27 فروردین 1396, 23:37
از محمدبن عباس نقل شده است که گفت: درباره معجزات امام حسن عسکري(ع) صحبت مي کرديم که يک ناصبي از مخالفان امام(ع) گفت:
اگر ايشان به نامه اي که من بدون دوات و مرکب مي نويسم جواب داد معلوم مي شود امام است و حق با او است.
ما نامه اي نوشتيم و چند مسئله را سؤال کرديم. آن مرد ناصبي هم مسائلي را بدون دوات و مرکب بر کاغذي نوشت که اثري از نوشته بر کاغذ نباشد و آن را در پاکتي گذارد و جزء نامه هاي ما قرار داد. ما نامه ها را به محضر امام حسن عسکري(ع) فرستاديم. امام(ع) جواب مسائل ما را داد و در نامه اي اسم او و پدر و مادرش را که پرسيده بود بر کاغذي نوشته بود. مرد ناصبي تا چشمش به پاسخ امام افتاد، شگفت زده و مدهوش شد و از حال رفت. وقتي به هوش آمد و آگاه شد. به امامت و حقانيت امام حسن عسکري(ع) ايمان و اعتقاد پيدا کرد. (1)
1- بحارالانوار، ج50، ص288
روزنامه كيهان، شماره 21234 به تاريخ 29/9/94، صفحه 6 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان