دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمییز

"تمییز" مصدر باب "تفعیل" از مادّه‌ "میز" و در لغت به معنای جدا و مشخّص نمودن است. در اصطلاح نحو "تمییز" عبارت است از اسم نکره‌ی فضله‌‌ای که جنس یا نوع ذات مفرد، یا نسبت مبهم (ذات مقدّر) استقرار یافته‌ی قبل خود را مشخص می‌کند
No image
تمییز

نویسنده : مريم مظفّري

كلمات كليدي : مميَّز، تمييز ذات، تمييز نسبت، ابهام مستقرّ، تمييز منقول، تمييز غير منقول

"تمییز" مصدر باب "تفعیل" از مادّه‌ "میز" و در لغت به معنای جدا و مشخّص نمودن است.[1] در اصطلاح نحو "تمییز" عبارت است از اسم نکره‌ی فضله‌‌ای[2] که جنس یا نوع ذات مفرد، یا نسبت مبهم[3] (ذات مقدّر) استقرار یافته‌ی[4] قبل خود را مشخص می‌کند و غالبا به معنای "مِن" بیانی است؛[5] مانند: «عندی رطلٌ زَیتاً»؛ در این مثال "زَیتاً" اسم نکره‌ی فضله‌ای است که ابهام "رطل" را بر طرف می‌کند و مانند: «طابَ المُجتَهِدُ نَفساً»؛ در این مثال "نَفساً" اسم نکره‌ی فضله‌ای است که ابهام نسبت "طابَ" به "المُجتَهِدُ" را بر طرف می‌کند.

وجه نامگذاری

معنای لغوی "تمییز" (جدا و مشخّص کردن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم، ابهام موجود در کلمه یا نسبت را با "تمییز" بر طرف کرده و معنای مورد نظر را از میان سایر معانی جدا و مشخّص می‌کند.

جایگاه "تمییز"

عالمان نحو مباحث "تمییز" را در باب "اسم"، بخش منصوبات بررسی کرده و در ترتیب ذکر آن در میان منصوبات مبحث "تمییز" بعد از مبحث "حال" ذکر کرده‌اند.

اقسام "تمییز"

"تمییز" به اعتبار نوع ممیَّز آن بر دو قسم است:

الف. تمییز ذات (ذات مذکور یا مفرد)

این قسم از تمییز، از ذات مذکور رفع ابهام می‌کند[6] و ممیَّز آن بر پنج نوع است:[7]

1. عدد؛ مانند: «فَانفَجَرَت مِنهُ اثنَتَا عَشرَةَ عَیناً»؛[8] در این آیه شریفه ممیَّز (اثنَتَا عَشرَةَ) عدد و "عیناً" تمییز آن است.

2. مقادیر سه‌گانه (مساحت، وزن و کیل)؛ مانند: «عندی قَصبَةٌ أرضاً»؛ در این مثال ممیَّز (قَصبَةٌ) مساحت و "أرضا" تمییز آن است و مانند: «لک قِنطارٌ عَسَلاً»؛ در این مثال ممیَّز (قِنطارٌ) وزن و "عَسَلاً" تمییز آن است و مانند: «أعطِ الفقیرَ صاعاً قمحاً»؛ در این مثال ممیَّز (صاعاً) کیل و "قمحاً" تمییز آن است.

3. شبیه مقدار (چیزی که بر غیر معیّن دلالت دارد)؛ مانند: «عندی مَدُّ البصَرِ أرضاً»؛ در این مثال ممیَّز (مَدُّ) شبیه مقدار و "أرضا" تمییز آن است.

4. جاری مجرای مقادیر (هر اسم مبهمی که به تمییز نیاز دارد)؛ مانند: «عندنا غیرُ ذلک غَنَماً»؛ در این مثال ممیَّز (غیر ذلک) جاری مجرای مقدار و "غَنَماً" تمییز آن است.

5. فرع[9] تمییز؛ مانند: «عندی خاتمٌ فضّةً»؛ در این مثال ممیَّز (خاتمٌ) فرع تمییز و "فضّةً" تمییز آن است.

ب. تمییز نسبت (ذات مقدّر[10] یا جمله)

این قسم از تمییز، از نسبت میان دو طرف جمله رفع ابهام می‌کند؛[11] مانند: «وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْبا»؛[12] در این مثال "شَیْبا" تمییز بوده و ابهام موجود در نسبت میان "اشْتَعَلَ" و "الرَّأْسُ" را بر طرف می‌کند.

عامل "تمییز"

عامل در تمییز ذات و نسبت، متفاوت بوده که در ادامه به آنها اشاره می‌شود:

الف. عامل "تمییز" ذات

عامل در این نوع از تمییز، اسم مقدّم (ممیَّز) است؛[13] مانند: «عِندِی رطلٌ زَیتاً»؛ در این مثال "زَیتاً" تمییز و "رطلٌ" ممیَّز و عامل آن است.

