دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تا حالا سؤال بی‌موقع شنيدی؟

No image
تا حالا سؤال بی‌موقع شنيدی؟

امام على(ع) بنيانگذار واقعى وحدت بين مسلمين بوده و با اينكه امامت و خلافت را حق خود مى دانست؛ اما براى حفظ وحدت مسلمين و جلوگيرى از تفرقه از حق خود گذشت و با هر سه خليفه آنها نهايت همكارى و همراهى را نمود تا از رهگذر اختلاف و تفرقه، دشمنان نتوانند به كيان اسلام و مسلمين ضربه بزنند و اين نهايت و اوج ايثار و از خودگذشتگى است.

پاسخ به سؤال بی‌موقع

جنگ صفين بود، و سپاه علي(ع) با سپاه معاويه، از هر سو درگير جنگ بودند. در اين هنگامه پرغوغا ناگهان يكي از بستگان سببي امام علي(ع) به‌نام «ابن دودان» به حضور علي(ع) آمد و گفت: «شما از نظر نسب و پيوند به پيامبر(ص) و فهم قرآن، از همه نزديك‌تر به رسول خدا هستيد، بنابر اين چرا شما از اين مقامي كه سزاوار‌تر به آن هستيد، بركنار شوید؟!» امام علي(ع) به او فرمود: ‌اي برادر اسدي (1)، تو شخصي شتابزده و مضطرب هستي كه بي‌موقع سؤال مي‌كني؟ ولي در عين حال احترام خويشاوندي از يك سو و رعايت حق پرسش‌كننده از سوي ديگر، موجب مي‌شود كه پاسخ تو را بدهم تا آنچه مي‌خواهي بداني. اينك بدان كه استبداد افراد نسبت به من درباره مقام رهبري ـ با اينكه نسبت ما به پيامبر(ص) از همه بالاتر، و پيوند ما به آن حضرت از همه بيشتر است ـ از اين رو بود كه عده‌اي بر اين مقام بخل ورزيدند (و آن را تصاحب كردند) و گروهي (خود ما) هم سخاوتمندانه از آن صرف نظر كرديم، حاكم و داور خداست و همه ما در روز قيامت به سوي او باز مي‌گرديم. از گذشته بگذر و از مسأله‌اي كه امروز با او روبه‌رو هستيم (جنگ با معاويه) بپرس! روزگار پس از آنكه مرا گريانيد، اينك مرا به خنده (تعجب) در آورده است، پس بياييد تعجب كنيد به اين امر عجيب و عظيم كه ديگر تعجبي را باقي نگذاشت... اگر اين مشكلات رفع شود، آنها را به سوي حق خالص سوق مي‌دهم و گرنه (فاطر/8): «بنابراين جان خود را از روي حسرت بر آنان تباه مساز كه خداوند به آنچه مي‌كنند آگاه است». (2)

عبدالمتعال صعيدى، استاد دانشگاه الازهر، از علماء اهل سنت در مقاله اى تحت عنوان على بن ابيطالب و تقريب بين المذاهب مى نويسد: اين فضيلت بزرگ براى على بن ابيطالب(ع) است كه نخستين بنیانگذار تقريب بين مذاهب بود، تا اختلاف رأى و نظر موجب تفرقه و پراكندگى نگردد و غبار دشمنى ميان طوائف مختلف برپا نشود، بلكه با وجود اختلاف نظر، وحدت و يگانگى خود را حفظ كنند و برادروار زندگى نمايند. هر كس نسبت به نظر برادرش، يكى از دو وجه را در پيش بگيرد، يا برادرش را نسبت به رأى و نظرش آزاد گذارد، يا با برادرش به نحو شايسته درباره موضوع مورد اختلاف به بحث و گفت‌وگو مى پردازد، به‌طورى كه تعصبى نباشد، بلكه مقصود از بحث رسيدن به حقيقت باشد نه غلبه و پيروزى و اين يكى از فضائل حضرت على(ع) است كه از فضيلت و شرافت خانوادگى و قرابتش به پيغمبر(ص) و سبقتش در ايمان، كمتر نيست. او بود كه جهاد به رأى و جهاد به مال و جهاد به شمشير كرد. حضرت علی (ع) چون با اصرار مسلمين به خلافت رسيد، هيچ كس را ملزم به قبول خلافتش نكرد و نسبت به ياران خود آن قدر روح گذشت و مناعت داشت كه عليه خوارج حكم ننمود تا وقتى كه شمشير به رويش كشيدند و دستور داد از قاتلش به خوبى پذيرايى كنند و بيش از يك ضربه به او نزنند. (3)

كلام آخر

ما از اين پرسش و پاسخ مى فهميم كه حضرت مايل نبود مسائل اختلاف‌انگيز مطرح شود؛ در حالى كه خطر بزرگى مثل معاويه متوجه جامعه اسلامى بود و امروز هم بايد ملت ما مواظب مسائل اصلى و خطرات مهمى كه متوجه انقلاب و نظام است باشند و با اختلافات و كشمكش بى حاصل سياسى و درگيرى‌هاى جناحى، خود را مشغول نكنند و از دشمنان و توطئه هاى آنها غافل نباشند.

