دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ترجیح بِلامُرَجِّح

No image
ترجیح بِلامُرَجِّح

ترجیح بلامرجّح بدین معناست که فاعل، یکی از دو امر متساوی و متماثل را بدون غایت و مقصدی خاص برگزیند. این اصطلاح گاهی به صورت «تَرَجُّح بِلامُرَجِّح» بیان می‌شود که در این صورت به این معناست که یکی از دو امر متساوی از جمیع جهات، بدون مبدأ فاعلی، بر دیگری رجحان یابد.

فلاسفه و متکلمان به اتفاق، ترجّح بلامرجّح را محال می‌دانند و در این باره میان ایشان اختلافی نیست. ولی دربارۀ بدیهی یا نظری بودن امتناع ترجیح بلامرجّح اختلاف‌نظر دارند. اغلب فلاسفه آن را قاعده‌ای عقلی و از بدیهیات به شمار آورده‌اند، تا آن‌جا که بداهت آن را در حد بداهت قضیۀ «الواحد نصف الاثنین» دانسته‌اند.

اما گروهی این قاعده را نظری انگاشته‌اند و براهینی در اثبات آن آورده‌اند؛ از جمله این‌که اِستوا و رجحان، متنافی و متناقض‌اند و شیئی که نسبتش به وجود و عدم متساوی است، اگر یکی از دو طرف بر دیگری بدون مرجّح رجحان یابد، مستلزم جمع نقیضین می‌شود و بنابراین محال است.

بعضی متکلمان، از جمله اشاعره، بداهت قاعده را منکر شده‌اند، و حتی مُفاد آن را نیز باطل دانسته‌اند و با ارائۀ شواهدی به تأیید نطر خود پرداخته‌اند.

اشاعره برای جواز ترجیح بلامرجّح شواهدی ذکر کرده‌اند که از آن جمله است:

1)آفریده شدن جهان در وقتی معین بدون این‌که آن وقت نسبت به اوقات دیگر مرجّحی داشته باشد.

2) اختصاص افعال بشر به احکامی از قبیل وجوب و حرمت و حسن و قبح بدون این‌که افعال، مقتضی چنان احکامی باشند.

3)انتخاب یکی از دو راه مساوی، بدون هیچ مرجّحی، از طرف انسانی که از خوف درنده‌ای می‌گریزد.

4)انتخاب یکی از دو قرص نان که از هر جهت مساوی‌اند، بدون هیچ مرجّحی، توسط فرد گرسنه.

5) اختصاص برخی احکام به یکی از دو چیزی که متماثل‌اند، بدون هیچ علتی.

6) اختصاص ذوات اشیا به صفاتی معین بدون مرجّح، در حالی که همۀ آنها از آن جهت که ذات‌اند، متساوی‌اند.

حکما شواهد اشاعره را به این شرح مردود دانسته‌اند:

1) در مواردی از قبیل شخص گرسنه و ترسان از درنده، مرجّح در واقع موجود است، ولی ما به آن آگاه نیستیم؛ زیرا بسیاری از امور مؤثر، وجود دارند که انسان به آنها علم ندارد؛ مانند اوضاع فلکی و مبادی غیبی که در هدایت و حفاظت انسان مؤثرند.

2)ترجیح بلامرجّح مستلزم ترجُّح بدون مرجّح است و چون ترجّح بلامرجّح باطل است، پس ترجیح بلامرجّح نیز باطل است. بیان ملازمه بین مقدّم و تالی بدین ترتیب است که علت غایی علت فاعلی برای فاعل است، زیرا فاعلیت فاعل به واسطۀ غایت فعل، صورت تحقق می‌یابد، پس نفی علت غایی (ترجیح بلامرجّح) به نفی علت فاعلی (ترجّح بلامرجّح) و در نتیجه نفی اصل علیت برمی‌گردد.

3) تمامی شواهد مذکور از امور محسوس و جزئی است. با شواهد حسی و نمونه‌های جزئی نمی‌توان قواعد عقلی را ابطال کرد.

4) اگر ترجیح بلامرجّح جایز باشد، درمراتب علمی و استدلال‌ها، نتیجه می‌تواند بدون نیاز به مقدمات در ذهن پدید آید و در این حال نقیض نتیجه نیز ممکن است بدون احتیاج به مقدمه در ذهن ایجاد شود و بدین ترتیب مجالی برای بحث و گفتگو و اعتماد به معارف یقینی باقی نمی‌ماند.

شایان ذکر است که «اصل جهت کافی» در فلسفۀ "لایبنیتس" بیان دیگری از مفاد قاعده امتناع ترجیح بلامرجّح است. اصل جهت کافی عبارت است از این‌که هیج چیز حقیقی یا موجود و هیچ قضیه‌ای صادق نمی‌شود؛ مگر این‌که جهت عقلی کافی برای اینکه باید چنان باشد، و نه طور دیگر، داشته باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

در چند دهه گذشته، دیدگاه‌ها و نظریه‌های فیلسوف امریکایی ـ جان‌راولز در‌مورد عدالت، نظریه‌های بیشماری را به خود جلب کرده است. فیلسوف مزبور کوشیده است تا با نظریه‌پردازی خویش در این زمینه، به بازسازی و احیای لیبرالیسم ـ بویژه نوع سیاسی آن ـ همت گمارد.
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
Powered by TayaCMS