دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علامه محمدحسین طباطبایی - بخش دوم

اشاره: قرآن کریم آکنده از مطالب اخلاقی است و مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیات مربوطه، به شرح مختصر آنها پرداخته است.
علامه محمدحسین طباطبایی - بخش دوم
علامه محمدحسین طباطبایی - بخش دوم

اخلاق قرآنی

اشاره: قرآن کریم آکنده از مطالب اخلاقی است و مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیات مربوطه، به شرح مختصر آنها پرداخته است. آنچه در این بخش می‌آید، آیاتی از سوره مبارکه انعام است. با این توضیح که در ترجمه آیات، به جای ترجمه متن مرحوم موسوی، از ترجمه استاد فولادوند استفاده کرده‌ا‌یم:

نهى از نزدیک‌شدن به گناه

«و لا تقربوا الفواحش ما ظهَر منها و ما بطن: به کارهاى زشت ـ چه علنى آن و چه پوشیده‌[اش‌]ـ نزدیک مشوید.» (انعام، ۱۵۱) کلمه «فواحش» (جمع فاحشه) به معناى کار بسیار زشت است، و از ظاهر کلام برمى‌آید که مراد از «فاحشه ظاهرى»، گناه علنى و مقصود از «فاحشه باطنى»، گناه سرّى و برقرار کردن روابط نامشروع در پنهانى است. از این‌گونه امور از این جهت نهى فرموده که اگر تحریم نمى‌شد، زشتی‌اش از میان مى‌رفت و شایع مى‌گردید، براى اینکه این‌گونه امور از بزرگترین موارد علاقه نفْس است و نفس از محرومیت درباره آنها طبعاً ناراحت مى‌باشد.
طبیعت بشر طورى است که اگر به خود واگذار شود، به ‌سرعت فحشا را در بین افراد خود شیوع مى‌دهد، و شیوع فحشا باعث انقطاع نسل و فساد جامعه خانواده است، و با فساد خانواده‌ها، جامعه بزرگ انسانى از بین می‌رود. همچنین قتل نفس و سایر انواع فحشا، امنیت عمومى را سلب می‌نماید و با از میان‌رفتن امنیت، بناى جامعه انسانى فرو ریخته، ارکان آن سست مى‌گردد.

«و لا تقتلوا النفس التى حرّم الله الا بالحق: نفْسى را که خدا حرام گردانیده، جز به‌ حق مکشید.» در اینجا دو احتمال هست: یکى اینکه معناى «حرم الله»، «خداوند کشتنش را حرام کرده است» باشد، دیگر اینکه معنایش ‍«محترم کرده است آن را به احترام قانونى و بدین وسیله او را و یا حقى از حقوق او را از ضایع‌شدن حفظ کرده باشد». بعضى از مفسران در تفسیر این آیه گفته‌اند: اگر مى‌بینید خداوند تنها قتل را با آنکه آن‌هم جزء فحشاست، اسم برده، براى این است که اهمیتش را برساند؛ همچنان ‌که فرزندکشى را نیز به همین دلیل اسم برد؛ زیرا عرب خیال مى‌کرد هراس از فقر، ریختن خون فرزندان را مباح مى‌کند، و همچنین حفظ آبرو مجوز این عمل شنیع است، و نیز خیال مى‌کردند پدربودن خود یکى از اسباب تملک است.

و اینکه فرمود: «الا بالحق»، مقصود استثناى قتل بعضى از کسانى است که بر اثر پاره‌اى از گناهان، احترامى را که خداوند براى مسلمانان و یا کفار هم‌پیمان با مسلمانان جعل کرده، از خود سلب نموده‌اند، مانند قتل به قصاص و حد شرعى. «ذلکم وصّیکم به لعلکم تعقلون: اینهاست که [خدا] شما را به [انجام دادن‌] آن سفارش کرده است، باشد که بیندیشد.»‌(انعام، ۱۵۱) بعد از آنکه تحریم امور نامبرده را بیان نمود، در آخر آن را با این کلام تأکید نمود.

مال یتیم، وفا و عدالت و پرهیز از سخن ناحق

«و لا تقربوا مال الیتیم الا بالتى هى احسن حتى یبلغ اشُدّه: به مال یتیم ـ جز به نحوى [هر چه نیکوتر]ـ نزدیک مشوید، تا به حد رشد خود برسد.» ‌(انعام، ۱۵۲) اینکه از نزدیک شدن به مال یتیم نهى فرموده، براى این است که دلالت بر عمومیت مطلب کند؛ یعنى بفهماند که تنها خوردن آن حرام نیست، بلکه استعمال و هر گونه تصرفى در آن نیز حرام است، مگر اینکه منظور از تصرف در آن، حفظش باشد، آنهم به شرطى که بهترین راههاى حفظ بوده باشد.

نهى از نزدیکى به مال یتیم همچنان امتداد دارد تا زمانى که یتیم به حد رشد و بلوغ برسد، و دیگر از اداره اموال خود قاصر و محتاج به تدبیر ولى خود نباشد. پس معلوم شد مقصود از «یبلغ اشده» رسیدن به حد بلوغ و رشد هر دو است؛ چنان‌که آیه «و ابتلوا الیتامى حتى اذا بلغوا النکاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم و لا تأکلوها اسرافا و بدارا ان یکبروا» به آن دلالت مى‌کند: «یتیمان را بیازمایید تا وقتى به سن‌ زناشویى برسند؛ پس اگر در ایشان رشدى یافتید، اموالشان را به آنان رد کنید، و آن را از بیم آنکه مبادا بزرگ شوند، به اسراف و شتاب مخورید.» (نساء، ۶) غرض این نیست که بفرماید وقتى یتیم به حد رشد رسید، می‌توانید اموالش را تصرف کنید و دیگر خوردنش حرام نیست، بلکه مقصود بیان آن وقتى است که مال یتیم صلاحیت این را پیدا مى‌کند که اشخاص به آن نزدیک شوند. در حقیقت آیه شریفه مى‌خواهد بفرماید: مال یتیم را نگهدارى و اصلاح کنید تا وقتى که خودش به حد رشد برسد و بتواند از عهده اصلاح و حفظ آن برآید.

«و اوفوا الکیل و المیزان بالقسط لا نکلّف نفسا الا وسعها: و پیمانه و ترازو را به عدالت، تمام بپیمایید. هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم.» (انعام، ۱۵۲) «ایفاء به قسط» عبارت است از عمل‌کردن به عدالت بدون اجحاف. و اینکه فرمود: «ما هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم»، به منزله دفع توهمى است که ممکن است بشود، گویا کسى مى‌پرسد: مگر در کیل و وزن ممکن است رعایت عدالت واقعى و حقیقى بشود؟ هرگز ممکن نیست، و انسان در این‌گونه امور هیچ چاره‌اى جز این ندارد که به تقریب و تخمین اکتفا کند، و خداى تعالى با جمله مورد بحث جوابش را داده، مى‌فرماید: «ما هیچ کس را تکلیف نمى‌کنیم مگر به چیزى که در وسع طاقتش باشد.»

و نیز ممکن است بگوییم جمله «لا نکلف نفسا الا وسعها» تنها متعلق و مربوط به کیل و وزن نیست، بلکه مربوط به آن و به مسأله نزدیک شدن به مال یتیم هر دو است.

گواهی دادگرانه

«و اذا قُلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربى: و چون [به داورى یا شهادت‌] سخن گویید دادگرى کنید، هرچند [درباره‌] خویشاوند[تان] باشد.» (انعام، ۱۵۲) براى این اقربا را یادآور شد که عاطفه قرابت و خویشاوندى از هر داعى دیگرى، بیشتر آدمى را به دفاع بی‌جا و جانبدارى ناروا وامی‌دارد و از همین‌جا می‌توان فهمید که مقصود از «قول»، آن گفتارى است که اگر انسان آن را بگوید، ممکن است نفعى عاید طرف بشود، و یا ضررى متوجهش گردد.

ذکر عدالت نیز دلالت بر این دارد، چون معلوم مى‌شود قول مزبور مانند شهادت و قضاوت و امثال آن دو قسم است: یکى ظلم و دیگرى عدل؛ بنابراین معناى آیه این مى‌شود که: باید مراقب گفتار خود باشید، و زبان خود را از حرفهایى که براى دیگران نفع و یا ضرر دارد حفظ کنید، و عاطفه قرابت و هر عاطفه دیگرى شما را به جانبدارى بی‌جا از کسى وادار نکند. و به تحریف گفته‌هاى دیگران و تجاوز از حق و شهادت به ناحق یا قضاوت ناروا وادار نسازد، و خلاصه به ناحق جانب آن کس را که دوستش مى‌دارید، رعایت ننموده و حق آن کسى را که دوستش نمی‌دارید، باطل مسازید.

