27 فروردین 1396, 23:28
فضيلتها و ارزشهاي اخلاقي آن دسته از هنجارهاي عقلاني و عقلايي است كه آدمي آنها را ميپسندد و ميكوشد تا آنها را دارا شود. در آيات قرآني كساني كه بر فطرت سالم هستند و به پلشتيها و زشتيها و امور ناپسند گرايش ندارند به عنوان اهل تقوا معرفي شده و اميد به هدايت و بهره گيري از آن و دستيابي به كمالات عالي در ميان ايشان بسته شده است و اصولا قرآن چنان كه آيات نخست سوره بقره بيان ميدارد براي هدايت چنين افرادي كه به نام متقين يادشدهاند آمده است. قرآن ميفرمايد: آنان كساني هستند كه اميد به ايمان در ايشان ميرود و قرآن براي هدايت اين دسته از افراد داراي سلامت روح و روان و پرهيزکاران از پلشتيهاي اخلاقي فرو فرستاده شده است. بنابراين پسنديدههاي اخلاقي- از ديدگاه خداوند و قرآن- مورد قبول هر كسي است و در اين ميان تنها مشركاني كه به خدا شرك ميورزند راه رهايي نمييابند و در نهايت در دوزخ به صورت جاودانه خواهند ماند اما غير مشركان از اهل تقوا از عذاب جاودانه خداوندي رهايي مييابند. اين آيات قرآني در حقيقت جايگاه و ارزش فضايل اخلاقي را برمي شمارد و نشان ميدهد كه فضيلتهاي اخلاقي از نظر خداوند از چه مقام و ارزشي برخوردار است. فضايل اخلاقي، اموري دروني و فردي است و شخص با داشتن آنها شخصيت و شاكله وجودي خويش را ميسازد. اين فضايل هرگاه در حوزه اجتماعي مطرح شود و در ارتباطات و تعاملات اجتماعي خودنمايي كند به عنوان هنجارهاي اجتماعي از سوي خردمندان ستوده ميشوند. رذايل اخلاقي و نابهنجاريهاي اجتماعي نيز چنين وضعيتي دارند. به عنوان نمونه اخلاق زشت تكبر كه از رذيلتهاي آدمي شمرده ميشود امري ناپسند است و خودبزرگ بيني از سوي خردمندان زشت و ناپسند شمرده ميشود. بازتاب اجتماعي آن كه استكبار است نيز امري زشت و مذموم و از جمله نابهنجاريهاي اجتماعي محسوب ميشود و در حوزه سياسي نيز از بدترين رفتارها عنوان ميگردد. در مقابل آن، تواضع و فروتني است كه امري هنجاري و اخلاقي پسنديده دانسته ميشود و خردمندان براي كساني كه از چنين فضيلتي برخوردارند احترام خاصي قائل هستند. با اين وجود، فضايل اخلاقي و اصول هنجاري به دو دسته تقسيم ميشود. دستهاي كه همگان آرزوي رسيدن به آنها را دارند و حتي نسبت به كساني كه داراي اين اخلاق هستند حسادت ميورزند و گاه اين حسادت به شكل عملي نيز خود را نشان ميدهد كه جز با پناه بردن به خدا نميتوان از آثار چنين حسادتي رهايي يافت. دسته دوم از فضايل اخلاقي و اصول هنجاري اينگونه نيست و كسي نسبت به دارندگان آن حسادت نميورزند. از امام حسن عسكري (ع) نقل شده است كه فروتني از جمله اين فضايل و نعمتهايي است كه آدمي ميبايست خدا را به داشتن آن شاكر و سپاسگزار باشد و آن را فضيلت و نعمتي برشمارد كه خداوند به او عنايت داشته است. آن حضرت (ع) ميفرمايد: التواضع نعمه لايحسد عليها؛ فروتني نعمتي است كه بر آن حسادت ورزيده نميشود (تحف العقول). معمولا تواضع رفتاري است كه برخی افراد تمايلي به داشتن آن ندارند؛ زيرا كسي كه داراي مال و ثروتي است فروتني را براي خود كسرشأن ميشمارد و اگر داراي قدرت است نميخواهد در برابر ديگري خود را كوچك نمايد و فروتني را ضد قدرت ميداند زيرا نميتوان هم قدرت داشت و هم تواضع و فروتني كرد. از اين رو هرگز فروتني از سوي صاحبان ثروت و قدرت مورد حسد واقع نميشود و كسي كه داراي تواضع باشد به شر حسادت گرفتار نميگردد. فروتني زماني معنا مييابد كه شخص داراي امتياز و منصب و قدرت و ثروتي باشد وگرنه فروتني معنا نخواهد داشت پس فروتني از براي اين دو دسته است و ازآن جايي كه آنان اين رفتار را مغاير با قدرت و ثروت خويش ميشمارند تن بدان نميدهند و نسبت به آن حسادت نميورزند. از سوي ديگر افرادي هم كه از قدرت و ثروت برخوردار نميباشند فروتني براي آنان مفهومي ندارد تا فروتني نمايند. اينگونه است كه فروتني در روايت از جمله فضايل اخلاقي و هنجارهاي اجتماعي دانسته شده كه كسي بر آن حسادت نميورزد. آن دسته از صاحبان قدرت و ثروت كه از نعمت و فضيلت اخلاقي و هنجاري تواضع برخوردارند بايد خداوند را به چنين نعمتي دو شكر و سپاس گويند كه از نعمتي برخوردارند كه تمام سود و بهره است و هيچ زياني از حسادت و چشم زخم به ايشان نميرسد. به طور كلي ميتوان گفت فروتني تنها در حوزه قدرت و ثروت معنا و مفهوم مييابد و اگر كسي با همه امتيازات ثروتي و قدرتي خويش در برابر ديگراني كه از اينگونه امتيازات برخوردار نيستند تواضع و فروتني كند كاري عظيم انجام داده و اين خود بيانگر روح بزرگي است كه در اين تن فروتن وجود دارد كه براي قدرت و ثروت ذرهاي ارزش معنوي قائل نشده و آن را معيار سنجش و داوري خويش براي انسانيت قرار نداده است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان