دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مطالعات فرهنگی Cultural Studies

No image
مطالعات فرهنگی Cultural Studies

كلمات كليدي : مطالعات فرهنگي، فرهنگ، فرهنگ توده، فرهنگ عامه، ريچارد هوگارت، استوارت هال

نویسنده : فاطمه امين پور

واژه Culture از ریشه Cultura و در زبان لاتین به‌معنای مراقبت از گیاهان و در معنای مجازی به‌معنای مراقبت از اندیشه است.[1] و Studies از ریشه فعل Study به‌معنی مطالعه است. اصطلاح مطالعات فرهنگی همچون نشانه‌ای به‌شدت چندمعنایی باقی مانده و دلیل آن عدم توافق بر سر مفهوم فرهنگ است. فرهنگ در این دیدگاه عبارت است از نحوه زندگی کردن ما انسان‌ها در طبیعت، معانی مشترکی که ما ایجاد کرده‌ایم و در زندگی روزمره با آن‌ها سر و کار داریم.[2]

میلر (Toby Miller: 1958) و مک هال (Alec McHoul: 1952) در پاسخ به اینکه مطالعات فرهنگی چیست؟ معتقدند که زندگی روزمره و فرهنگ عامه دو موضوع اصلی مطالعات فرهنگی هستند. مطالعات فرهنگی به اینکه: مردم چگونه مصرف می‌کنند؟ چگونه تلویزیون می‌بینند؟ در هنگام غذاخوردن به چه اموری توجه دارند؟ در چه مراسمی شرکت می‌کنند؟ به دین چه نگاهی دارند؟ و سؤالاتی از این قبیل توجه دارد.[3]

مطالعات فرهنگی مجموعه‌ای همگن از نظریه‌ها و روش‌های تحقیق نیست. تا کنون تعریف دقیق و مشخصی نیز از این مکتب ارائه نگردیده است. استوارت هال در مورد مطالعات فرهنگی معتقد است که مطالعات فرهنگی گفتمان‌هایی چندگانه دارد و مجموعه کاملی از شکل‌بندی‌ها را شامل می‌شود که هیچ‌گاه خط سیر واحدی نداشته است. اساساً ویژگی مشخصه مطالعات فرهنگی مجادله، اختلاف‌نظر و مطرح شدن نظرات گوناگون است.[4]

معانی اصلی مطالعات فرهنگی ذیل چهار معنای اصلی خلاصه می‌شوند:

- مطالعات بین‌رشته‌ای یا فرارشته‌ای؛

- نوعی مداخله سیاسی در سایر رشته‌های دانشگاهی؛

- رشته‌ای کاملاً جدید که بر مبنای موضوعی کاملاً جدید تعریف می‌شود؛

- رشته‌ای کاملاً جدید که بر مبنای پارادایم نظری جدیدی تعریف می‌شود.[5]

مطالعات فرهنگی توجه چندانی به پرسش‌های کلاسیک روش‌شناسانه نمی‌کند. معنادارترین مباحث روش‌شناختی در مطالعات فرهنگی بر معرفت‌شناسی تمرکز یافته و شامل پرسش‌هایی درباره وضعیت دانش و حقیقت است. مطالعات فرهنگی به روش‌های کیفی با تمرکز بر معانی فرهنگی علاقه‌مند است، تا روش‌های کمّی.[6]

تاریخچه مطالعات فرهنگی

مطالعات فرهنگی به‌منزله نوعی صورت‌بندی نهادی‌شده دارای تاریخ ویژه‌ای است، اگرچه این تاریخ موقعیتی اساطیری دارد. مطالعات فرهنگی بریتانیایی ـ که سرمشق‌های اصلی آن ریچارد هوگارت (Richard Hoggart: 1918)، ریموند ویلیامز (Raymond Williams: 1921-1988) و استوارت هال (Stuart Hall: 1923) بوده‌اند- را می‌توان در خط سیر مطالعات فرهنگی سرنوشت‌ساز دانست.[7]