آثار وضعی ظلم به ديگران

گاهي ظلمي از انسان سر مي‌زند كه تبعات آن نه تنها جامعه زمانه را بلكه نسل‌هاي آينده را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد كه ظلم فرهنگي از جمله آنهاست. اگر عدل را تعريف كنيم در برابرش معني ظلم روشن مي‌شود. اعطاي حق را مي‌گويند عدل. اگر حق هر كسي داده نشود مي‌شود ظلم كه اين خود درجات مختلفي دارد. قرآن گاهي درباره ظلم تعبير «ظالم لنفسه» را مي‌كند يا از قول كساني كه مي‌خواهند توبه كنند مي‌فرمايد: «ربنا ظلمنا انفسنا...». در قالب همان معناي توضيح داده شده درباره جايگاه عدل و ظلم، اين مطالب قابل تبيين است كه من حق نفس خودم را ندادم. در قرآن آمده است كه «ان شرك لظلم عظيم» حق نفس اين است كه اعتقاد صحيح به خداوند داشته باشد اما با اين بيان مشخص مي‌شود كه فرد مشرك به خويش ظلم كرده است. در واقع ظلم به نفس به اين معني است كه آن مرتبه و مقامي كه يك انسان مي‌تواند داشته باشد يا دارد، آدمي بدان لطمه بزند؛ بنابراين بر خود ظلم مي‌كند. ظلم ابعاد گوناگونی دارد از جمله ظلم‌هاي شخصي، اجتماعي، گروهي و غيره. گاهي ظلمي از انسان سر مي‌زند كه تبعات آن نه تنها جامعه زمانه را بلكه نسل‌هاي آينده را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد؛ كه ظلم فرهنگي از جمله آنهاست. مثلاً فردي يا گروهي مستقيم يا غيرمستقيم با نوشتن يك كتاب ناشايسته يا اشاعه مطلبي غيرواقعي اعتقادات مردم را منحرف كرده يا اخلاق يك جامعه را خدشه‌دار مي‌كند كه آثار اين ظلم طولاني است. به تعبيري ظلم به ديگران نيز ظلم به خود نيز هست؛ در روايات داريم كه شخص ظالم بيشترين صدمه را در ابتدا به خود مي‌زند و بعد به ديگران؛ ضمن اينكه ظلم به ديگران آثار وضعي دارد كه در زندگي شخصي نمودار مي‌شود. مثلاً در روايات داريم كه اثر وضعي ظلم به يتيم، چيست. در روايات آمده اگر كسي به يتيمي ظلم كند در آينده فرزندانش يتيم مي‌شوند و ديگران به آنها ظلم مي‌كنند. اين ظلم به فرزندان به خاطر كاري است كه آن پدر در حق ديگران كرده اند. علاوه بر آن در اجتماعي كه افراد به يكديگر ظلم مي‌كنند و در آن جامعه حق به حق‌دار نرسد؛ به هر حال چون همه با هم زندگي مي‌كنند و از يك منافع مشتركي استفاده مي‌كنند؛ در نهايت ضررش متوجه آن شخص هم به اشكال ديگر خواهد شد. انسان اگر در زندگي لاابالي بار بيايد، نسبت به رفتار خود در جامعه بي‌توجه است و اصلاً ظلم خود را به ديگران نمي‌بيند كه رفع اين مسأله با تربيت صحيح امكان دارد. اما يك بخشي از ظلم‌هاي پنهان در جامعه با امر به معروف و نهي از منكر در جامعه رفع مي‌شود. امام سجاد(ع) در رساله حقوق خويش نكات بسيار زيبا و ظریفی را نسبت به وظايف انسان نسبت به خود، خداوند و ديگران بيان مي‌فرمايند كه بسيار راهگشاست. كسي كه در خانه خود نسبت به زن و فرزند بداخلاق است نمي‌تواند در جامعه داعيه داراخلاق و رفع ظلم‌هاي به ظاهر كوچك باشد و هرچه انسان به سمت مادي‌گرايي برود و علائق‌اش در ماديات منحصر شود، كم كم خودگرايي و و تكبر در انسان رشد مي‌كند و اين باعث مي‌شود كه نسبت به ديگران اهميت قائل نباشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
دین در دنیای مدرن ʂ)

دین در دنیای مدرن (2)

واقعیت‌های مجازی؛ یکی از ویژگی‌‌ها و وجوه نیای مدرن، القای تصورات خیالی و واقعیت‌های مجازی است که با قدرت و سیطره‌ی رسانه‌های گروهی، که به فناوری‌های پیشرفته‌ی ارتباطات مجهز شده‌اند، افکار عمومی را به خود مشغول ساخته و با تولید مصنوعات فکری و ارزش‌های مبتذل و ایجاد انعطاف و انحطاط، به صورت لجام گسیخته به پیش می‌رود
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
Powered by TayaCMS