دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نهضتی پایدار با "امر به معروف و نهی از منکر"

پیام‌های آگاهی و تازیانه‌های بیداری در اتمام حجت‌های امام حسین(ع) با سپاهیان دشمن
نهضتی پایدار با "امر به معروف و نهی از منکر"
نهضتی پایدار با "امر به معروف و نهی از منکر"

پیام‌های آگاهی و تازیانه‌های بیداری در اتمام حجت‌های امام حسین(ع) با سپاهیان دشمن

در آغازین لحظه‌های نبرد عاشورا امام حسین(ع) برای هدایت دشمنان و ابلاغ پیام و اتمام حجت نهایی با کوفیان، سوار بر اسب شد، و پیش روی سپاه کوفیان قرار گرفت و با فریاد بلند چنین گفت:

(ای مردم! سخنم را بشنوید، و شتاب نکنید، تا شما را به آنچه وظیفه دارم پند و نصیحت کنم، تا عذری پیش من نداشته باشید.

اگر شما با من به عدل و انصاف رفتار کنید خوشبخت و سعادتمند می‌شوید، اگر شما انصاف ندارید. رأی و اندیشه‌تان را با هم در میان بگذارید تا کردارتان موجب پریشانیتان نگردد، پس از شور و مشورت بدون هیچ انتظاری درباره من تصمیم بگیرید.

زیرا خدائی که قرآن را فرستاده ولی من است و هم او برندگان صالح خود ولایت دارد. پس از ستایش پروردگار من تبار و نسب خود را باز می‌گویم و ببینید که من کیستم، و آنگاه به خویشتن باز گردید، و خودتان را سرزنش کنید، ببینید و بیاندیشید که آیا کشتن من و هتک احترام اهل بیت من، برایتان شایسته و زیبنده است.

آیا من فرزند پیامبر شما نیستم؟ آیا من فرزند علی پسر عمو و وصی پیامبرتان نیستم؟

او که پیش از همگان بخدا ایمان آورد و به رسالت پیامبر گرامی داد، و هرچه از خدا بر او نازل می‌شد با جان و دل می‌پذیرفت.

آیا حمزه سیدالشهداء عموی پدرم نیست؟

آیا جعفر طیار که در بهشت با دو بال پرواز می‌کند عموی من نیست؟

آیا آنچه پیامبر درباره من و برادرم فرمود "این دو سرور جوانان بهشتند" بشما نرسیده است؟

حق این است که آنچه می‌گویم تصدیقم کنید، بخدا سوگند، چون می‌دانم که خداوند دروغگویان را دشمن می‌دارد هرگز دروغ نگفته ام.

اگر گفته هایم را باور ندارید در بین شما کسانی هستند که حقیقت را بازگو کنند از آنان بپرسید.

از جابربن عبدالله انصاری بپرسید

از ابوسعید خدری، از سهل بن سعد ساعدی، از براء ابن عازب، از زید ابن أرقم، از انس بن مالک بپرسید.

آنها بشما خواهند گفت که پیامبر درباره من و برادرم چه فرموده است؟

آیا سفارش پیامبر(ص) نمی‌تواند مانع این باشد که خونم را نریزید؟

اگر شما در گفته‌های من شک دارید، اگر شما در اینکه من پسر پیامبر شما هستم تردید دارید، بخدا قسم یقین داشته باشید نه بین شما و نه در بین دیگران،‌ نه در مشرق و نه در مغرب، اکنون جز من پسر دختر پیامبر(ص) وجود ندارد.

وای بر شما! آیا کسی از شما را کشته‌ام که خون او را از من می‌خواهید؟ آیا مالی را از شما تباه کرده‌ام که به طلب آن برخاسته اید؟ آیا بر کسی از شما جراحتی وارد کرده‌ام که می‌خواهید قصاص کنید؟).

سپاهیان عراق ساکت ایستادند و هیچ سخنی نگفتند.

امام با صدای بلند فرمود:

(ای شبث ابن ربعی،‌ای حجار بن ابجر،‌ای قیس بن أشعث، و‌ای یزید بن حارث، آیا شما برای من ننوشتید که میوه‌ها رسیده و زمینها سبز و خرم شده است؟ همانا بسوی سپاهی می‌آیی که بخاطر تو مجهز و آماده گشته است، پس هرچه زودتر بسوی کوفه عزیمت کن).

"آنان گفتند نه، ما نامه‌ای ننوشته ایم".

امام(ع) فرمود:

(سبحان الله!! سوگند بخدا، شما این کار را انجام داده اید و به من نامه نوشتید، حال اگر از من کراهت دارید از سوی شما باز می‌گردم، و به وطن خود می‌روم)

قیس بن أشعث در اینجا خطاب به امام حسین(ع) گفت:

چرا به دستور پسر عموهای خود "یزید و دیگر سران بنی‌امیه" گردن نمی‌نهید، آنها که با شما آنگونه که دوست دارید برخورد می‌کنند، و از آنها رفتار ناخوشایندی نخواهید دید.

امام پاسخ داد:

(تو برادر همان محمد بن أشعث می‌باشی که خون مسلم بن عقیل را با نیرنگ ریخت، آیا از بنی هاشم بیش از خون مسلم می‌خواهی بریزی؟

نه سوگند بخدا، هرگز من دست ذلت به یزیدیان نخواهم داد.

و چون بردگان اعتراف به عجز نخواهم کرد.

"و چون بردگان فرار نمی‌کنم"

ای بندگان خدا، بخدا پناه می‌برم که پروردگار من و شماست اگر عزم سنگسار کردن من داشته باشید و پناه می‌برم به پروردگار خودم و شما، از هر متکبری که ایمان به روز قیامت ندارد)

آنگاه امام حسین(ع) بطرف خیمه‌ها برگشت و به عقبه بن سمعان دستور داد اسب سواری او را ببندد، امام میان یاران قرار گرفت، و یاران امام(ع) در اطراف او حلقه زدند.

اتمام حجتی دیگر

در صبح عاشورا که دو سپاه نابرابر، در مقابل هم قرار گرفتند، و فرماندهان لشگرها مشخص گردید، و یاران امام حسین(ع) در اطراف آن حضرت گرد آمدند، امام با جمعی از یاران خود بسوی لشگر کوفیان رفت تا با آنان اتمام حجتی دیگر کند.

اما لشگریان یزید با ایجاد صداها و سخنهای بیهوده مانع سخنان پندآمیز امام شدند، امام حسین(ع) بر سرشان این گونه فریاد کشید:

(وای بر شما، شما را چه شده است که ساکت نمی‌شوید؟ تا سخنانم را بشنوید، همانا من شما را به راه رستگاری فرا می‌خوانم، هر کس از من اطاعت کند از رستگاران و هرکس از سخنم سرپیچی کند از نابود شدگان خواهد بود، همه شما از فرمانم عصیان کردید، و به سخنانم گوش ندادید، زیرا انبار آذوقه شما از حرام انباشته و شکمهایتان از حرام پرگشته است و به همین جهت خداوند بر دلهایتان مهر نهاده است.

وای بر شما چرا ساکت نمی‌شوید؟ چرا به سخنانم گوش فرا نمی‌دهید؟)

در این هنگام جمعی از لشگریان عمر سعد آرام گرفتند و دیگران را به سکوت فرا خواندند که امام فرمود:

(مرگتان باد، و غم و اندوه یارتان، مگر نه هنگامی که حیرت زده استغاثه کردید، و ما را به یاری خود طلبیدید، و ما سریع به استغاثه شما پاسخ داده و به یاریتان برخاستیم؟ ولی اکنون شمشیرهایی که برای دفاع از ما بدست گرفته بودید بر ضد ما مهیا کرده اید، آتشی را متوجه ما ساخته اید که آنرا برای نابودی دشمنان ما و شما افروخته بودیم، چه شد که بر ضد دوستان خود گرد آمدید؟ و به نفع دشمنانتان دست بر دوستانتان بالا بردید، نه آنان عدالتی در میان شما اجرا کردند و نه امید آینده بهتری برایتان باقی گذاشته اند، همه این هیاهوها برای این است که آنان اندکی از مال حرام و زندگی پستی که برایتان گوارا است بشما وعده داده‌اند وگرنه هیچ کار خلافی از ما سر نزده و هیچ اندیشه باطلی بر ما راه نیافته است.

آیا شما شایسته بلاها نیستید که از ما دوری می‌جوئید و ما را ترک می‌کنید؟ زمانی شمشیرها در نیام و دل‌ها آرام و فکرها بی‌تشویش بود ولی شما فتنه را برانگیختید و آنگاه مانند ملخهای ناتوان خیز برداشتید و همچون حشرات پرسوخته به حرکت در آمدید.

پس ذلات و خواری بر شما باد،‌ای بردگان کنیززاده "یزید"

شما اکنون از طاغیان امت می‌باشید، شما فرومایگان جامعه هستید، شما دور افتادگان از کتاب خدائید، شما پایمال کنندگان سنت‌ها هستید و کشندگان فرزندان پیامبرانید، شما نابود کنندگان خاندان اوصیاء و اولیاء هستید، شما زنا را علت خویشاوندی می‌دانید و به بندگان مؤمن آزار روا داشتید، با استهزاء کنندگان پیامبر(ص) که کتب آسمانی را پاره پاره کردند همصدا شدید.

چه بدکاری کردید! و به دست خودتان عذاب ابدی را خریدید.

آری شما "معاویه" فرزند حرب و پیروان او را کمک کردید و از یاری ما دست برداشتید.

بخدا سوگند! این پیمان شکنی در میان شما معروف است، ریشه شما از این پیمان شکنی‌ها آب خورده و شاخه‌هایتان از این ریشه نیرو گرفته است، دلهای شما بر آن استوار گشته و سینه هایتان از آن لبریز شده است.

شما کثیف‌ترین میوه‌ای هستید، که برای هر تماشاگری مایه اندوه است، و طعمه‌ای لذیذ و گوارا برای غاصبان و زورمندان می‌باشید.

لعنت خدا بر آن پیمان شکنان باد که سوگندهای خود را پس از تأکید درهم شکستند، درحالی که خداوند را بر آن پیمان کفیل داده بودید.

آگاه باشید! زنازاده، فرزند زنازاده، مرا بین دو چیز مجبور کرده است، بین مرگ و ذلت.

اما هیهات که ما ذلت و خواری را بپذیریم، خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مؤمنین روا نداشته است.

و دامن‌های پاک و دارای اصالت و شرف و خاندان دارای همت والا و عزت نفس ما، هرگز اجازه نمی‌دهند که اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح دهیم.

آگاه باشید! آنچه لازم بود گفتم، و شما را از آیندة بد و دردناک کردارتان بر حذر داشتم، بدانید من با این یاران اندک، بسیاری دشمن و پیمان‌شکنی یاران، و کارشکنی دوستان، راه خود را انتخاب کرده‌ام).

آنگاه امام علیه‌‌السلام اشعار فروه ابن مسیب مرادی را بعنوان تمثیل خواند:

(اگر شکست دهیم، ما از روزگاران قدیم دشمن‌شکن هستیم،

و اگر شکست بخوریم، در حقیقت شکست خورده نیستیم که بیم و ترس زیبنده ما نیست.

ولکن حکومت ستمگران جز با مرگ ما تداوم ندارد).

سپس امام علیه‌السلام فرمود:

(بخدا سوگند پس از آن"پس از کشتن من" باقی نخواهید ماند جز اندک، به مقدار زمانی که یک اسب سوار بر دور آسیاب میگردد، و بر محور آن چرخ می‌زند.

این پیامی است که پدرم از جدم رسول خدا(ص) بمن رسانده است.

پس اندیشه‌هایتان را به همدستان خود روی هم بریزید تا اقدام شما موجب پشیمانی‌تان نشود، من به پروردگاری توکل کرده‌ام که آفرینندة من و شماست، و جان هر جنبنده‌ای در دست قدرت اوست، پروردگار من همواره بر صراط مستقیم است).

آنگاه بر آنان نفرین کرد و فرمود:

(خداوندا باران رحمتت را بر اینان نفرست و همانند زمان یوسف(ع) خشکسالی و قحطی را نصیبشان گردان.

پروردگارا مردی را از طایفة "ثقیف" بر آنان مسلط فرما تا از شرابی تلخ و ناگوار سیرابشان سازد، از ایشان کسی را رها مکن مگر آنکه در مقابل هر کشته و مجروحی از ما، کشته و مجروحشان گردانی.

الهی، انتقام مرا و خاندان و دوستان و پیروانم را از آنان بازستان، چرا که با ما از راه حیله وارد شدند، و ما را تکذیب نمودند، و بی‌اعتبار شمردند.

آری تو پروردگار مائی و توکل ما بر تو است،‌ و بسوی تو باز می‌گردیم و به جانب تو روی می‌آوریم)

آنگاه ایستاد و فرمود:

(کجاست عمر سعد؟ او را بخوانید)

لشگر عمر سعد را خواندند، که خود را در مقابل امام حسین(ع) قرار داد، امام خطاب به او فرمود:

(ای عمر سعد! آیا تو مرا می‌کشی؟ و خیال می‌کنی برای اینکار زنازاده فرزند زنازاده، حکومت‌"ری" و "گرگان" را به تو خواهد داد؟

سوگند بخدا، هرگز به این آرزو نخواهی رسید، این پیمان نوشته الهی است، ای عمر سعد! هر چه می‌خواهی انجام دهی انجام ده، زیرا تو پس از قتل من نه در دنیا و نه در آخرت شاد نخواهی بود، و گویا دارم می‌نگرم که سربریدة تو بر سر نی‌ زده شده و بچه‌های کوفه با آن بازی کرده، و بسوی آن سنگ پرتاب می‌کنند)