مطالعات فرهنگی در ربع آخر قرن بیستم به‌ویژه در واپسین دهه آن ظهور کرد.[8] مطالعات فرهنگی عمیقاً وامدار فعالیت مرکز بیرمنگام است که در سال 1964 تحت مدیریت ریچارد هوگارت، تأسیس شد.[9]

استوارت هال در 1964 میلادی در تأسیس مرکز مطالعات فرهنگی معاصر بیرمنگام مشارکت ورزیده و هدایت آن را حدود پانزده سال بر عهده گرفت و لذا آثارش در زمره آثار مکتب بیرمنگام در عرصه مطالعات فرهنگی دسته‌بندی گردید. نقطه عزیمت این مکتب به انحطاط امپراطوری انگلستان باز می‌گردد. درست زمانی که انقلاب‌های اجتماعی بر محور هویت فرهنگی می‌چرخید و تعارضات فرهنگی موجب ستیزهای اجتماعی شد. لذا تحلیل مارکسیستی ناکارآمد شده و مکتب بیرمنگام در پی بازنگری مارکسیسم از حیث محوریت‌بخشی به فرهنگ ضرورت یافت.[10]

بنابراین مطالعات فرهنگی از دهه 1950 به‌عنوان حوزه‌ای مطالعاتی در بریتانیا ظهور کرد و سپس به مکان فکری برجسته مطالعات فرهنگی در سراسر دهه‌های 1970و 1980 تبدیل شد.[11]

مسایل محوری در مطالعات فرهنگی

فرهنگ توده و فرهنگ عامه دو موضوع و مسئله اصلی در مطالعات فرهنگی هستند.

در فرهنگ عامه موضوعاتی چون ورزش، غذا، خوددرمانی از طریق برنامه‌های تلویزیونی، مد، خرید و مصرف، موسیقی، رقص و غیره اهمیت دارند. فرهنگ عامه مجموعه‌ای از بدایع ساخت بشرند که به‌طور عمومی در دسترس‌اند مانند مجموعه‌ای از فیلم‌ها، نوار، موسیقی، پوشاک، برنامه‌های تلویزیونی، وسایل حمل و نقل و غیره. زندگی روزمره نیز در مطالعات فرهنگی مطالعه می‌شود که پیوند بسیار نزدیکی با مفهوم فرهنگ عامه دارد. زندگی روزمره یعنی آنچه انسان آن را می‌سازد و با آن زندگی می‌کند؛ مثل راه رفتن در شهر که به‌لحاظ فرهنگی در هر شهر با شهر دیگر متفاوت است.[12]

مفهوم اصلی فرهنگ توده‌ای این است که توده‌ها فرهنگی را مصرف می‌کنند یا از آن بهره می‌گیرند که به‌طور قابل توجهی با فرهنگ در دسترس نخبگان فرق دارد. موضوعات فرهنگ توده‌ای از طریق رسانه‌های ارتباط همگانی جدید انتقال و اشاعه می‌یابند.[13]

بحث فرهنگ عامه با هویت فرهنگ توده‌ای گره خورده است. از نظر استریناتی مرز خاصی میان فرهنگ عامه و فرهنگ توده نمی‌توان قایل شد و هر دو ساخته شده و در کنترل نخبگانند.[14]

مشخصات مطالعات فرهنگی[15]

مطالعات فرهنگی را با چند ویژگی عمده می‌توان شناخت:

  1. نگاه استقلالی به فرهنگ که اصلی‌ترین مشخصه مطالعات فرهنگی در مقایسه با علوم اجتماعی است. در علوم اجتماعی فرهنگ امری تابع اقتصاد، سیاست و روابط اجتماعی است، در حالی که در مطالعات فرهنگی به فرهنگ به عنوان محور اصلی روابط انسانی نگاه می‌شود.
  2. فرهنگ مورد نظر در مطالعات فرهنگی به جامعه مدرن معطوف می‌باشد، نه فرهنگ سنتی.
  3. مطالعه فرهنگ در این حوزه از مطالعه درون تا بیرون صورت می‌گیرد؛ یعنی تحولات و تغییرات فرهنگی مدنظر نیست، بلکه نحوه عمل فرهنگ اهمیت دارد.
  4. توجه مطالعات فرهنگی از همان آغاز تحلیل و نقد تولیدهای عینی و نهادهای فرهنگی و سیاست‌ها بوده است و مطالعات فرهنگی در ضدیت با نظریه‌گرایی، نظریه‌سازی و نظریه‌پردازی قرار داشته است.
  5. استفاده از روش‌ها، نظریه‌ها و نظام‌های مفهومی متعدد برای شناسایی وضعیت پیرامونی و فرهنگی انسان که موجب شده است تا مطالعات فرهنگی به‌عنوان یک علم بین‌رشته‌ای معرفی گشته و مرز مشخصی نداشته باشد.
  6. فاصله گرفتن از نگاه بدبینانه فرانکفورتی‌ها و مکتب انتقادی در زمینه فرهنگ مورد توجه عمده مطالعات فرهنگی است. مطالعات فرهنگی در عین‌حال که به بازبینی مفهوم فرهنگ می‌پردازد، به توصیف فرهنگ توده و فرهنگ عامه نیز علاقه‌مند است.

رابطه مطالعات فرهنگی با سایر حوزه‌ها

مطالعات فرهنگی و مردم‌شناسی در یک زمان شروع شدند، اما با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. مطالعات فرهنگی بیشتر بر سنت مارکسیسم و ساختارگرایی متکی بوده است، در حالی که مردم‌شناسی بر نقد پدیدارشناسی، کارکردگرایی و فلسفه زبانی تکیه دارد. به‌عبارت دیگر مطالعات فرهنگی بر تحلیل متنی متکی است، اما مردم‌شناسی بر تحلیل زبانی. مطالعات فرهنگی صرفاً بر سیاست‌هایی متکی بوده و روش دقیقی دربر ندارد. در عوض مردم‌شناسی روش دارد، اما سیاست ندارد.[16]

مطالعات فرهنگی با جامعه‌شناسی فرهنگی نیز متفاوت است. در رشته‌هایی همچون جامعه‌شناسی مطالعه فرهنگ رخ می‌دهد، اما مطالعات فرهنگی نوعی صورت‌بندی گفتمانی است؛ جمعی از ایده‌ها، نشانه‌ها و عملکردها که شیوه‌های گفتگو در باب اشکال دانش و مدیریت مرتبط با آن، موضوعات خاص، فعالیت‌های اجتماعی یا قلمروهای نهادی در جامعه را دنبال می‌کند.[17]

مطالعات فرهنگی از انسان‌شناسی فرهنگی نیز متمایز است. انسان‌شناسی فرهنگی بر بحث فرهنگ و نوع رابطه آن با محیط پیرامون و تحولات آن متمرکز است. آنان بر الگوهای عمومی و مشترک رفتار تأکید دارند تا بر گوناگونی آن. هم‌چنین بر کنش متمرکزاند تا اعتقادات. انسان‌شناس فرهنگی بر الگوهای فرهنگی که از روش‌های تجربی به‌دست می‌آید، تأکید می‌ورزد.[18]

نحله‌های تأثیرگذار

مکتب مطالعات فرهنگی تحت تأثیر چندین نحله قرار داشت. برخی از ایده‌های مرکزی بیشترین تأثیر را بر مطالعات فرهنگی داشته‌اند مثل مارکسیسم، فرهنگ‌گرایی، ساختارگرایی، پساساختارگرایی، روان‌کاوی، فمینیسم و ... .[19] در این میان به مهم‌ترین اندیشه‌های تأثیرگذار به مکتب مطالعات فرهنگی اشاره می‌کنیم:

  1. لیویسیسم (leavisism)؛ حوزه مطالعات فرهنگی که نخستین‌بار در بریتانیا ظهور کرد، ریشه در لیویسیسم دارد. لیویسیسم سعی داشت از نظام آموزشی برای توزیع گسترده‌تر شناخت و درک ادبی استفاده کند. آن‌ها فرهنگ را صرفاً فعالیتی سرگرم‌کننده نمی‌دانستند، بلکه آن را ابزاری برای شکل‌دادن به افرادی پخته با برداشتی خاص و متوازن از زندگی تلقی می‌کردند.[20]
  1. مارکسیسم؛ مطالعات فرهنگی قلمرویی مارکسیستی نیست، اما در طرح انتقادات شدید از مارکسیسم کمک می‌گیرد. همچنین مانند مارکسیسم از طریق عوامل انسانی و ترکیب نظریه و عمل خود را به ایجاد تغییر در جامعه متعهد می‌داند.[21]

مارکسیسم الگویی به نام زیربنا ـ روبنا دارد که بر طبق آن اقتصاد و تولید مادی را زیربنا و تعیین‌کننده اساسی در جامعه قلمداد می‌کند و فرهنگ به همراه سیاست به چشم پدیده‌های روبنایی و ثانوی که بر مبنای اقتصاد شکل می‌گیرد، نگریسته می‌شود.[22]

در واقع تلاش استوارت هال برای بازنگری مارکسیسم در کنار هابرماس بود که به تکوین مطالعات فرهنگی در انگلستان انجامید. مکتب بیرمنگام موضوع مطالعات فرهنگی را از تعریف ادبی- اخلاقی فرهنگ به تعریفی انسان‌شناختی تغییر داده و فرهنگ را به فرایندهای کلی تکوین معانی و تعاریف اجتماعی تعریف کرد.[23]

  1. آنتونیو گرامشی (Antonio Gramsci: 1891-1937)؛ تأکیدات فرهنگی مکتب بیرمنگام به معنی روی‌گردانی از تأملات مارکسیستی نیست و لذا این نحله به آراء گرامشی و پی‌گیری نقد اجتماعی متمایل می‌شود.[24] بنابراین در بین نظریه‌پردازان آثار فوکو و گرامشی در مطالعات فرهنگی نقشی بنیادین دارد.

گرامشی مفهوم هژمونی فرهنگی را به‌عنوان تفوق فرهنگی که طبقه حاکم اعمال می‌کند، به کار برده و آن را متفاوت از اعمال زور توسط قوای مجریه یا پلیس می‌داند. گرامشی بر خلاف مارکسیست‌های اقتصادی به‌جای تأکید بر اقتصاد، بر تفوق و رهبری فرهنگی روشنفکران تأکید می‌ورزد. در تحلیل سرمایه‌داری وی به دنبال نحوه تفوق و رهبری فرهنگی روشنفکران بود که چگونه موافقت توده‌ها را به‌دست می‌آورند.[25] مفهوم هژمونی فرهنگی گرامشی در مطالعات فرهنگی موجب بازاندیشی در مفهوم فرهنگ عامه گردید. تحت تأثیر این مفهوم دو نگرش غالب در مورد فرهنگ عامه باهم پیوند یافتند. نگرش نخست، فرهنگ عامه را تحمیل‌شده از سوی صنایع فرهنگ‌سازی سرمایه‌داری می‌دانست که به منظور عوام‌فریبی و سودبردن ایجاد شده است و نگرش دوم فرهنگ را به طور خود به خودی جوشیده از اعماق جامعه می‌دانست. تأثیر هژمونی در مطالعات فرهنگی به گونه‌ای است که فرهنگ عامه را نه نشأت گرفته از عامه یا طبقه کارگر و نه تحمیل شده از سوی سرمایه‌داری می‌دانست. بلکه آمیزه‌ای تناقض‌آمیز از نیروهای فروتر و برتر می‌دانست که بر موازنه مبتنی‌بر مصالحه قرار دارد. هم تجاری و هم اصیل است. هم شامل ساختار و هم کنش‌گری است؛ یعنی انسان هم فرهنگ را می‌سازد و هم توسط آن ساخته می‌شود.[26]

  1. میشل فوکو (Michel Foucault: 1926-1983)؛ مطالعات فرهنگی تحت تأثیر فوکو نگرشی بر سازنده درباره بازنمایی دارد؛ بدین‌معنی که پدیده‌های فرهنگی از آنجا که فی‌نفسه قادر به دلالت نیستند، معنای این پدیده‌ها باید از طریق و به‌واسطه فرهنگ بازنمایی شود. بازنمایی یعنی رفتاری که از طریق آن واقعیت را واجد معنا می‌سازیم.[27] از منظر فوکویی بازنمایی همیشه در یک گفتمان صورت می‌پذیرد و گفتمان تعیین می‌کند که درباره یک متن خاص چه می‌توان گفت و چه نمی‌توان گفت.[28] مطالعات فرهنگی به پیروی از فوکو در پی اکتشاف این موضوع است که چگونه مردان و زنان از طریق تولید حقیقت بر خویشتن و دیگران حکم می‌رانند. یعنی مناسبات قدرت و فرهنگ در این دیدگاه مهم است.[29]

رویکردهای مطالعات فرهنگی[30]

کار در حوزه مطالعات فرهنگی حول سه نوع رویکرد تمرکز یافته است:

  1. مردم‌نگاری؛ که رویکردی تجربی و نظری است به جستجوی توصیف‌های کلی‌نگر جامع و تحلیل فرهنگ‌ها با تکیه بر کار میدانی گسترده برمی‌آید. مطالعات فرهنگی مردم‌نگارانه به بررسی‌های کیفی ارزش‌ها و معانی در بستر شیوه کلی زندگی تمرکز دارد و برای بررسی پرسش‌هایی درباره فرهنگ‌ها، زیست‌جهان‌ها و هویت‌ها به‌کار گرفته می‌شود.
  2. تحلیل‌های متنی؛ از جمله نقد ادبی که به شیوه‌های نشانه‌شناسی، نظریه روایت یا واسازی ظاهر می‌شوند. منظور از نشانه‌شناسی بررسی نحوه تولید معانی به‌وسیله متون و از طریق چینشی خاص از نشانه‌های فرهنگی است. نظریه روایت نیز معتقد است که متون، داستان‌سرایی می‌کنند. روایت، شرحی منظم و متوالی است که ادعای ثبت حوادث را دارد. واسازی نیز یعنی بازکردن تقابل‌ها در متن از قبیل مرد و زن، سیاه و سفید، واقعیت و نمود، فرهنگ و طبیعت.
  3. مطالعه پذیرشی؛ که معتقد است هر تحلیلی از معانی متنی ممکن است با انتقاداتی مواجه شود و از رسیدن به قطعیت فاصله بگیرد و معانی مشخص از سوی خواننده و مخاطب فعال شود. به‌عبارت دیگر مخاطبان در رابطه با متون آفرینندگان خلاق معنا هستند.

 

مقاله

نویسنده فاطمه امين پور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب

کتاب «نقد فمینیسم از منظر نویسندگان غرب» مجموعه مقالاتی است که در فضای جامعه غرب در انتقاد از ابعاد نظری و عملی فمینیسم نگاشته شده است.

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

مجموعه دیوار به دیوار طنزی گیرا، کنایه‌پرداز و قابل تحلیل است. پیداست که هم بازی شدن چندین بازیگر مطرح(در عین موفقیت کارگردان در بازیگردانی مجرب‌های سینما و تئاتر ایران) بر جذابیت و ظرافت کار می‌افزاید. همچنان که کنار هم نشستن اجباری چند خانواده ایرانی در یک ساختمان اعیانی از موضوعاتی است که تحلیل وجوه نمادین آن، منتقدان را به خوانش استعاری از اثر دعوت می‌نماید.
در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

سریال درمسیر خوشبختی( پخش شده در نوروز سال نود و شش از شبکه دو) قرار است که حال و هوایی طنز داشته باشد. در این راه البته این سریال تاحدی موفق است و آن هم به خاطر بهره بردن از عناصر همیشگی مرسوم و متداول در این قبیل داستانهاست؛ جوانک عاشق( با بازی امیرحسین آرمان)رفیق کلک( با بازی پوریا پورسرخ) خواهر رفیق کلک که نامزد همان جوانک عاشق است و یک پدرزن لجباز و یک دنده که به دلایلی کاملاً منطقی که با روحیه جوانک عاشق هماهنگی ندارد، با ازدواج دو طیف داستان مخالف است
Powered by TayaCMS