در مجمع‌البیان گفته است: آیه مورد بحث با همه کوتاهى و کمى حروفش، مشتمل بر دستورات بلیغى درباره اقاریر، شهادت‌ها، وصیت‌ها، فتاوا، قضاوت‌ها، احکام، مذاهب و امر به معروف و نهى از منکر است.

مراد از عهد خدا

«و بعهدالله اوفوا: به پیمان خدا وفا کنید.» (انعام، ۱۵۲) راغب در مفردات مى‌گوید: «عهد به معناى حفظ و چیزى را در این حال و آن حال مورد مراقبت قرار دادن است» و این معناى صحیحى است؛ لذا کلمه مذکور هم بر دستورات و تکالیف شرعى اطلاق مى‌شود، و هم بر پیمان و میثاق و بر نذر و سوگند. لیکن در قرآن کریم این لفظ بیشتر در دستورات الهى استعمال مى‌شود، مخصوصاً در آیه مورد بحث که به اسم پروردگار (الله) اضافه شده، مورد بحث آیه هم مناسب با همین معناست. البته ممکن هم هست بگوییم مقصود از «عهد» در اینجا پیمان و میثاق است، همچنان‌ که مى‌گوییم: «من با خدا عهد بسته‌ام که چنین و چنان کنم» و در غیر اینجا هم به این معنا آمده، مانند آیه «و اوفوا بالعهد انّ العهد کان مسئولا: به پیمان [خود] وفا کنید، زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد» (اسراء، ۳۴) و بنابر اینکه کلمه «عهد» به این معنا باشد، اضافه‌شدنش به اسم «الله» مثل اضافه شدن شهادت به آن اسم در آیه «و لا نکتم شهاده الله: شهادت الهى را کتمان نمى‌کنیم» (مائده، ۱۰۶) براى اشاره به این است که طرف معامله خداى تعالى است. در این آیه بعد از بیان وظایف مذکور آن را با جمله «ذلکم وصّیکم به لعلکم تذکرون: اینهاست که [خدا] شما را به آن سفارش کرده است، باشد که پند گیرید»(انعام، ۱۵۲) تأکید مى‌کند.

«و انّ هذا صراطى مستقیما فاتّبعوه و لا تتبعوا السُّبل فتفرق بکم عن سبیله: این است راه راست من. پس، از آن پیروى کنید و از راهها[ى دیگر] که شما را از راه وى پراکنده مى‌سازد، پیروى مکنید.» (انعام، ۱۵۲) از ظاهر سیاق آیه چنین برمى‌آید که مضمون این آیه، یکى از همان سفارش‌هایى است که خداوند رسول گرامى خود را مأمور به خواندن آن بر مردم فرموده، و لازمه این مطلب این است که جمله «و ان هذا صراطى مستقیما فاتبعوه» متعلق غرض اصلى نباشد، چون غرض اصلى متعلق به بیان کلیات دین بود که در دو آیه قبل بیان شد، پس ایراد این جمله وجهى ندارد مگر اینکه مقدمه و زمینه ‌چینى باشد براى جمله «و لا تتبعوا السبل».

شنبه ۶ آبان ۱۳۹۶

روزنامه اطلاعات

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

مجموعه دیوار به دیوار طنزی گیرا، کنایه‌پرداز و قابل تحلیل است. پیداست که هم بازی شدن چندین بازیگر مطرح(در عین موفقیت کارگردان در بازیگردانی مجرب‌های سینما و تئاتر ایران) بر جذابیت و ظرافت کار می‌افزاید. همچنان که کنار هم نشستن اجباری چند خانواده ایرانی در یک ساختمان اعیانی از موضوعاتی است که تحلیل وجوه نمادین آن، منتقدان را به خوانش استعاری از اثر دعوت می‌نماید.
در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

سریال درمسیر خوشبختی( پخش شده در نوروز سال نود و شش از شبکه دو) قرار است که حال و هوایی طنز داشته باشد. در این راه البته این سریال تاحدی موفق است و آن هم به خاطر بهره بردن از عناصر همیشگی مرسوم و متداول در این قبیل داستانهاست؛ جوانک عاشق( با بازی امیرحسین آرمان)رفیق کلک( با بازی پوریا پورسرخ) خواهر رفیق کلک که نامزد همان جوانک عاشق است و یک پدرزن لجباز و یک دنده که به دلایلی کاملاً منطقی که با روحیه جوانک عاشق هماهنگی ندارد، با ازدواج دو طیف داستان مخالف است
Powered by TayaCMS