دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

الزامات معرفتی اخلاق سیاسی

No image
الزامات معرفتی اخلاق سیاسی بر طبق این آموزه کار سیاسی با کار اخلاقی در پاره ای از مهمترین وجوه با یکدیگر اختلاف دارند. با این همه در این آموزه خلط و خبطهایی جدی موجودند. توضیح آنکه با توجه به اینکه چه تلقی و برداشتی از سیاست و اخلاق داشته باشیم نسبتهای گوناگونی میان این دو به وجود می‌آیند.
سیاست را علم تقسیم و تکثیر قدرت نام نهاده اند. علم سیاست بنا دارد با توجه به قواعد و قوانینی که از ساختار سیاسی - اجتماعی به دست می آورد با کمترین هزینه و خسارت، قدرت را عادلانه و عاقلانه تقسیم کند. به همین جهت و با توجه به همین نکته می توان ادعای ارسطو را بهتر درک کرد که علم سیاست را برترین علم به حساب می آورد. اگر بدانیم که عوامل و علل دخیل در قدرت فراوانند و مولفه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی بسیاری در آن نقش ایفا می کنند ، می توان پی برد که چه دشواریها وموانعی بر سر راه علم سیاست رخ می نماید و این علم تا چه اندازه برای شناخن قدرت، مبادی و تبعاتش به نگاهی ژرف نیازمند است.
از سوی دیگر ، سیاست علمی نتیجه محور است و به چیزی جز سامان مقوله ای مهم و پرمخاطره چون قدرت نمی اندیشد. این علم اگر بتواند از مضرات فراوان و دامنه دار قدرت از طریق پخش آن بکاهد رسالت خود را انجام یافته می داند و بدان راضی و خشنود است. با این تعبیر از سیاست، مشخص است که تفاوت و تمایزی میان علم سیاست و حکمت سیاسی از یکسو و سیاسی کاری از سوی دیگر وجود دارد. سیاسی کاری چیزی جز غوطه ور شدن در سودانگاری و نتیجه انگاری صرف برای رسیدن به اهداف و خیالهای سطحی و مقطعی نیست در حالی که حکمت سیاسی ، اندیشه و مشی و مرامی را ماند که بوضوح و بوفور قواعد و قوانین گستره سیاست را می شناسد تا اهداف خود را بهتر و بیشتر مهیا سازد.
تذکار این نکته ضروری است که در زبان پارسی هم به مانند زبان انگلیسی هنگامی که از سیاست سخن به میان می آید دو معنا برداشت می شود. معنای اول - همان طور که ذکر آن رفت - علم سیاست است. سیاست در این تلقی به علمی گفته می شود که به توزیع و تکثیر قدرت می اندیشد. تلقی دیگر از سیاست به عمل سیاسی پیوند می خورد. یعنی سیاستمداران با تکیه بر حکمت و اندیشه سیاسی، عملی سیاسی را دامن می زنند. پس هنگامی که از اخلاق سیاسی سخن به میان می آید تفکیک این دو مقام ضروری است و باید مشخص شود که منظور از سیاست، عملی سیاسی است و یا به علم سیاست توجه و تفطن داریم.
هنگامی هم که از اخلاق سخن به میان می آید دو برداشت برجسته است : گاهی از اخلاق علم و فلسفه اخلاق را مراد می گیریم که یا به ما می گوید چه باید انجام دهیم ( علم اخلاق) یا گزاره های اخلاقی را تحلیل مفهومی می کند ( فلسفه اخلاق) . در این مقام البته رویکردهای گوناگونی را شاهد هستیم. هم سودگرایی را می بینیم و هم وظیفه انگاری و فضیلت محوری و هم تلیفیق آنها . اخلاق از سوی دیگر به هنجارها و منش هایی توجه دارد که ما در مقام عمل بدانها توسل می جوییم.
