27 فروردین 1396, 23:33
افرادی متکبرند، اما خودشان خبر ندارند و به این ویژگی و خصلتی که دارند آگاه نیستند. حتی از خود ما نیز گاهی رفتارهای متکبرانه سر میزند و خودمان به آن واقف نیستیم و نمیدانیم این یعنی تکبر؛ بنابراین برای روشن شدن علامت و نشانههای تکبر چند موردی را ذکر میکنیم. 1- هنگام بحث و گفتوگو با افراد، اگر طرف مقابل سخن حق بگوید و حق با او باشد، اگر نتوانستید حق را به او بدهید و به اشتباه خود اعتراف کنید که حق با طرف مقابل است؛ معلوم میشود که شما متکبر هستید. 2- در محافل و مجالس فرد باید در صدر مجلس بنشیند و بهترین مکان باید به او اختصاص پیدا کند و همچنین هنگام راه رفتن او باید پیشقدم باشد و جلو همگان راه برود و از راه رفتن عقب تر از بقیه افراد ابا دارد. چه بسا اگر راه رفتن مقدم بر همه امکان نداشته باشد کمی عقبتر راه میرود تا میان او و باقی افراد فاصله ایجاد شود و این نتیجه کبر است. 3- در سلام کردن منتظر است دیگران به او سلام دهند پس اگر فرد از دیگران توقع سلام داشته باشد متکبر خواهد بود. 4- اگر فقیر و بینوایی او را به مهمانی دعوت کند نمیپذیرد یا اینکه برای رفع حاجت دوستان و خویشاوندان و نیازمندان به کوچه و بازار نخواهد آمد و برای تهیه ضروریات زندگی مثل نان و سبزی و... از اینکه خود به خرید رفته و آن را به خانه آورد ابا دارد. 5- کبر در پوشاک و طرز لباس پوشیدن نیز خود را نشان میدهد. اگر فردی در پوشیدن لباس نفیس و جامههای فاخر حریص باشد و آن را شرافت و بزرگی بداند متکبر خواهد بود. البته باید اضافه کرد نشانههای کبر منحصر به این موارد نیست، بلکه آثار و نشانههای دیگری نیز دارد.
راه معالجه تکبر
برای معالجه کبر دو راه وجود دارد: یکی معالجه نظری و دیگری معالجه عملی. حضرت علی (ع) برای معالجه میفرمایند: اگر با مقام و قدرتی که داری دچار تکبر یا خودبزرگبینی شدی به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از حکومت تو است بنگر، که تو را از آن سرکشی نجات میدهد و تندروی تو را فرو مینشاند و عقل و اندیشهات را به جایگاه اصلی باز میگرداند(نهجالبلاغه، نامه 53). حضرت اشاره دارند هر چقدر تو بزرگ و پرمنزلت باشی خداوند از تو بزرگتر و منزلتش از تو بیشتر است و تو در برابر آن خوار و ذلیلی، به اندازهای که به تصور نیاید. حضرت علی(ع) میفرمایند: «فرزند آدم را با فخر فروشی چه کار؟ او که در آغاز نطفهای گندیده و در پایان مرداری بدبو است، نه میتواند روزی خویش را فراهم کند و نه مرگ را از خود دور نماید.» (نهجالبلاغه، حکمت 126). انسان با معرفت و شناخت جایگاه خویش و نقص و کمبودهای واقعیاش تکبر را از یاد خواهد برد. علاوه بر معالجه نظری که از طریق علم و و معرفت میباشد، معالجه عملی نیز نیاز است و آن این است که از کارها و اعمالی که از نشانههای کبر برشمردیم دست کشیده و خلاف آن را انجام دهد و به خاطر خدا شکستگی و فروتنی داشته و به اعمالی که متواضعین به آن متصف هستند عمل شود تا کبر آرام آرام از دل رخت بربندد و جای خود را به تواضع و فروتنی بدهد.
