دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قتل گریبایدوف

No image
قتل گریبایدوف

گريبايدوف، فتحعلي شاه، عهدنامه ي تركمن چاي، روسيه، عباس ميرزا، نيكلاي اول، آصف الدوله، ميرزا مسيح استرآبادي، علوم سياسي

نویسنده : محمد علی زندی

یکی از مهمترمین تحولات سیاست خارجی ایران با روسیه، بعد از دوره‌ی دوم جنگ‌های ایران و روس و امضای قرداد ترکمن‌چای، در زمان سلطنت فتحعلی شاه و دوره‌ی دوم صدارت عبدالله‌خان امین‌الدوله، سفر گریبایدوف به عنوان سفیر روسیه به ایران، و قتل وی در تهران است. گریبایدوف برای اجرای مقرارت مربوط به عهدنامه‌ی ترکمن‌‌چای و حل اختلافات مرزی به ایران آمد، ولی به علت سوء رفتار و اهانت به مقدسات اسلامی ایرانیان که خواستار استرداد زنان گرجی و ارمنی که مدت‌ها در ایران اقامت داشتند و مسلمان و به ازدواج مردان ایرانی در آمده بودند، بعد از به سفارت بردن دو زن گرجی مسلمان که در خانه‌ی آصف‌الدوله بودند، با تحریک علمای مذهبی به اتفاق همراهانش توسط مردم به قتل رسید. خوشبختانه عواقب این حادثه به علت درگیری که بین روسیه و عثمانی وجود داشت، گریبان‌گیر ایران نشد و نیکلای اول، تزار روس، به یک عذرخواهی خشک و خالی هیئت اعزامی دولت ایران قناعت کرد.

زندگی‌نامه‌ی گریبایدوف

الکساندر سرگییویچ گریبایدوف[1] در 1795م در مسکو متولد شد. در 1812 ترک تحصیل کرد و پس از 4 سال خدمت نظام در 1817 وارد خدمت وزارت خارجه شد. در 1823 نمایشنامه‌ی کمدی «ذوق بسیار بدبختی است» را نوشت و به عنوان یکی از شاه‌کارهای زبان روسی محسوب شد و گریبایدوف به اوج شهرت رسید. وی در سال 1826 پس از رفع اتهامی که موجب زندانی شدن او بود به مأموریت سیاسی گرجستان رفت و دختر جوانی از گرجی‌ها را به همسری اختیار کرد. حضور او در تفلیس مصادف با فرماندهی ژنرال پاسکویچ،[2] دایی‌اش در قفقاز بود. ژنرال پاسکویچ نسبت به خواهر‌زاده‌ی خود، بسیار علاقه داشت و در مراحل جنگ او را با خود می‌برد.[3]

گریبایدوف از مأمورین وزارت خارجه بود که در تمام جریان جنگ و مذاکرات صلح ترکمن‌چای شرکت داشت. او بیشتر اصرار می‌ورزید تا غرامت دریافت نشود، روسیه دست از جنگ نکشد و آذربایجان اشغال شده را همچنان در اختیار داشته باشد.[4]

مأموریت گریبایدوف

بعد از امضای عهدنامه‌ی ترکمن‌چای، گریبایدوف از طرف ژنرال پاسکویچ مأمور شد تا نسخه‌‌ی اصلی معاهده را به سن پطرزبورگ ببرد و به امضاء امپراطور برساند. امپراطور نیکلای اول، تزار روسیه، به توصیه‌ی پاسکویچ او را مورد تقدیر قرار داد و مبلغی به عنوان انعام به او پرداخت. امپراطور روسیه که از نفرت ایرانیان و عصبانیت آنها نسبت به دولت و ملت روس آگاه بود و می‌دانست که قرارداد ترکمن‌چای و شرایط ننگین آن برای مردم ایران قابل تحمل نیست، بنابراین سعی کرد به نحوی از شاه و دربار و دولت‌مردان ایران استمالت و دلجویی به عمل آید تا از گرایش و تمایل ایرانیان به انگلستان کاسته شود. در اجرای این امر پاسکویچ، خواهرزاده‌اش گریبایدوف را به عنوان سفیر به همراه هیئتی (از جمله مالزوف دبیر اول سفارت و آدلونگ دبیر دوم...) روانه ایران کرد. و چون نخستین سفیر امپراطوری در دربار ایران بود با جلال و شکوه و تشریفات و احترامات بسیار به ایران اعزام گردید و هدایای بسیار و گران‌بهایی به همراه داشت تا به شاه و ولیعهد و دیگر درباریان هدیه بدهد.[5]

از دیگر موارد مأموریت گریبایدوف در ایران، نظارت بر اجرای مقررات مربوط به عهدنامه‌ی ترکمن‌چای و حل اختلافات مرزی[6] و مبادله اسناد مصوبه‌ی عهدنامه‌ی ترکمن‌چای و... بود.[7]

گریبایدوف در مسیر تهران

با رسیدن خبر ورود گریبایدوف به مرز، عباس میرزا (ولیعهد) میرزا نظرعلی‌خان افشار ارومی را که از اعیان آذربایجان بود به عنوان میهمان‌دار تعیین و به مرز جلفا فرستاد. سفیر با احترامات فوق‌العاده در آغاز سال 1244 هـ. ق (اواسط 1828م) به تبریز وارد شد.[8] گریبایدوف مردی تحصیل‌کرده و دانشمند بود ولی در عرض راه تهران حرکات خشونت‌آمیز و ناپسندی می‌نمود و تعمد داشت خود را سفیر دولت فاتح در سرزمین مغلوب معرفی کند و به تحقیر و توهین ایرانیان بپردازد.[9] خشونت مأمورین همراه وی فوق‌العاده بود، در بازار و معابر با حالت مستی به مردم اهانت می‌کردند. در کل رفتار سفیر و همراهانش در بین راه بسیار زننده توصیف شده است.[10]

گریبایدوف در آغاز یکی از اعضای سفارت را به عنوان کنسول مأمور رشت ساخت. این اقدام اولین اختلاف سفارت و دولت ایران را فراهم نمود زیرا حاکی از خودسری در عمل وی بود. گریبایدوف در سر راه تهران در قزوین توقف کرد. در این شهر جمعی اسیر بودند. او درصدد برآمده بود بدون مذاکره با مقامات ایرانی آنها را به ارمنستان و گرجستان بازگرداند. مردمی که در قضیه ذی‌نفع بودند می‌خواستند آسیبی به او برسانند که کارگزاران ایران زودتر او را به تهران هدایت کردند. گریبایدوف در 16 ژانویه 1829 (5 رجب 1244) وارد تهران شد. میرزا محمدعلی کلبانی پیشکار ضلل‌السلطان (پسر فتحعلی شاه) و محمدولی‌خان قاسملوی افشار از جانب دربار مأمور استقبال از سفیر شدند. محمدخان فرمانده سواران افشار هم به عنوان میهمان‌دار او تعیین گردید. روز پس از ورود، میرزا ابوالحسن‌خان تیرانداز، وزیر امورخارجه، و علی‌خان دولو ایلخانی قاجار و میرزا فضل‌الله مازندرانی مستوفی و رئیس تشریفات دربار در محل اقامت سفیر به او تبریک ورود گفتند. گریبایدوف در رسیدن به حضور شاه اجازه نداد تشریفات درباری ایران رعایت گردد.[11] گریبایدوف هدایایی را که از طرف تزار روسیه به همراه آورده و شامل چهل‌چراغ‌های بزرگ و ظروف و ادواتی از سنگ و پشم و سماق بود به فتحعلی شاه تقدیم کرد.[12]

اقدامات گریبایدوف

از موضوعاتی که گریبایدوف پس از ورود به تهران دنبال کرد، مسئله‌ی استرداد فراریان و اسرای قفقازی و گرجی به روسیه بود و بر طبق ماده‌ی 13 قرارداد ترکمن‌چای، اسرا می‌بایست ظرف چهار ماه مستردد گردند.[13] البته گریبایدوف قبلا در سال 1819 مأمور بازگرداندن 158 نفر از اسرا و فراریان روسیه از ایران شده بود. که بار دیگر با داشتن مقام بالاتری به این کشور آمده، سعی داشت بار دیگر باقیمانده‌ی مهاجرین، فراریان و اسرا را به روسیه بازگرداند.[14]

در آن هنگام بسیاری از زنان گرجی و ارمنی در ایران به سر می‌بردند، که اینان اسلام آورده و به ازدواج مردان ایرانی در آمده بودند و بعضی از این زنان در خانه‌ی رجال ایرانی زندگی می‌کردند. گریبایدوف برای بازگرداندن این زنان اصرار و پافشاری کرد و از دولت ایران درخواست کرد تا کلیه‌ی زنان گرجی و ارمنی مقیم ایران را به سفارت روسیه تسلیم نمایند تا معلوم شود کدامیک مایلند به وطنشان مراجعت نمایند. نظر به این‌که زنان مزبور مدت‌ها بود در ایران اقامت داشته و همسر ایرانیان شده بودند و دارای فرزندانی هم بودند، که هیچ یک به سفارت نرفتند.[15]

البته چند تن از گرجیان و ارمنیان که در شمار همان اسیران آرزوی بازگشت به دیار خود داشتند و بازگشتشان به موانعی برخورده بود گریخته و به سفارت پناه برده و در آنجا می‌زیستند.[16]

در ادامه حرکت نامناسب گریبایدوف که موجب تیرگی روابط او با دربار فتحعلی شاه گردید، پناه دادن میرزا یعقوب ارمنی خزانه‌دار و مباشر شاه بود که متجاوز از چهل‌ هزار تومان پول و جواهر دربار را دزدیده و در سفارت تحصن کرده بود. دولت ایران تقاضای استرداد او را کرد ولی گریبایدوف به این بهانه که او ارمنی است و قصد مراجعت از ایران را دارد از تحویل او خودداری کرد.[17]

گریبایدوف با اطلاعاتی که میرزا یعقوب ارمنی از حرم‌سرا و زنان گرجی داد، استرداد زنان گرجی و ارمنی را پی‌گیری کرد.[18] گریبایدوف دستور داد به زور وارد خانه‌ی آصف‌الدوله، برادر زن فتحعلی شاه و دایی عباس میرزا، شده و دو زن گرجی را که مدت‌ها به قید زناشویی در ایران به سر می‌بردند را بیرون بکشند و به سفارت ببرند.[19] آصف‌الدوله ابتدا از سفارت انگلیس کمک خواست و چون آنها کمکی نکردند تشخیص داد که بهتر است از نیروی اسلامی جامعه و حمایت و نفوذ روحانیت و علما استفاده کند، و به همین منظور به نزد میرزا مسیح استرآبادی (شاگرد میرزا ابوالقاسم قمی) مجتهد تهران رفت و چاره کار را خواست. حاج میرزا مسیح استرآبادی چندین مرتبه به سفیر روس پیام داد، ولی سفیر اعتنایی نکرد.[20]

میرزا مسیح که مجتهدی صاحب نفوذ بود، از توهینی که به جامعه‌ی اسلامی شده نگران گردید و فتوا داد که نجات زنان مسلمان واجب و محاربه در این امر به منزله‌ی جهاد محسوب می‌شود.[21] این امر باعث هیجان عمومی و تحریک احساسات مذهبی مردم تهران گردید. در روز چهارشنبه 6 شعبان 1244 (11 فوریه 1829) مردم دکان‌ها و بازارها را بستند و از هر سوی به طرف سفارت روس حرکت کردند تا زنان نگهداشته شده را که دولت نتوانسته بود اقدامی انجام دهد، آزاد نمایند.[22]

در زد و خوردی که بین مردم و قزاقان محافظ سفارت روی داد، در نتیجه‌ی تیراندازی، شش تن از افراد جمعیت کشته شدند.[23] همین موضوع بر خشم مردم افزوده و جنازه‌ها را به دست گرفته به مسجد بردند و نزدیک سی‌ هزار تن از مردم به سفارت حمله بردند و آنجا را محاصره کردند.[24] خبر هجوم مردم به فتحعلی شاه رسید و او علی‌شاه ظل‌السلطان فرزند خود که حاکم تهران بود را مأمور کرد تا از وقوع هر حادثه‌ای جلوگیری کند.[25] کوشش و اقدامات دولت برای ایجاد آرامش و متفرق کردن مردم به جایی نرسید، مردم به سفارت حمله کردند و گریبایدوف و سی‌و هفت نفر از همراهان وی را به قتل رساندند و سفارت را غارت نمودند.[26] در این میان فقط منشی سفارت به نام مالتسف[27] که پنهان شده بود از این کشتار جان سالم به در برد.[28]

واکنش دربار ایران بعد از حادثه

پس از وقوع حادثه فتحعلی شاه و دربار به شدت وحشت زده و مضطرب شدند. فتحعلی شاه برای آن‌که از عواقب وخیمی که ممکن بود در پی داشته و به انتقام‌جویی و تجاوز مجدد روس‌ها به خاک ایران برای سومین بار منجر شود، جلوگیری کند، میرزا مسعود مستوفی انصاری را با دو نامه از عباس میرزا برای تزار و ژنرال پاسکویچ فرمانده‌ی سپاه روسیه در قفقاز (دائی گریبایدوف) به روسیه فرستاد و از این پیشامد اظهار تأسف و عذرخواهی نمود. دولت روسیه در این موقع بر سر مسئله‌ی اداره‌ی سرزمین‌های متصرفی عثمانی در بالکان و حقوق مسیحیان یونان با عثمانی در حال جنگ بود و در چند مورد هم (حوزه‌ی دانوب) از قشون عثمانی شکست خورده بود و ضمنا اطلاع حاصل کرده بود که عباس‌ میرزا نماینده‌ای به دربار استانبول فرستاده و به ترک‌ها پیشنهاد اتحاد کرده است، لذا مصلحت ندانست در این خصوص پافشاری نموده و با نیرو‌های ایران درگیری تازه‌ای ایجاد کند.[29] البته شهادت منصفانه‌ی مالتسف نیز بی‌تأثیر در سیاست ملایمت‌آمیز تزار نبود. مالتسف ضمن اعلام کوشش دولت ایران برای نجات سفارت، طرز رفتار و کردار گریبایدوف را در مدت کوتاه توقف خود در تهران، اعمال زشت و ناستوده و بداخلاقی نابجا در امور داخلی ایران دانست و از عوامل بروز حادثه‌ی مزبور قلمداد کرد.[30] تزار نیز ژنرال دالگورکی را به عنوان سفیر جدید و حقیقت‌یابی این قضیه به ایران اعزام نمود.[31]

پیشنهادات دالگورکی به دربار ایران

ژنرال دالگورکی بعد از تحقیقات خود پیرامون این قضیه در ازای خون گریبایدوف به مقامات ایرانی 3 توصیه و پیشنهاد کرد:

1. یک تن از اهالی تهران که بیشترین نقش را در تحریک مردم برای قتل گریبایدوف به عهده داشته است، قصاص شود.

2. حاجی میرزا مسیح مجتهد که بیشتر از همه علماء مردم را بر علیه روس‌ها تحریک نموده بود، از ایران اخراج گردد.

3. یک تن از شاهزادگان ایرانی برای عذرخواهی به سن‌پطرزبورگ برود.[32]

اقدامات دربار ایران در برابر پیشنهادات دالگورکی

برای اجرای پیشنهادات دالگورکی، به فرمان فتحعلی شاه، رضاقلی بیگ، که از رهبران شورشی بود و در روز حادثه با شمشیر خون‌آلود دیده شده بود، در میدان ارگ به قتل رسید. حاجی میرزا مسیح استرآبادی نیز به تقاضای شاه به طور مخفیانه از تهران خارج و به عتبات رفت.[33] همچنین فتحعلی شاه، شاهزاده خسرو میرزا (پسر عباس میرزا) را در رأس هیئت مهمی که عبارت بودند از: محمدخان زنگنه امیرنظام، محمدحسین‌خان ایشک آقاسی‌باشی، میرزا مسعود انصاری، میرزا تقی‌خان فراهانی (امیرکبیر)، میرزا صالح شیرازی، میرزا بابا حکیم باشی، با نامه‌های دوستانه و معذرت‌طلبی خود و ولیعهد عباس میرزا در 30 آوریل 1829 (اواسط شوال 1245) به سن پطرزبورگ فرستاد.[34]

سرانجام قتل گریبایدوف

هیئت اعزامی ایران در اواسط صفر 1245 هـ. ق وارد سن پطرزبورگ شد و در 22 صفر (23 اوت 1829)، تزار روس، خسرو میرزا و هیئت همراهش را طی تشریفاتی مفصل که بیش از انتظار هیئت ایرانی بود، به حضور پذیرفت. خسرو میرزا مراتب عذرخواهی را که قبلا تهیه شده بود را قرائت نمود و تقاضا کرد تزار این واقعه را فراموش کند. نیکلای اول دست خسرو میرزا را گرفت و اظهار کرد که من برای همیشه این واقعه‌ی شوم را فراموش می‌کنم[35] و ضمن صرف‌نظر از تعقیب قضیه برای نشان دادن حسن نیت خود نیم میلیون تومان از بقیه‌ی بدهی ‌دولت ایران، بابت غرامت جنگ را بخشید[36] و پرداخت آخرین قسط نیم میلیون تومانی را هم به پنج سال بعد موکول کرد.[37]

خسرو میرزا و هیئت ایرانی، حدود سه ماه در سن پطرزبورگ ماندند که با تشریفات مفصلی از آنها پذیرایی شد.[38] پیکر گریبایدوف را از تهران با احترام به تفلیس بردند و در آنجا در دامنه کوه باصفایی که مجاور شهر است به خاک سپردند.[39] و بعدا بنا شد که اعضای سفارت روسیه به خاطر امنیت از خشم مردم تهران در محل سابق خود، باغ ایلچی نمانند و به داخل ارک (باب همایون) نزدیک قصر شاه و منزل صدراعظم نقل مکان نمایند.[40]

مقاله

نویسنده محمد علی زندی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو �)

بدتـــرین جای دنیا | نقد فیلم آرگــو (2012)

«آرگو» ماجرای گروگان‌گیری 52 دیپلمات و کارمند سفارت آمریکا در تهران در 13 آبان 1358 است... این تصویری‌ست که آرگو از ایران نمایش می‌دهد. یک جهنم واقعی، یا به قول تونی مندز در جایی در اوائل فیلم: «بدترین جایی که می‌تونی تصور کنی»…
تا بهشت چقدر راه است ; مروری بر پرونده قضایی سریال 5 کیلومتر تا بهشت

تا بهشت چقدر راه است ; مروری بر پرونده قضایی سریال 5 کیلومتر تا بهشت

ال 1390 با توجه به حال و هوای ماه مبارک رمضان و در ادامه پخش سریال های ماروایی، سریالی به نام 5کیلومتر تا بهشت از شبکه سه سیما پخش می شد که در آن مهدی سلوکی پس از مرگش، در مقام یک روح سرگردان می توانست با استفاده از فرصت روح بودن خود به حل یک چالش پلیسی و یک پروند جنایی کمک کند. این اثر دومین سریال ساخته علیرضا افخمی بود.
تروریست‌ها مستحق شکنجه‌اند! | نقد فیلم سی دقیقه بامداد

تروریست‌ها مستحق شکنجه‌اند! | نقد فیلم سی دقیقه بامداد

بسیاری معتقدند سال ۲۰۱۲ را باید سال سینمای سیاسی هالیوود نامید. یکی از این فیلم‌های سیاسی و البته پر حاشیۀ ۲۰۱۲ هالیوود را باید «سی دقیقه بامداد» به کارگردانی کا‌ترین بیگلو دانست...
وضعیت سفید یک ذهن ; نگاهی به سریال وضعیت سفید

وضعیت سفید یک ذهن ; نگاهی به سریال وضعیت سفید

وضعیت سفید یک ایراد بزرگ دارد و آن است که همیشه آن را از وسط های کار دیده ایم( این اقتضای تلویزیون و برامده از هویت آن است که کمتر این فرصت پیش می اید که اثری را از ابتدا تا انتهای آن دید و ازهمین رو یک اثر تلویزیونی معمولا در حین نگارش و تولید به این نکته توجه دارند) اما هرچه هست اگر از ابتدا این سریال را ببینیم( که چاره آن دانلود قسمت های نخست آن است) متوجه می شویم که «مادر بزرگه» چاره ای جز انفعال در برابر این همه موج قهر ندارد.
Powered by TayaCMS