دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تربیت در منشور حکمت متعالیه

یکی از دغدغه‌ها اساسی تفکر ملاصدرا، انسان شناسی است و اینکه انسان در این جهان خاکی چه جایگاهی دارد.
تربیت در منشور حکمت متعالیه
تربیت در منشور حکمت متعالیه

یکی از دغدغه‌ها اساسی تفکر ملاصدرا، انسان شناسی است و اینکه انسان در این جهان خاکی چه جایگاهی دارد. قبل از هر چیز باید گفت رویکرد او به انسان رویکردی وجودی است که از آن به حکیم تعبیر می‌کند. او می‌گوید وجود آدمی که متشکل از نفس و بدن یا جسم و روح است، دچار تحول گوهری می‌شود و جوهره وجود او بر پایه آموزش و پرورش و تربیت صحیح می‌تواند به رشد و کمال برسد. این امر که حس، خیال، عقل و قلب انسان را در برگرفته، تمامی جنبه‌ها وجود انسان را متحول می‌کند.

از نظر ملاصدرا بین جسم و روح ارتباط و پیوندی ذاتی و باطنی وجود دارد و هر دو را دو مرتبه از یک حقیقت واحد می‌داند و در نتیجه قائل است که نظام تعلیم و تربیت، هم باید به پرورش بعد روحانی انسان و هم بعد جسمانی او بپردازد، به عبارتی هم به زندگی اخروی و فرامادی انسان و هم به زندگانی دنیوی و مادی انسان نظر کند.

عقلانیت اساس تربیت انسان

باید گفت که ملاصدرا بسان بسیاری از فلاسفه دیگر، اساس انسانیت و تربیت انسانی را عقل می‌داند. از نظر او عقل به دو گونه نظری و عملی تقسیم می‌شود؛ عقل نظری به ادراک کلیات می‌پردازد و از این رو باعث پیدایش اعتقادات حق و باطل می‌شود و عقل عملی، انسان را به انجام اعمال فکری وا می‌دارد و از این رهگذر اعتقادات زشت و زیبا را به وجود می‌آورد.
ملاصدرا تحت تاثیر اندیشه‌ها اثولوجیای فلوطین از سه انسان صحبت می‌کند؛ انسان عقلی، انسان نفسانی و انسان طبیعی یا جسمانی و بر این عقیده است که انسان عقلی نور خود را بر انسان نفسانی و انسان نفسانی نیز نور خود را بر انسان طبیعی افاضه می‌کند و از این رو هرچه از مرتبه عقل به مرتبه جسم فروکاسته شود، قدرت و کمال آدمی هم کاهش می‌یابد.

در نظام تربیتی ملاصدرا، انسان باید خود را به درجه انسان عقلی برساند تا بتواند اخلاق و رفتارهای نیکو از خود بر جای گذارد. او استعداد انسان جسمانی را در بازگشت به حقیقت عقلانی‌اش می‌داند و بر همین اساس قائل به ارتباط میان سه انسان می‌باشد. از نظر او همچنان که انسان جسمانی، قوس نزول خود را از عقل به نفس و از نفس به جسم طی می‌کند، می‌تواند قوس صعود خود را از جسم به نفس و از نفس به عقل بپیماید. در این صورت انسان عقلی می‌تواند اهمیت تربیت را به واسطه علم حضوری به تمامیت ادراک نماید و بر خلاف ادراک انسان جسمانی که چون چیزی را حس می‌کند، از دیگری غافل می‌شود ادراک امری، انسان عقلی را از ادراک امور دیگر باز نمی‌دارد.

از دیدگاه ملاصدرا، چشم انسان عقلی، قوی تر و ادراکش بیشتر است، زیرا قادر به رویت کلیات است و چون معرفت بیشتری دارد، ارجمندتر، برتر و تابناک تر نظره می‌کند و از این رو تربیت وی نیز به اعلی درجه خود می‌رسد و به تبع آن اخلاقی نیکو از جمله نیکوکاری، خیریت و فاضل بودن از او بر جای می‌ماند. بیان ملاصدرا در این‌باره چنین است؛ «هر کس می‌خواهد انسان اول حقیقی را مشاهده کند، سزاوار است که نیکوکار، خیر و فاضل باشد و او را حواسی قوی است که هنگام تابش انوار بر او محبوس نمی گردد. چون انسان اول نوری است درخشنده که در او تمام حالات انسانی می‌باشد و او برتر، بهتر و قوی تر از هر انسانی است.»

خودآگاهی اساس تربیت انسانی

یکی دیگر از مسائلی که ملاصدرا در نظام تربیتی خود توجه ویژه داشته است، خودشناسی و خودآگاهی انسان است. او معتقد است که آدمی ذاتاً خودآگاه است؛ یعنی جوهر ذات انسان همان آگاهی است. بنابراین انسان هر اندازه از خود و از جهان پیرامون خود آگاهتر شود، از تربیت والاتری برخوردار می‌شود.

او بارها تاکید نموده کــه انســان شنــاسی و خودشناسی از یکدیگر متمایز نیستند و در بابی با عنوان «فی فصل معرفه الانسان نفسه» در کتاب «اسرار الآیات» به مزایای خودشناسی پرداخته و آن را در هشت عنوان خلاصه می‌کند: «دستیابی به شناخت غیر، شناخت تمام موجودات، شناخت عالم، شناخت روح، شناخت دشمنان مخفی شده در روح، شناخت عیوب در دیگران مگر آنکه آن را در ذات خود بیابد و بالاخره شناخت خدا.»

ملاصدرا خودآگاهی انسان را تاییدی بر وجود نهادی غیر مادی در او می‌داند که به تعبیری همان نفس است. انسانی که در مسیر تربیت گام بر می‌دارد، باید بتواند از بعد مادی خود فراتر رفته و به تربیت نفس همت گمارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

دین در دنیای مدرن ʂ)

دین در دنیای مدرن (2)

واقعیت‌های مجازی؛ یکی از ویژگی‌‌ها و وجوه نیای مدرن، القای تصورات خیالی و واقعیت‌های مجازی است که با قدرت و سیطره‌ی رسانه‌های گروهی، که به فناوری‌های پیشرفته‌ی ارتباطات مجهز شده‌اند، افکار عمومی را به خود مشغول ساخته و با تولید مصنوعات فکری و ارزش‌های مبتذل و ایجاد انعطاف و انحطاط، به صورت لجام گسیخته به پیش می‌رود
قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
اسلام و تکثر قرائت‌ها

اسلام و تکثر قرائت‌ها

نظریه قرائت‌هاى مختلف از اسلام در دو اصطلاح مختلف متقابل به کار مى‌رود.
بسط ناپذیری تجربه نبوی

بسط ناپذیری تجربه نبوی

نویسنده، زیربناى این «سخن را که وحى تابع پیامبر است نه او تابع وحى‌» را مدل کانتى مى‌داند.
Powered by TayaCMS