ب. عامل "تمییز" نسبت

عامل در این نوع از تمییز بر دو گونه است:

1. فعل؛[14] مانند: «طابَ زَیدٌ نَفساً»؛ در این مثال "نَفساً" تمییز و "طابَ" فعل و عامل آن است.

2. شبه فعل؛[15] مانند: «زَیدٌ طَیِّبٌ نَفساً»؛ در این مثال "نَفساً" تمییز و "طَیِّبٌ" شبه فعل و عامل آن است.

اقسام "تمییز نسبت"

تمییز نسبت به اعتبار اصل بر دو قسم است:

1. تمییز منقول

تمییز در این نوع در اصل، نقش دیگری غیر از تمییز در جمله داشته که به تمییز نقل پیدا کرده است.[16] اصل تمییز به اعتبار نقش آن در جمله ممکن است یکی از اموری باشد که در ادامه به آن اشاره می‌شود:

الف. فاعل؛[17] مانند: «فاضَ الإناءُ ماءً»؛ در این مثال "ماءً" تمییز نسبت و منقول از فاعل است و در اصل «فاضَ ماءُ الإناء» بوده که "ماء" از فاعل به تمییز نقل پیدا کرده است.

ب‌. مفعول؛[18] مانند: «أعددتُ الطعامَ ألواناً»؛ در این مثال "ألواناً" تمییز نسبت و منقول از مفعول است و در اصل «أعددتُ ألوانَ الطعامِ» بوده که "ألوانَ" از مفعول به تمییز نقل پیدا کرده است.

ج‌. مبتدای مضاف؛[19] مانند: «أنا أکثرُ مِنکَ مَالاً وَ أعَزُّ نَفَراً»؛[20] در این مثال "مالاً" تمییز نسبت و منقول از مبتدا است و در اصل «مالِی أکثرُ» بوده که لفظ "مال" از مبتدا به تمییز نقل داده شده و ضمیر (یاء) در "مالی" به ضمیر منفصل (أنا) تبدیل شده است.[21]

2. تمییز غیر منقول

تمییز در این نوع از چیزی نقل داده نشده است؛[22] مانند: «کفی بالموت واعظاً»؛ در این مثال تمییز (واعظاً) از چیزی نقل داده نشده است.

احکام "تمییز"

برای هر یک از تمییز ذات و نسبت احکامی وجود دارد که در ادامه به آنها اشاره می‌شود:

الف. احکام "تمییز ذات"

1. در صورتی که ممیَّز یکی از مقادیر سه‌گانه (کیل، وزن و یا مساحت) باشد، اعراب تمییز آن بر سه گونه است:[23]

الف. رجحان نصب تمییز

مانند: «اشتریتُ رطلاً عسلاً»؛ در این مثال "عسلاً" تمییز ذات بوده و نصب آن رجحان است.

ب. جواز جرّ[24] تمییز به اضافه

مانند: «اشتریت کیلةَ أرزٍ»؛ در این مثال "أرز" تمییز مجرور به اضافه است.

ج. جواز جرّ تمییز به حرف "مِن"

مانند: «اشتریتُ کیلةً مِن أرزٍ»؛ در این مثال "أرزٍ" تمییز و مجرور به "مِن" است.

2. اعراب نصب و جر در تمییز در مواردی واجب بوده که در ادامه به آنها اشاره می شود:

الف. وجوب نصب تمییز

در صورتی که ممیَّز، مقدار بوده و به غیر تمییز اضافه شود، نصب تمییز واجب است؛[25] مانند: «ما فی السماء قَدرُ رَاحةٍ سَحَاباً»؛ در این مثال ممیَّز (قَدرُ) مقدار بوده و به غیر تمییز (رَاحةٍ) اضافه شده است؛ از این رو نصب تمییز (سَحَاباً) واجب است.

ب. وجوب جرّ تمییز

در صورتی که ممیَّز غیر مقدار بوده و به تمییز اضافه شده باشد جرّ تمییز واجب است؛[26] مانند: «عندی خاتم فضةٍ»؛ در این مثال ممیَّز (خاتم) غیر مقدار و به تمییز (فضةٍ) اضافه شده است؛ از این رو جرّ تمییز واجب است.

3. در صورتی که تمییز مفرد به صورت ممزوج و مخلوط از دو جزء باشد تعدد آن دو با عطف[27] و بدون عطف جایز است؛[28] به عنوان مثال "سمناً" و "عسلاً" دو تمییز در عبارت «عندی رطل سمناً عسلاً» بوده که کاربرد آن دو به صورت عطف (سمناً و عسلاً) وغیر عطف (سمناً عسلاً) جایز است.

 ب. احکام تمییز نسبت

1. نصب تمییز نسبت در مواردی واجب بوده که در ادامه به آنها اشاره می‌شود:

الف. درصورتی که تمییز، منقول از فاعل، مفعول و یا مبتدا باشد؛[29] مانند: «اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً»؛[30] در این آیه شریفه تمییز (شیباً) منقول از فاعل و نصب آن واجب است.