قدرشناس باشید
به درستی معلوم نیست چرا گروه بی شماری از مردم همیشه در جست وجوی لذتهایی هستند که قرار است به احتمال در آینده بدان دست یابند. آنها خود را مسافر مقصدی میدانند که لذتهایش را فقط در مقصد به مهمانانش هدیه میکند. غافل از آن که لذت سفر، در طول سفر است نه فقط هنگام رسیدن به مقصد؛ بهویژه آنکه در خیلی از سفرها در مقصد لذتی نهفته نیست و شادکامیهای بین راه است که مسافرت را لذتبخش میکند. پس بیایید در هر موقعیت که قرار گرفتهاید قدرشناس آن باشید. همه شادیها در آینده موهوم جای ندارد. امروز نیز آینده دیروز است که باید سپاسگزار نعمتهایش بود. اگر در کنار پدر و مادر زندگی میکنید یا میان دوستان، در سالهای آغاز تحصیل هستید یا پایان آن، موقعیت اقتصادی متوسطی دارید یا ندارید، همه را آن گونه که انتظار میرود قدر بدانید. اگر قدرشناسی بخشی از جهان بینی شما قرار گیرد، خواهید دید که همه چیز برایتان دلچسب و شادی آور میشود. مطمئن باشید، با وجود این خصیصه، عوامل ناخوشایند زندگی بر شما پیروز نمیشود و به تدریج خواهید دید که در همه زمینهها تحولات چشمگیری برایتان پدید خواهد آمد. هرگز این قانون طبیعت را از یاد نبرید که «در زندگی سپاس هر نعمت را که به جای آورید، بیشتر در خدمتتان قرار میگیرد و آن گاه با نیروی آن بهتر میتوانید با ناملایمات مبارزه کنید یا دست کم با آنها به سازگاری برسید.» از وضع خود و خانواده و محیط و استاد گلهمند نباشید. کوشش برای بهترسازی این امور به مفهوم گلهمندی از آنها نیست. پدیدههای پیرامون ما نیز، همانند اشخاص، خوب در مییابند که شما سپاسگزار وجود آنهایید یا ناسپاس. به فرموده خدای متعال: اگر شیوه سپاسگزاری پیش گیرید، بر [نعمتهای] شما افزوده میگردد و اگر ناسپاس باشید، عذاب الهی شدید است. بیشتر افراد از احسان و محبت به کسی که قدرشناس محبت نیست، دریغ دارند؛ هر چند وی از دیگر امتیازات اخلاقی برخوردار باشد. به عکس به فردی که از میان همه امتیازات فقط قدرشناسی را پیشه خود کرده است، خرسندترند و از هر گونه احسان و محبت به وی دریغ نمیورزند.
سخنان سودمند
ضد بيهوده گويی و زياده و هرزه گويی خاموشی است يا سخنان سودمند گفتن. درباره ترك سخنان بيهوده و زائد اخباری وارد شده چنانكه از پيغمبر اكرم (ص) روايت است: از نيكويی اسلام مرد اين است كه چيزهای بی فايده را ترك كند و نيز از آن حضرت منقول است: خوشا آنكه زيادی زبانش را نگاه دارد و زيادی مالش را انفاق كند و ببين كه مردم كار را چگونه برعكس كردهاند، زيادی مال را نگاه میدارند و زيادی زبان را رها میكنند. علاج اين خوی ناپسند از حيث علم اين است كه: مذمت آن را چنانكه گذشت به خاطر آورد و ستودگی ضد آن، يعنی خاموشی را متذكر شود و به ياد آورد كه مرگ در پيش روی آدمی است و از هر كلمهای كه میگويد مسئول است. ابن عباس گفت: پنج چيز است كه از پولهای نقره خالص و دلانگيز بهتر است. سخنان بيهوده مگو، كه زائد است و از ضرر و آفت آن در امان نيستی و سخنان سودمند نيز مگو مگر آنكه بجا باشد، زيرا بسا هست كه كسی در امر مفيدی سخن میگويد اما نابجا و در غير موقع آن و آنگاه به رنج میافتد. و با حليم و بردبار و با سفيه و سبكسار ستيزه و جدال مكن، كه بردبار با سكوتش بر تو غلبه میكند، و سفيه با گفتارش ترا میآزارد. و در غياب برادرت همان را بگو كه دوست داری پشت سرت بگويد. و در مواردی كه دوست داری مورد عفو واقع شوی، عفو كن. و همچون كسی عمل كن كه میداند پاداش نيك دارد و مورد احترام قرار میگيرد. از لقمان پرسيدند: «دانایی و حكمت تو چيست؟» گفت: «از چيزی كه به آن نياز ندارم سؤال نمیكنم و به آنچه بيهوده است نمیپردازم.»
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان