دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

میلاد حضرت علی اصغر (ع)

میلاد حضرت علی اصغر (ع)
میلاد حضرت علی اصغر (ع)

کلمات کلیدی :طفل شیرخوار، امام حسین (ع)، عبدالله، علی‌اصغر

نویسنده :محمدرضا رستمی‌زاده

حضرت علی‌اصغر (علیه‌السلام)

حادثه کربلا، نماد ظلم اموی و مظلومیت خاندان پیامبر (ص) است. در این واقعه اسفناک، مظلومیت کودکان کربلا، تصویری مجزا و غمناک ایجاد کرده است. یکی از ابهاماتی که در تاریخ زندگی حضرت سیدالشهداء (ع) به چشم می‌خورد، تعداد فرزندان ایشان و نحوه زندگی آنان می‌باشد. مثلاً در رابطه با طفل یا اطفال سیدالشهداء (ع) در کربلا که به درجه رفیع شهادت رسیده‌اند، مورخین یا سخن نگفته‌اند و یا اگر سخن رانده‌اند، بسیار متفاوت است. که نمونه آن حضرت علی اصغر یا عبدالله است، که آیا آنها دو نفر بوده‌اند، یا آنکه علی‌اصغر همان عبدالله شیرخوار است. در اینجا بحث را در چند محور باید بسط و گسترش داد.

نام کودک

منابع تاریخی نام این کودک را متفاوت ذکر کرده‌اند، در برخی منابع عبدالله[1] در برخی منابع علی اصغر[2] ذکر شده است. و برخی از منابع دو کودک برای حضرت ذکر کرده‌اند به نامهای "عبدالله" و "علی‌اصغر".[3] "ابن اعثم" (م 314هـ)، نخستین مورخی است که از طفل شیرخوار با نام علی یاد کرده و از او با نام (علی فی الرضاع) تعبیر کرده است.[4] و اولین کسی که نام یکی از فرزندان امام حسین (ع) را افزون بر علی‌اکبر (ع)، امام سجاد (ع)، عبدالله و علی‌اصغر دانسته است، "طبری" شیعی از علمای قرن چهارم است. و پس از وی "ابن خشاب" (م 567هـ) و "ابن شهر آشوب" (م 588 هـ) نام این طفل را "علی‌اصغر" نگاشته‌اند و پس از آن این نام به منابع متأخرتر راه پیدا کرده است.

سن کودک

سن کودک نیز در منابع مختلف است؛ عده‌ای او را صغیر[5] و بعضی مثل "یعقوبی" می‌گوید:

«قد وَلَدَ له فی تلک الساعة، فَاذنَ فی اُذُنه وجعل یحنکه»[6]

«بچه در آن ساعت به دنیا آمد؛ پس حضرت در گوش او اذان گفت و کام او را برداشت»

بعضی نیز مانند "محمدبن سعد" (م 230هـ) و "ذهبی" از پسری سه ساله برای امام حسین (ع) سخن به میان آورده‌اند که او را با تیری شهید کرده‌اند.[7]

نام مادر طفل

درباره نام مادر طفل، اکثر منابع بر یک عقیده هستند و می‌گویند: مادر "عبدالله" یا "علی‌اصغر"، "رباب" دختر "امری‌القیس بن عدی" و از طائفه "کلب" بوده، و این "رباب" همان زنی است که حضرت سید‌الشهداء (ع) درباره‌اش فرمود:

لعمرک اننی لاحب داراً تکون بها سکینه والرباب

احبهما وابذل جل مالی ولیس لعتاب عندی عتاب[8]

«به جان تو، که من به راستی دوست دارم خانه‌ای که در آن سکینه و رباب (نام) باشد.

من این دو را دوست دارم و مال خودم را در راهشان بذل می‌کنم و سرزنش هم در این باره بر من نیست.»

اما در بعضی منابع نام همسری دیگر به نام "امّ اسحاق" برای سیدالشهداء (ع) که در روز عاشورا در کربلا حضور داشته ذکر شده است. و "عبدالله" نام یکی از فرزندان او می‌باشد. "ام اسحاق" دختر "طلحه بن عبدالله تیمیه" است، که در ابتدا همسر امام حسن (ع) بود. امام حسن (ع) در وقت شهادت فرمودند: برادر، من از این زن راضی هستم، نگذارید که او از خانه‌هایتان خارج شود.[9] حضرت سیدالشهداء (ع) با "ام‌اسحاق" ازدواج کردند و خداوند "فاطمه" و "عبدالله" را به ایشان عنایت کرد.[10]

قاتل کودک

در مورد نام قاتل کودک امام حسین (ع) نیز آراء مورخین متفاوت است. چنانکه برخی قاتل را "هانی بن ثبیت حضرمی" می دانند.[11] و برخی مورخین "عقبة بن بشر" را قاتل طفل می‌دانند[12] و برخی "حرملة بن کاهل اسدی"[13] و عده‌ای دیگر درباره قاتل کودک سکوت کرده‌اند.

کیفیت شهادت و عکس‌العمل سیدالشهداء (ع) بعد از شهادت کودک

درباره چگونگی شهادت طفل شیرخوار نیز، منابع اولیه شهادت او را در آغوش یا در دامان حضرت ذکر کرد‌ه‌اند.

یعقوبی نوشته است: در این حال حضرت سوار اسب خویش بود، که نوزادی را که در همان ساعت برای او تولد یافته بود، بدست وی دادند. پس در گوش او اذان گفت و کام او را برمی‌داشت، که ناگهان تیری در گلوی کودک نشست و او را سر برید. امام حسین (ع) تیر را از گلوی کودک کشید و او را به خونش آغشته ساخت و گفت:

«والله لانت اکرم علی الله من الناقه ولمحمد اکرم علی الله من الصالح»

«بخدا سوگند که تو از ناقه صالح، نزد خدا گرامی‌تر هستی و محمد (ص) هم از صالح (ع) گرامی‌تر است سپس آمد و او را پهلوی فرزندان و برادرزادگان خود، نهاد.»[14]

"ابی‌مخنف" می‌گوید: در حالی که حسین (ع) نشسته بود، فرزند کوچکش را نزدش آوردند. "عبدالله بن حسین" بود، حضرت او را در دامن خویش نشاند. در همان حال که در دامنش بود، شخصی از "بنی‌اسد" به نام "حرملة بن کاهل" یا "هانی بن ثبیت حضرمی" تیری به سویش پرتاب کرده، گلویش را برید. حسین (ع) خونش را گرفت و وقتی کف دستش پر شد، خون را روی زمین ریخت و گفت پروردگارا اگر نصرت آسمانیت را از ما برداشته‌ای، آن را مقدمه خیر قرار بده و انتقاممان را از این گروه ظالم بگیر.[15]

اما "ابوالفرج اصفهانی" می‌گوید: حضرت خون را به سوی آسمان پاشید و قطره‌ای از آن بر زمین نریخت.[16] "سید بن طاووس" گوید: "زینب" خواهر امام حسین (ع) کودک را بیرون آورد و گفت، برادرم این کودک تو است که سه روز آب نخورده پس جرعه‌ای آب برایش بخواه. امام (ع) او را روی دست گرفت و فرمود: ای مردم! شما پیروان و خانواده‌ام را کشتید و فقط این طفل شیرخوار باقی مانده است، که به خاطر تشنگی لَه لَه می‌زند! پس جرعه‌ای از آب به او بنوشانید. حضرت در حال سخن گفتن با آنها بود که مردی از لشکر کفر تیری انداخت و کودک را ذبح کرد.[17] در نقل دیگر "سید ابن طاووس" می‌گوید: حضرت جلوی خیمه آمد و به زینب فرمود:

«ناولینی ولدی الصغیر حتی اودعه»

«طفل کوچک مرا بیاور تا با او وداع کنم؛ پس آن کودک را بروی دست گرفت و خواست او را ببوسد، که "حرملة بن کاهل اسدی" تیری پرتاب کرد و به گلوی کودک خورد».

حضرت زینب (س) فرمود: او را بگیر! سپس دو دست خود را زیرگلوی او گرفت تا از خون پر شد و آن را به آسمان پاشید و فرمود:

هَون علیَّ ما نَزَل بی انه بعین الله

«همه این مصائب بر من آسان است، زیرا خداوند می‌بیند».

امام باقر (ع) می‌فرمایند:

قطره‌ای از آن خون به زمین بازنگشت.[18]

"خورازمی" می‌گوید:

و حضرت با غلاف شمشیر، گودالی کوچک برای آن کودک بکند. آنگاه بر جنازه خون‌آلودش نماز گذارد و او را دفن کرد.[19]

"سبط بن جوزی" می‌گوید: بعد از شهادت طفل، امام حسین (ع) شروع کرد به گریستن و گفت:

ای خدا حکم کن بین ما و بین قومی که خواندند ما را تا یاری کنند بر ما پس کشتند ما را،

پس ندایی از آسمان آمد که ای حسین (ع) او را رها کن، چرا که برای او شیر دهنده‌ای در بهشت است.[20]

در برخی منابع آمده است که پس از شهادت طفل شیرخوار، حضرت سید الشهداء (ع) ایستاد و اشعاری این چنین فرمود:

1- این قوم کافر شدند و از دیر باز از (ایمان به) پاداش خدا، پروردگار جن و انس، رو برتافتند.

2- درگذشته، علی و فرزندش حسن، نیک سیرت را که از سوی پدر و مادر، نسبتی با کرامت دارد، کشتند.

3- به سبب کینه‌ای که از خاندان پیامبر(ص) به دل داشتند: اینک گرد هم آیید تا همگی حسین را بکشیم.

4- آه از دست مردم فرومایه که جماعت را برای (کشتن ساکنان) دو حرم (مکه و مدینه) گرد آوردند.[21]

بررسی و نتیجه

از آنجایی که در منابع دسته اول تا قرن چهارم و پنجم، تفاوت‌های زیادی در نقل مطالب است و نام، سن، نام مادر، قاتل، طریقه شهادت، و عکس‌العمل سیدالشهداء (ع) بعد از شهادت کودک، متفاوت است . و از طرفی در بعضی منابع مانند دلائل الامامة . "محمدبن جریر طبری" (م قرن 4) تعداد پسران سیدالشهداء (ع) را در کربلا، چهار نفر ذکر کرده‌اند و "علی‌اصغر" را که کودک است، غیر از "عبدالله رضیع" می‌دانند و نیز تفاوتی که در نام کودک در زیارات وارد شده است، از جمله در زیارت ناحیه مقدسه آمده است:

«السلام عَلَی الرضیعِِ الصغیر»

«سلام بر آن شیرخوار کوچک»

و در کتاب اقبال[22] در ذکر زیارت روز عاشورا آمده است:

«.... صلی الله علیک وعلیهم اجمعین و علی الشهداء الذین استشهدوا معک وبین یدیک صلی الله علیک و علیهم اجمعین و علی ولدک "علی الاصغر" الذی فجعت به»

«...درود بر تو و بر همه (شهداء) و بر فرزندت علی‌اصغر که تو به واسطه (مصیبت او)، اندوهگین شدی»،

شاید بتوان به ظن غالب گفت، "علی‌اصغر" غیر از "عبدالله" شیرخوار است و این دو کودک سیدالشهداء (ع) هر دو در کربلا به درجه رفیع شهادت نائل آمده‌اند.

نقد چند سخن

اینکه بعضی گفته‌اند، طفل سیدالشهداء 6 ماه داشته است و یا با تیر سه ‌شعبه، به شهادت رسیده است، امری غیرقابل قبول است؛ زیرا در منابع کهن چنین تعابیری اصلاً پیدا نمی‌شود و تنها در مورد 6 ماه داشتن طفل در کتاب مَُحرَّف و منسوب به ابومخنف[23] این مطلب آمده است و به تدریج در مآخذ معاصران راه یافته است. و در مورد ویژگی تیر تنها دینوری با تعبیر مِشقَص (تیربلند غیر عریض) توصیف کرده است. اما تیر سه شعبه که اکنون در منابر و مجالس روضه خوانی مرسوم است، مستند به برخی مقاتل غیر معتبر معاصر است.[24]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

مجموعه دیوار به دیوار طنزی گیرا، کنایه‌پرداز و قابل تحلیل است. پیداست که هم بازی شدن چندین بازیگر مطرح(در عین موفقیت کارگردان در بازیگردانی مجرب‌های سینما و تئاتر ایران) بر جذابیت و ظرافت کار می‌افزاید. همچنان که کنار هم نشستن اجباری چند خانواده ایرانی در یک ساختمان اعیانی از موضوعاتی است که تحلیل وجوه نمادین آن، منتقدان را به خوانش استعاری از اثر دعوت می‌نماید.
در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

سریال درمسیر خوشبختی( پخش شده در نوروز سال نود و شش از شبکه دو) قرار است که حال و هوایی طنز داشته باشد. در این راه البته این سریال تاحدی موفق است و آن هم به خاطر بهره بردن از عناصر همیشگی مرسوم و متداول در این قبیل داستانهاست؛ جوانک عاشق( با بازی امیرحسین آرمان)رفیق کلک( با بازی پوریا پورسرخ) خواهر رفیق کلک که نامزد همان جوانک عاشق است و یک پدرزن لجباز و یک دنده که به دلایلی کاملاً منطقی که با روحیه جوانک عاشق هماهنگی ندارد، با ازدواج دو طیف داستان مخالف است
Powered by TayaCMS