ب. در صورتی که تمییز بعد از أفعل تفضیل، در معنا فاعل[31] باشد؛[32] مانند: «المتعلّم أکثرُ إجادةً»؛ در این مثال تمییز (إجادةً) بعد از أفعل تفضیل (أکثرُ) واقع شده و در معنا فاعل می‌باشد از این رو نصب آن واجب است.

2. تعدد تمییز نسبت، بدون عطف جایز نیست؛[33] مانند: «إنّما الغلام جسماً و عقلاً»؛ در این مثال "جسماً" و "عقلاً" تمییز نسبت و متعدد بوده که به صورت عطف ذکر شده‌اند و تعدد تمییز بدون حرف عطف (جسماً عقلاً) جایز نیست.

3. در صورتی که تمییز نسبت غیر منقول باشد، جرّ آن به "مِن" و نصب آن جایز است؛[34] مانند: «لله دَرُّه فارساً»؛ در این مثال "فارساً" تمییز نسبت غیر منقول بوده که نصب آن (فارساً) و جرّ آن (فارسٍ) به "مِن" جایز است.

4. در صورتی که در جمله تمییز نسبت و اسم سابق، بر یک چیز دلالت کنند (مدلول هر دو یک چیز باشد)، مطابقت آنها در اِفراد، تثنیه و یا جمع بودن و همچنین در مذکر یا مونث بودن واجب است؛[35] مانند: «کرُم العلیان رجلین»؛ در این مثال تمییز (رجلین) و اسم سابق(العلیان) بر یک مدلول دلالت می‌کنند؛ از این رو مطابقت آن دو در تثنیه و مذکر بودن واجب است.

5. در صورتی که تمییز در معنا مفرد و دارای افراد متعدد نباشد ولی معنای اسم سابق متعدد باشد، عدم مطابقت واجب است؛[36] مانند: «کرُم الأولاد أباً»؛ در این مثال تمییز (أباً) در معنا مفرد و اسم سابق (الأولاد) دارای افراد متعدد است؛ از این رو عدم مطابقت آن دو (مفرد بودن تمییز و جمع بودن اسم سابق) واجب است.

"تمییز" در قرآن و حدیث

1. آیه «وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى‌ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ»،[37] (و زمین را شکافتیم و چشمه‌هاى زیادى بیرون فرستادیم و این دو آب به اندازه مقدّر با هم درآمیختند [و دریاى وحشتناکى شد])؛ در این آیه شریفه "عُیُوناً" تمییز نسبت و منقول از مفعول است.[38]

2. حدیث «کفی بالموتِ واعظاً و کفی بِالتَقی غنیً و کفی بِالعبادةِ شُغلاً و کفی بِالقیامةِ موئلاً و بالله مجازیاً»،[39] (پیامبر اسلام فرمودند: مرگ برای پند آموزی بس است و پرهیزکاری برای توانگری بس است و عبادت برای کار بس است و قیامت برای پناهگاه بس است و خدا تنها جزا بخش است)؛ در این حدیث شریف "واعظاً"، "غنیً"، "شغلاً"، "موئلاً" و "مجازیاً" تمییز نسبت غیر منقول هستند.

نکته

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که مباحث مهمی پیرامون "تمییز" مطرح است که در ضمن سه عنوان مستقل "اصل در تمییز"، "تمییز اعداد" و "ارتباط تمییز و حال" به آنها اشاره می‌شود؛ در عنوان "اصل در تمییز" چند اصل در تمییز همچون مفرد بودن تمییز، جامد بودن تمییز و تأخّر تمییز از عامل بحث خواهد شد و در عنوان "تمییز اعداد" به تمییز اعداد صریح و کنایی اشاره خواهد شد و در عنوان "ارتباط تمییز و حال" شباهت تمییز و حال و تفاوت آن دو مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو �)

بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو (2012)

«آرگو» ماجرای گروگان‌گیری 52 دیپلمات و کارمند سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان 1358 است... این تصویری‌ست که آرگو از ایران نمایش می‌دهد. یک جهنم واقعی، یا به قول تونی مندز در جایی در اوائل فیلم: «بدترین جایی که می‌تونی تصور کنی»…
مفهوم شادی در خندوانه

مفهوم شادی در خندوانه

موضوع برنامه خندوانه، خنده است. این برنامه یکی از اولین محصولات شبکه نسیم بود. شبکه ای که اساساً برای خندیدن به وجود امده بود. با راه اندازی برنامه خندوانه خیلی زود مشخض شد که شبکه نسیم می تواند یکی از قدرتمندترین شبکه های سیما باشد.
نگاهی به سریال برادر | از الگوسازی تا الگو بازی

نگاهی به سریال برادر | از الگوسازی تا الگو بازی

در ماه رمضان سال جاری بر خلاف سالهای پیشین صدا و سیما در ساخت سریال کمی وقت شناسی به خرج داد و تنها ساخت دو سریال اکتفا کرد.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
Powered by TayaCMS