو خداوند پيامبران (ع) را فرستاد تا جان هاي انسان ها را تزکيه کنند. پس اگر منت الهي بر آنان نبود، کسي تزکيه نمي شد. از همين رو خداوند در آيه 164 سوره آل عمران مي فرمايد: لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَي الْمُومِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ اَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ؛ به يقين، خدا بر مومنان منت نهاد كه‌ پيامبري از خودشان در ميان آنان برانگيخت، تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد، قطعاً پيش از آن در گمراهي آشكاري بودند.

از آيات قرآن به دست مي آيد که انسان ها بايد تحت ربوبيت الهي و مظاهر ربوبيت خداوندي يعني پيامبران به ويژه حضرت محمد مصطفي(ص) به تزکيه نفس اقدام کنند. کاري که انسان ها انجام مي دهند همان تقوا و پرهيزگاري از گناه و فجور است. با اين بسترسازي مقدماتي که از سوي مردم انجام مي گيرد، بذر الهي، قابل کشت و نمو و رشد در کشتزار جان آدمي مي شود. از همين رو خداوند در آيه 9 سوره شمس از مردم خواسته تا مقدمات تزکيه نفس را فراهم آورند و با تزکيه و حفظ نفس از رذايل و فجور اجازه دهند تا نفس در همان حالت طبيعي استواء و اعتدال باقي بماند و بتواند از الهامات فطري بهره گيرد.

در قرآن وقتي سخن از فلسفه بعثت پيامبر(ص) به ميان مي آيد گاه تعليم بر تزکيه مقدم مي شود (بقره، آيه 129) و گاه ديگر تزکيه بر تعليم مقدم داشته شده است. (بقره، آيه 151؛ آل عمران، آيه 164؛ جمعه، آيه 2)اينکه در آيه 129 سوره بقره تعليم مقدم شده به معناي اهميت و ارزش آن نسبت به تزکيه نيست، بلکه به معناي آن است که تعليم نقش مقدماتي براي تزکيه دارد؛ زيرا تزکيه در سايه تعليم و علم، امکان پذير است. در مواردي که هم تزکيه مقدم شده به دليل تاکيد بر اهميت تزکيه بر تعليم به عنوان هدف اصلي و غايي است؛ به اين معنا که تعليم مي بايست به هدف تزکيه انجام گيرد و علم بدون تزکيه هيچ سودي ندارد يا کمترين سود را براي بشر خواهد داشت.

نکته جالب اينکه در مواردي که تزکيه بر تعليم مقدم شده، جمله از سوي خداوند بيان شده در حالي که در تقديم تعليم بر تزکيه سخن از سوي بشري چون ابراهيم (ع) در قالب يک جمله دعايي مطرح شده است. بنابراين، خداوند هر گاه به مسئله فلسفه و هدف بعثت پيامبر(ص) توجه مي دهد، با توجه به ارزش و اهميت تزکيه آن را بر تعليم مقدم داشته است.

تزکيه نفس ارزشی و ضد ارزشی

از آيات قرآن اين مطلب نيز به دست مي آيد که تزکيه نفس بر دو نوع است:1. تزکيه نفس ارزشي که از سوي خدا، پيامبر(ص) و شخص انجام مي گيرد که اين مطلب از آيات نقل شده در بالابه دست مي آيد؛ 2. تزکيه نفس ضد ارزشي که تنها از سوي خود شخص انجام مي گيرد. خداوند درباره اين نوع از تزکيه نفس مي فرمايد: الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ اَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ اَنشَاَكُم مِّنَ الْاَرْضِ وَإِذْ اَنتُمْ اَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ اُمَّهَاتِكُمْ فَلَا تُزَكُّوا اَنفُسَكُمْ هُوَ اَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَي؛ آنان كه از گناهان بزرگ و زشتكاري ها- جز لغزش هاي كوچك- خودداري مي‌ورزند، پروردگارت نسبت به آنها فراخ‌آمرزش است. او از آن دم كه شما را از زمين پديد آورد و از همان‌گاه كه در شكم هاي مادرانتان در زهدان‌ نهفته بوديد به حال‌ شما داناتر است، پس خودتان را پاك مشماريد. او به حال‌ كسي كه پرهيزگاري نموده داناتر است.(نجم، آيه 32)

مي توان چنين برداشت کرد که تزکيه را نمي توان به خود نسبت داد و هر گونه اجتناب انسان از گناه به فضل و منت و عنايت الهي است. پس نبايد تزکيه اي که انجام مي دهد و پرهيز و پاکي که دارد به خود نسبت دهد، زيرا خداوند است که تزکيه نفس مي کند و انسان به يک معنا کاره اي نيست.

البته يک برداشت ديگر آن است که مراد از اين تزکيه نفس که ضد ارزشي و منفي دانسته شده و خداوند از آن نهي فرموده، همان خودستايي باشد. به اينکه شخص با گفتار يا رفتار خويش نشان دهد آدمي پاک و منزه است و در حقيقت انسان خوب و پاکي است که به اين درجه و مرتبه و مقام رسيده است.

بر اساس برداشت دوم است که راغب اصفهاني درباره اقسام تزکيه نفس نوشته است: تزكيه نفس، تلاش براي دستيابي به سبب هايي است كه به پاكي نفس مي انجامد و اين داراي دو قسم است: 1. با عمل شايسته كه اين طريقه پسنديده است؛ 2. با گفتار و ستايش كه اگر نسبت به خويشتن باشد مذموم است. (مفردات الفاظ قرآن کريم، ص 380، «زكا».)

تزکيه نفس در سخنان امام حسين(ع)

از آنجا که تزکيه نفس هدف بعثت و فلسفه دين اسلام است، امامان معصوم(ع) و از جمله امام حسين(ع) به اين مهم توجه داشته اند. از نظر امام حسين(ع) انسان مي بايست همواره خودش را مهار و مديريت کند و سخن و رفتار و کرداري نداشته باشد که لازم به عذرخواهي و پوزش طلبي باشد. انساني که پيوسته مراقب نفس خويش است تا خطا و گناه و فجوري نداشته باشد، هرگز نيازي به عذرخواهي نمي بيند. ايشان با اشاره به همين ويژگي به توصيف مؤمن مي پردازد و مي فرمايد: از آنچه موجب عذرخواهي مي شود بپرهيز، زيرا مومن بد نمي كند، عذرخواهي هم نمي كند، ولي منافق هر روز كار بد مي كند و بعد عذرخواهي مي كند. (تحف العقول، ص 177 بحارالانوار، ج 78، ص 120)

پس انسان مؤمن بايد هميشه مراقب نفس خويش باشد و اجازه ندهد تا نفس برخلاف تقوا رفتار کند. اگر چنين چيزي تحقق يابد ديگر جايي براي عذرخواهي باقي نمي ماند؛ اما کسي که دل و زبانش با هم موافق نيست، دل راهي مي رود و زبان و رفتارش کاري ديگر انجام مي دهد. اين گونه است که بر حالت اعتدال باقي نخواهد ماند و به يک معنا منافق و دورو است.

البته در اصطلاح قرآني و روايي، مومن غير از مسلمان است؛ زيرا مؤمن کسي است که تحت ولايت مطلق الهي است و آزمون ها را گذرانده است. چنين شخصي در همه امور زندگي اش مراعات مي کند تا خلاف شرع و عقل و عرفي انجام ندهد. امام حسين(ع) درباره خصوصيات شيعيان به ويژگي هاي مؤمن اشاره مي کند. به عنوان نمونه مي توان به اين روايت اشاره کرد. مردي به امام (ع) عرض کرد: اي فرزند رسول خدا من از شيعيان شمايم، فرمود: از خدا بترس! چيزي را ادّعا نكن كه خدا بگويدت دروغ گفتي و ادّعاي گزافي كردي، شيعيان ما كساني اند كه دل هايشان از هر نوع غلّ و غشّ و دغلكاري پاك باشد، ولي تو بگو: من از دوستان و علاقه مندان شمايم. (بحارالانوار، ج 68، ص 156).

از نظر قرآن هر گونه تزکيه نفسي که به خودستايي بينجامد به هر شکلي نادرست و ناروا است. بنابراين اختصاصي به گفتار ندارد که راغب اصفهاني گفته است.

