دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

إنصاف داشتن

به درستی که بزرگترین ثواب، ثواب انصاف داشتن است.
إنصاف داشتن
إنصاف داشتن

إنصاف داشتن

قال علی(ع): «إنَّ أعظَمَ المَثُوبَهِ مَثُوبَهَ الإنصافِ» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص 394، حدیث 9106)

یکی از چیزهایی که در روایات مورد تأکید و توجه قرار گرفته این است که انسان در برخورد با حوادث و رویدادهایی که در زندگی با آنها مواجه می‌شود و به طور کلّی در برخورد با دیگران، با انصاف باشد و فراتر از حقّ و حقیقت، عمل نکند. کسی با بی‌انصافی با مردم برخورد می‌کند در حقیقت به خدا ظلم کرده و به جنگ با خدا رفته است. حضرت على(ع) در این باره می‌فرماید: در برابر خدا و در برابر مردم، انسانى با انصاف باش، و نزدیکترین اطرافیانت و دوستان محبوبت را به انصاف داشتن وادار، زیرا اگر انصاف را (نسبت به همه و درباره همه) رعایت نکنى (به بندگان خدا) ظلم کرده‌اى. و هر کس به بندگان خدا ظلم کند؛ خداوند- از جانب بندگان مظلوم خود- با او طرف خواهد شد. و هر کس خدا با او طرف شود (و او را به محاکمه کشد)، هر دلیلى بیاورد بى‌اثر خواهد بود. و چنین کسى (که به بندگان خدا ظلم کند)، در حال جنگ (محارِب) با خدا خواهد بود، تا آن هنگام که دست از ظلم کردن بکشد و به درگاه خدا توبه کند.[1] در اهمیت انصاف داشتن در زندگی همین بس که در روایات انصاف داشتن یکی از ارکان دین شمرده شده است. حضرت علی(ع) می‌فرماید: نظام و رشته دین دو خصلت و ویژگی است: انصاف داشتن و همدردی و کمک برادران.[2] شاید به همین دلیل باشد که در روایات، انصاف داشتن با دیگران از بزرگترین فضیلتها شمرده شده است. حضرت علی(ع) می‌فرماید:

« الإنصافُ أفضلُ الفَضَائلِ »[3]

انصاف، از برترین خصلتها و فضیلتها است.

ولی با این همه، در روایات، رفتار منصفانه با دیگران داشتن و با انصاف با دیگران روبرو شدن از سخت‌ترین و دشوارترین تکالیف الهی شمرده شده است.

شخصی از کوفه عازم مدینه بود. دوستان و پیروان امام صادق(ع) در کوفه فرصت را غنیمت شمرده، مسائل زیادی که مورد احتیاج بود نوشتند و به او دادند تا جواب آنها را از امام بگیرد و با خود بیاورد. در ضمن از او خواستند تا یک مطلب خاص را به صورت شفاهی از امام بپرسد و آن مربوط به موضوع حقوقی بود که یک فردِ مسلمان بر سایر مسلمانان پیدا می‌کند. او وارد مدینه شد و به محضر امام رفت. سؤالات کتبی را به امام داد و سؤال شفاهی را نیز مطرح کرد، اما بر خلاف انتظار او، امام به همه سؤالات جواب داد مگر درباره حقوق مسلمان بر مسلمان! آن روز، آن شخص چیزی نگفت و بیرون آمد. امام در روزهای بعد هم در رابطه با این موضوع چیزی نگفت. آن شخص تصمیم گرفته بود به شهر کوفه برگردد، برای خدا حافظی به محضر امام رفت، فکر کرد تا دوباره سؤال خود را مطرح کند. عرض کرد یابن رسول الله! سؤال آن روز من بی‌جواب ماند!

- من عمداً جواب ندادم.

- چرا؟!

- زیرا می‌ترسیدم حقیقت را بگویم و شما عمل نکنید و از دین خدا خارج شوید.

آنگاه امام این چنین به سخن خود ادامه داد:

همانا از جمله سخت‌ترین تکالیف الهی درباره بندگان سه چیز است:

1- رعایت عدل و انصاف بین خود و دیگران آن اندازه که با برادر مسلمان خود آنچنان رفتار کند که دوست دارد او با خودش چنان کند.

2- اینکه مال خود را از برادران مسلمان مضایقه نکند و با آنها به مواسات رفتار کند.

3- یاد کردن خداوند در هر حالی، اما مقصودم از یاد کردن خدا این نیست که پیوسته سبحان الله و الحمد لله بگوید، بلکه انسان باید چنان باشد که تا با کار حرامی روبرو شد، یاد خدا همواره در دلش هست که جلوی او را بگیرد.[4]

    پی نوشت:
  • [1] - حکیمی ، محمد رضا ، محمد ، علی ، الحیاه ، ترجمه احمد آرام ، تهران ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ، 1380 هش ، ج6 ، ص461
  • [2] - محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمه ، قم ، دارالحدیث ، (ویرایش دوم) ، ج12 ، حدیث20239 ، ص224
  • [3] - غررالحکم و دررالکلم ، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی ، تهران ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ، چاپ یازدهم ، 1388هش ، ج2 ، حدیث9650/5 ، ص476
  • [4] - مطهری ، مرتضی ، داستان راستان ، تهران ، انتشارات صدرا ، چاپ سی و پنجم ، 1383 هش ، ج2 ، ص226

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

در چند دهه گذشته، دیدگاه‌ها و نظریه‌های فیلسوف امریکایی ـ جان‌راولز در‌مورد عدالت، نظریه‌های بیشماری را به خود جلب کرده است. فیلسوف مزبور کوشیده است تا با نظریه‌پردازی خویش در این زمینه، به بازسازی و احیای لیبرالیسم ـ بویژه نوع سیاسی آن ـ همت گمارد.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

نقد و بررسی «نظریّه معرفت» در مکتب تفکیک

در این مقاله به بررسى نظریّه معرفت یا کیفیت ادراک از دیدگاه مکتب تفکیک و مقایسه‌اش با دیدگاه‌هاى کلامى و فلسفى پرداخته، و نشان داده شده است به رغم ادّعایى که شده، این مکتب در زمینه ادراک علمى و عقلى، روش و محتوایى غیر از سایر مکاتب ندارد. در این مقاله نشان داده‌ایم که مرز قاطعى بین تعقّل فلسفى و کلامى و آن‌چه در مکتب تفکیک تحت عنوان تعقّل دینى یا نورى مطرح شده نمى‌توان قائل شد.
بسط ناپذیری تجربه نبوی

بسط ناپذیری تجربه نبوی

نویسنده، زیربناى این «سخن را که وحى تابع پیامبر است نه او تابع وحى‌» را مدل کانتى مى‌داند.
Powered by TayaCMS