مناظره با کوفیان

امام حسین(ع) برای آنکه دل‌ها را بیدار کند و راه و روزنه هرگونه عذرتراشی‌ها را برکوفیان پیمان شکن مسدود کند، روز عاشورا سوار بر اسب در میدان، میان دو سپاه قرار گرفت و در حالیکه تکیه بر شمشیر داده بود بحث و مناظره با آنان را اینگونه آغاز کرد:

(شما را بخدا! آیا مرا می‌شناسید؟

گفتند آری تو فرزند پیامبر خدا که درود بر او باد هستی.

شما را بخدا، آیا می‌دانید علی بن‌ابیطالب پدر من است؟

گفتند: آری

شما را بخدا، آیا میدانید خدیجه "دختر خویلد" نخستین زنی که اسلام را پذیرفت مادربزرگ من است؟

گفتند: آری

شما را بخدا، آیا میدانید"جعفر" که در بهشت پرواز می‌کند عموی من است؟

گفتند: آری

شما را بخدا، آیا میدانید این شمشیر که اکنون بر کمر بسته‌ام شمشیر پیامبر خدا است؟

گفتند: آری

شما را بخدا، آیا میدانید که این عمامه را بر سر بسته‌‌ام عمامة رسول‌الله است؟

گفتند: آری

شما را بخدا، آیا می دانید پدرم علی(ع) از میان مسلمین اولین فردی بود که اسلام را قبول کرد؟ و در علم از همه‌ عالمتر و در صبر و شکیبائی از همه بردبار‌تر بود و او ولی و پیشوای هر مرد و زن مؤمن می‌باشد؟

گفتند: آری

امام فرمود:

پس چگونه ریختن خونم را جایز می‌شمارید؟ در حالیکه پدرم فردای قیامت آب حوض کوثر را در اختیار دارد و گروهی را از نوشیدن آن محروم خواهد کرد، آنچنان که شتر تشنه را از آب باز دارند و در روز قیامت، پرچم سپاس و تقدیر بدست اوست)

پاسخ دادند ما همة اینها را می‌دانیم اما تو را رها نمی‌کنیم تا کشته شوی!!

* حضرت امام حسین(ع):

به خدا سوگند هرگز دست ذلت به یزیدیان نخواهم داد و همانند بردگان به عجز اعتراف نخواهم کرد

* حضرت امام حسین(ع) خطاب به سپاهیان کوفه:

انبار آذوقه‌های شما از حرام انباشته شده و شکم‌هایتان از حرام پرگشته است و به همین جهت خداوند بر دلهاتان مهر نهاده است

*امام حسین(ع) خطاب به لشکریان خصم:

زنازاده، فرزند زنازاده، مرا بین دو چیز مجبور کرده است، بین مرگ و ذلت. اما هیهات که ما ذلت و خواری را بپذیریم

*حضرت امام حسین(ع) پس از اتمام حجت بادشمن این گونه به مناجات با خداوند متعال می‌پردازد:

خدایا، از این دشمنان کسی را رها مکن، مگر آن که در مقابل هر کشته و مجروحی از ما، کشته و مجروحشان گردانی. خدایا، انتقام مرا و خاندان و دوستان و پیروانم را از این خصم بازستان، چرا که با ما از راه حیله وارد شدند و ما را تکذیب کردند و بی‌اعتبار شمردند

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

روایتی ناتمام از مکتب اصفهان ; نگاهی به سریال روشنتر از خاموشی

از میان کارهای تلویزیونی حسن فتحی، مجموعه روشنتر از خاموشی که به شرح زمانه و اندیشه ملاصدرا می‌پردازد، چندان اسباب شهرت این کارگردان نیست. با آن‌که زمان پخش سریال نامناسب نبود و با آمدن شبکه IFilm هم پخش آن به دفعات تکرا شد، اما این سریال همواره در قیاس با هم‌نژادان خود- یعنی شب دهم، مدار صفر درجه و البته پهلوانان نمی‌میرند- کم‌رنگ و مهجور مانده است!
منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

منحنی فرهنگ در مسابقه خنداننده شو

خندوانه هر چند وقت یک بار دچار رکود می‎شود و در رقابت با همسایه‌اش در شبکه نسیم (دورهمی) گاهی بالا رفته و گاهی پایین می‌افتد و این خودش موضوعی مستقل برای تحلیل است. اما هدف این متن تمرکز بر قسمت خنداننده شو این برنامه بوده و تحلیل محتوای خندوانه و نقادی رفتار مجری و مبتکر آن‌را شاید در جایی دیگر دنبال کنیم.
کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

کمپانی خنداننده ها، سهامی عام ; نگاهی دوباره به خندوانه

خندوانه یکی از عجیب ترین پدیده‌های رسانه‌ای کشور است که در عرض سه سال حضور نسبتا مداوم خود به یکی از پر طرفدارترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران بدل شده است. تنها برنامه‌هایی مانند خبر ساعت 14 یا خبر بیست و سی را از حیث جذب مخاطب بتوان با این برنامه مقایسه کرد که البته همه می‌دانیم که این مقایسه از جنس قیاس مع الفارق است.
از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

از سرمایه می‌‌خوریم ; نگاهی به سریال زیر پای مادر

سریال زیر پای مادر از سری چندگانه‌های تلوزیون است که می‌‌کوشد مضمون خانواده را مد نظر خود قرار دهد. با مراجعه به حافظه خود به عنوان مخاطب برنامه‌های تلوزیونی می‌‌توان به سادگی دریافت که موضوع بسیاری از سریال‌ها و مجموعه‌های تلوزیونی در یکی دو دهه اخیر خانواده است.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.

پر بازدیدترین ها

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

سیاهی آزاد شد، سفیدی در بند ماند | دربارهٔ کوئنتین تارانتینو و فیلمِ «جانگو آزاد شده»

فیلم اخیر تارنتینو را می‌توان در راستای تمایلات سیاسی او به جمهوری خواهان ارزیابی کرد. با شروع دور دوم ریاست جمهوری اوباما و نیاز جمهوری‌خواهان به پشتوانه‌های رسانه‌ای جهت کنترل افکار عمومی، باعث تولید دو فیلم شاخص شد. جِنگوی آزاد شده و لینکلن...
در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

در جهان عیاران ; نگاهی به سریال پهلوانان نمی میرند

اتفاقات سیاسی و اجتماعی در تاریخ ایران همواره ارتباط نزدیکی با اعتقادات اخلاقی و مذهب داشته است. بسیاری از قیام های محلی برآمده از دیدگاه مذهبی بودند و یا بواسطه حفظ اخلاقیات شکل گرفتند. در ایران، اخلاق گرایی و دین گرایی همپوشانی نزدیکی با وطن پرستی و استقلال ملی دارد. بسیاری از آثار ادبی و سینمایی از «کلیدر» محمود دولت آبادی گرفته تا «هزاردستان» علی حاتمی، بر اساس همین همپوشانی خلق شده اند.
هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

هویت چهل تکه و بحران مدنیت؛ تفسیری بر سبک زندگی در پاورچین

پاورچین آغازی بر طنزهای دنباله‌دار (یا به اصطلاح جریان‌ساز) دهه هشتاد بود که تاثیر آن در نقطه چین ادامه یافت و البته در شب‌های برره به اوج رسید. طنزی پراستعاره که ذهن مخاطب را در تعمیم دادن آزاد می‌گذاشت.
وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

وصل و فصل؛ مقایسه دیوار به دیوار با اجاره نشین‌ها

مجموعه دیوار به دیوار طنزی گیرا، کنایه‌پرداز و قابل تحلیل است. پیداست که هم بازی شدن چندین بازیگر مطرح(در عین موفقیت کارگردان در بازیگردانی مجرب‌های سینما و تئاتر ایران) بر جذابیت و ظرافت کار می‌افزاید. همچنان که کنار هم نشستن اجباری چند خانواده ایرانی در یک ساختمان اعیانی از موضوعاتی است که تحلیل وجوه نمادین آن، منتقدان را به خوانش استعاری از اثر دعوت می‌نماید.
در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

در حسرت یک حرف ساده ; نگاهی به سریال در مسیر خوشبختی

سریال درمسیر خوشبختی( پخش شده در نوروز سال نود و شش از شبکه دو) قرار است که حال و هوایی طنز داشته باشد. در این راه البته این سریال تاحدی موفق است و آن هم به خاطر بهره بردن از عناصر همیشگی مرسوم و متداول در این قبیل داستانهاست؛ جوانک عاشق( با بازی امیرحسین آرمان)رفیق کلک( با بازی پوریا پورسرخ) خواهر رفیق کلک که نامزد همان جوانک عاشق است و یک پدرزن لجباز و یک دنده که به دلایلی کاملاً منطقی که با روحیه جوانک عاشق هماهنگی ندارد، با ازدواج دو طیف داستان مخالف است
Powered by TayaCMS