بر اساس آموزه هاي وحياني قرآن و اسلام، کسي که به زبان و يا گفتار به خودستايي مي پردازد و تزکيه نفس مذموم و ناپسند دارد، زمينه و اسباب سقوط خود را فراهم مي آورد؛ زيرا ديگر به خودش اجازه نمي دهد تا عيب هايش را ببيند و به اصلاح آن بپردازد. کسي که مي کوشد تا به هر شکلي شده خودش را از ديگران جدا کند و به نوعي تفاخر ولو دروغين متمسک شود تا خودنمايي کند و شهرت و نام و نشاني در جامعه کسب کند، خودش را در جاده بي تقوايي قرار داده و زمينه فجور را براي خويش فراهم آورده که غايت اين مسير دوزخ و آتش سوزان آن است. بنابراين، خودستايي تنها با زبان و گفتار نيست، بلکه گاه با منش و کنش و واکنش ها انجام مي گيرد و اينکه بخواهيم خودستايي را محدود به خودستايي زباني و گفتاري کنيم شايد نادرست و ناروا باشد؛ بلکه بايد گفت هر گونه خودستايي به هر شکل و قالبي در زبان و گفتار يا در منش و کردار و رفتار بايد کنار گذاشته شود. به عنوان نمونه کسي که جامه هاي زيبا مي پوشد تا برجسته و تک شود و در چشم ديگران درآيد و خودنمايي کند و معروف و مشهور شود؛ در حقيقت چنين شخصي نيز خودستايي کرده و گرفتار تزکيه نفس باطل و دروغين و مذموم شده است. امام حسين (ع) به اين نوع تزکيه نفس و خودستايي در قالب لباس شهرت هشدار داده و مي فرمايد: مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يُشْهِرُهُ كَساهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْباً مِنَ النّارِ؛ كسي كه لباسي بپوشد كه او را مشهور (و انگشت نما) كند، خداوند روز قيامت لباسي از آتش بر او خواهد پوشاند. (فروع كافي، ج 6، ص 445 وسائل الشيعه، ج 3، ص 354)کسي که مي خواهد تزکيه نفس کند، بايد خود را از هر گونه ظلمي دور نگه دارد که شامل ظلم به خدا و خود و ديگران است. ظلم به خدا مانند شرک (لقمان، آيه 13) و ظلم به خود مانند فراموش کردن ياد خدا و ظلم به ديگران چون ناديده گرفتن حقوق مردم است. اجتناب، مهم ترين شيوه تزکيه نفس است. پس شخص بايد از هر گونه ظلم و ستمي دوري کند. در اين ميان ظلم به ديگران به ويژه کساني که ياوري ندارند، ظالمانه تر و زشت تر است. امام حسين (ع) ستم بر بي‌كسان را بسيار زشت دانسته و مي فرمايد: يا بُنَيَّ اِيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً اِلاَّ اللّهَ؛ فرزندم! بپرهيز از ستم بر كسي كه غير از خدا ياوري در مقابل تو ندارد. (بحارالانوار، ج 75، ص 308 اعيان الشيعة، ج 1، ص 620)

آن حضرت (ع) با اشاره به بدترين خصلت هاي پادشاهان، نسبت به برخي از زشت ترين کارها توصيه کرده و مردم را به اجتناب از آن تشويق مي کند و مي فرمايد: شَرُّ خِصالِ الْمُلُوكِ: اَلْجُبْنُ مِنَ الاَعْداءِ، وَالْقَسْوَةُ عَلَي الضُّعَفاءِ وَالْبُخْلُ عِنْدَ الاِعْطاءِ؛ بدترين خصلت پادشاهان عبارت است از: 1. ترس در مقابل دشمنان 2. قساوت در مورد ضعيفان 3. بخل ورزيدن هنگام بخشش. (مناقب ابن شهرآشوب، ج4، ص65 بحارالانوار، ج44، ص189)در حقيقت اين گونه منش ها و رفتار هاي زشت است که انسان را از مسير انسانيت بيرون برده و اجازه نمي دهد تا فضايل و مکارم اخلاقي جايگزين رذايل شود و همچنان انسان را در مسير هبوط وسقوط قرار مي دهد تا جايي که رذايل حيواني به ملکه وحالت انسان تبديل مي شود.

براي اينکه قلب به سمت خير و تقوا تمايل بماند و از حالت اعتدال فطري خود بيرون نرود، بايد در تزکيه نفس خويش به گونه اي بکوشد که قلب هيچ گرايشي به فجور پيدا نکند و اگر منکري ديد آن را ناخوش دارد و از آن گريزان باشد. گرايش به خير و گريزش از شرور و زشتي بايد همچنان در قلب و دل مؤمن باقي بماند و با زنگار گناه دفن نشود. اين تزکيه نفس بايد همواره در دستور باشد و براي تحقق آن وقتي با منکري حتي از سوي ديگران مواجه شد به انكار منكرات در قلب و زبان و رفتار اقدام کند.

اين گونه است که نه تنها زشتي را در خود نمي پسندد و گريزش دارد بلکه در ديگران نيز ناپسند داشته و هيچ گرايش و تمايلي به آن نخواهد يافت. اين توصيه اي است که امام حسين(ع) درباره مواجه شدن انسان با منکرات بيان مي کند. آن حضرت(ع) به عنوان آمر به معروف و ناهي از منکر شناخته مي شود و اصولاقيام و نهضت وي در همين چارچوب انجام گرفته است. از نظر امام حسين(ع) انسان مي بايست به هر شکلي شده منکرات را منکر شمارد و نه در خود بلکه در ديگران و جامعه اجازه حضور و ظهور ندهد و به هر شکلي شده با آن مقابله کند. از اين رو مي فرمايد: لايَنْبَغي لِنَفْسٍ مُوْمِنَةٍ تَري مَنْ يَعْصِي اللّهَ فَلاتُنْكِرُ؛ براي مومن شايسته نيست كه ببيند كسي خدا را معصيت مي كند و از آن جلوگيري و نهي نكند. (كنزالعمال، ج 3، ص 85)انسان ها به منکراتي گرفتار هستند که از جمله آنها گناهان زباني است که به آساني انجام مي شود ولي پرهزينه ترين گناهان و سنگين ترين آنها به شمار مي آيد. از جمله اين گناهان زباني مي توان به دروغ و تهمت و غيبت اشاره کرد. کسي که به تزکيه نفس مي پردازد بايد بسيار مراقب زبان خود باشد تا گرفتار ناپاکي و زشتي ها نشود. امام حسين(ع) با هشدار نسبت به پيامدهاي زشت اخروي غيبت به مردي كه پيش او غيبت مرد ديگري را كرد فرمود: فلاني! از غيبت بپرهيز زيرا غيبت، خورش سگ هاي دوزخ است. (تحف العقول، ص 175 بحارالانوار، ج 78، ص 117)

آنچه بيان شد تنها گوشه اي از سخنان آن حضرت(ع) درباره تزکيه نفس است. از همين مقدار مي توان اصول تزکيه در سخنان ايشان را دانست و به کار گرفت و رستگاري را براي دنيا و آخرت خود و ديگران تضمين کرد. باشد تا هميشه رهرو راه ايشان باشيم.

روزنامه كيهان، شماره 21222 به تاريخ 10/9/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

مجموعه دیوار به دیوار طنزی گیرا، کنایه‌پرداز و قابل تحلیل است. پیداست که هم بازی شدن چندین بازیگر مطرح(در عین موفقیت کارگردان در بازیگردانی مجرب‌های سینما و تئاتر ایران) بر جذابیت و ظرافت کار می‌افزاید. همچنان که کنار هم نشستن اجباری چند خانواده ایرانی در یک ساختمان اعیانی از موضوعاتی است که تحلیل وجوه نمادین آن، منتقدان را به خوانش استعاری از اثر دعوت می‌نماید.
در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

سریال درمسیر خوشبختی( پخش شده در نوروز سال نود و شش از شبکه دو) قرار است که حال و هوایی طنز داشته باشد. در این راه البته این سریال تاحدی موفق است و آن هم به خاطر بهره بردن از عناصر همیشگی مرسوم و متداول در این قبیل داستانهاست؛ جوانک عاشق( با بازی امیرحسین آرمان)رفیق کلک( با بازی پوریا پورسرخ) خواهر رفیق کلک که نامزد همان جوانک عاشق است و یک پدرزن لجباز و یک دنده که به دلایلی کاملاً منطقی که با روحیه جوانک عاشق هماهنگی ندارد، با ازدواج دو طیف داستان مخالف است
Powered by TayaCMS