هنگامی که خواهان تعیین نسبت میان اخلاق و سیاست هستیم مشخص کردن آنکه از اخلاق چه مفهومی در ذهن داریم و سیاست را به چه مفهومی اطلاق می کنیم ضروری است. باید معین شود که آیا پرسش از نسبت این دو به رابطه عمل سیاسی و عمل اخلاقی نظر دارد یا نسبت علم سیاسی و عمل اخلاقی یا برعکس علم اخلاق و عمل سیاسی را پیش روی خود قرار می دهد یا اینکه رابطه علم اخلاق و علم سیاست را به عنوان پرسش مطرح کند. هریک از این چهار حالت را که در نظر بگیریم تلقی و برداشت ما از اخلاق سیاسی را به راه متمایزی خواهد برد.
الف. رابطه علم اخلاق و علم سیاست رابطه ای عادی میان دو علم است و همان طور که بسیاری از علوم - بخصوص علوم انسانی - نسبتی نزدیک و تودرتو بایکدیگر دارند این دو علم هم داد و ستدهای زیادی بایکدیگر دارند.
ب. هنگامی که علم سیاست، عمل سیاسی را مورد بررسی قرار می دهد به تأثیرات هنجارهای اخلاقی در تقسیم و تکثیر قدرت می اندیشد و سودای آن را دارد که از آن اعمال، بهترین نتایج را حاصل کند. در مقامی که علم اخلاق، سیاست را مورد کاوش قرار می دهد ، هنجارهای سیاسی از جهت میزان اخلاقی بودن و اخلاقی نبودن ، درست یا نادرست بودن و فضیلت و رذیلت بودن مورد توجه است. این مقام البته مقامی است که در آن مناقشه و مباحثه اندک نیست و همین باعث شده است که عده ای بر این گمان باشند که میان اخلاق و سیاست تناسب و ارتباطی نمی تواند باشد. پرسشها و سئولات بسیاری در این حوزه مشاهده می شوند: آیا هنجارهای سیاسی می توانند فضیلت محور باشند؟ علم سیاست تا کجا و چگونه می تواند جلوی ابزارانگاری سیاسی را بگیرد ؟ آیا در حوزه سیاست می توان اخلاقی ماند و اخلاقی بود؟ همه این پرسشها در تیررس اندیشه عالم اخلاق قرار دارد تا بدانها پاسخ گوید.
پ. مقام دیگر، مقام نسبت عمل اخلاقی و عمل سیاسی ااست. در اینجا ما باید به حوزه روانشناسی و انسانشناسی پابگذاریم و پدیدارشناسانه مشخص کنیم که یک سیاستمدار اخلاق گرا و یا اخلاقی سیاست پیشه چگونه و با چه مکانسمهایی این دو حوزه از اندیشه و پیشه بشری را در خود هضم می کند و صحت و سقم این چیستی و کیفیت از چه قرار است؟ واضح است که دیدار این دو حوزه در وجود بشر عاری از کشمکش و تعارض نیست.
باری اگر از نسبت اخلاق و سیاست سخن به میان می آید تفکیک این مقامها ضروری است. در اینجا البته قصد آن نداشتیم که موضعمان را نسبت به موضوع پرمناقشه اخلاق سیاسی روشن کنیم تنها خواهان مشخص کردن این نکته بودیم که آنکه پا بدین حوزه می گذارد پیشاپیش باید تقسیم این مقامها را جدی بگیرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
دین در دنیای مدرن ʂ)

دین در دنیای مدرن (2)

واقعیت‌های مجازی؛ یکی از ویژگی‌‌ها و وجوه نیای مدرن، القای تصورات خیالی و واقعیت‌های مجازی است که با قدرت و سیطره‌ی رسانه‌های گروهی، که به فناوری‌های پیشرفته‌ی ارتباطات مجهز شده‌اند، افکار عمومی را به خود مشغول ساخته و با تولید مصنوعات فکری و ارزش‌های مبتذل و ایجاد انعطاف و انحطاط، به صورت لجام گسیخته به پیش می‌رود
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
Powered by TayaCMS