دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حدیث نفس soliloquy

No image
حدیث نفس soliloquy

كلمات كليدي : خودگويي، تك گويي دروني، تك گويي نمايشي، جريان سيال ذهن، زاويه ي ديد، ادبيات فارسي

نویسنده : مهدي اسلامي

حدیث نفس یا خودگویی، یکی از انواع تک‌گویی است. تک‌گویی گفتار یک‌نفره‌ای است که می‌تواند مخاطب داشته باشد یا نداشته باشد. اغلب نیاش‌ها و مناجات‌ها، بیشتر شعرهای غنایی و همه‌ی مرثیه‌ها، تک‌گویی به شمار می‌روند. برای تک‌گویی چهار نوع مشخص شده است که عبارتند از:

الف- مونودرام: یعنی نمایشی که فقط یک شخصیّت در آن نقش داشته باشد.

ب- تک‌گویی نمایشی: که شیوه‌ای روایی است که با آن راوی برای مخاطبی خاص یا خیالی از سرگذشت یا وضعیت نمایشی خود سخن می‌گوید.[1] در تک‌گویی نمایشی، شخصیّت داستان با صدای بلند برای مخاطبی که خواننده او را نمی‌شناسد، حرف می‌زند. راوی مانند بازیگری روی صحنه‌ی تئاتر که تماشاچی‌ها را مخاطب قرار می‌دهد، برای مخاطبی صحبت می‌کند.[2]

ج- تک‌گویی درونی: شیوه‌ای است که با آن گذر اندیشه‌ها در ذهن شخصیّت، توصیف و نمایانده می‌شود. گفتار درونی شامل محتوا و روند ذهنی شخصیّت تا سطح پیش از گفتار است.[3]

د- حدیث نفس (تک‌گویی بیرونی): که در آن شخصیّت، افکار و احساساتش را به زبان می‌آورد تا مخاطب، خواننده یا تماشاچی از نیاّت و مقاصد او باخبر شود. البته خود شخصیّت از حضور دیگران بی‌اطلاع است. به این ترتیب، اطلاعاتی در مورد شخصیّت نمایش‌نامه یا داستان به خواننده داده می‌شود و با بیان احساسات و افکار شخصیّت، به پیش‌برد داستان کمک می‌شود. البته در حدیث نفس تنها اطلاعاتی به خواننده یا تماشاچی داده نمی‌شود، بلکه خصوصیّات روانی راوی نیز برای خواننده آشکار می‌شود.[4] مثلا قطعه‌ی "بودن یا نبودن" اثر ویلیام شکسپیر و رمان "خشم و هیاهو" از ویلیام فاکنر:

"...می‌گویم اگر غصه‌ات این است که او مدرسه نمی‌رود و ول می‌گردد، شانس آوردی. می‌گویم باید همین حالا توی آشپزخانه باشد، به جای آن‌که بالا توی اتاقش رنگ و لعاب به صورتش بمالد و منتظر باشد تا شش کاکاسیاه که یک پاتیل پر نان و گوشت توی شکم نریخته باشند از سر جاشان بلند نمی‌شوند، بیایند براش ناشتایی درست کنند... ."[5]

حدیث نفس از ابداعات شکسپیر، رمان‌نویس انگلیسی است. وی برای نخستین‌بار به منظور توجه به جریان‌های درونی و ذهنی شخصیّت‌هایش و بیان ضمیر پنهان ایشان، حدیث نفس را به نمایش‌نامه معرفی کرد. پس از شکسپیر این شگرد مورد استفاده‌ی فراوان نزد نمایش‌نامه‌نویسان و داستان‌نویسان واقع شد. حدیث نفس در سنت نمایش‌نامه‌نویسی دوران الیزابت رواج بسیار داشته است. حدیث نفس در سنّت نمایش‌نامه‌نویسی قرن هجدهم و قرن نوزدهم همچنان رواج داشت، اما با ظهور مکتب ناتورالیسم، مقبولیّت پیشین را از دست داد.

در قرن بیستم برخی از نمایش‌نامه‌نویسان غربی که نمایش‌نامه‌ی منظوم می‌نوشتند از این شیوه استفاده می‌کردند، برای مثال، تی. اس. الیوت، شاعر و نمایش‌نامه‌نویس انگلیسی، نمایش‌نامه‌ی منظوم "قتل در کلیسا" را به شیوه‌‌ی حدیث نفس نوشته است.

در دوران معاصر حدیث نفس و خودگویی در داستان نیز به‌کار می‌رود. در این صورت جملاتی که به صورت حدیث نفس است معمولا با جمله‌ی کوتاه "او گفت"، "من گفتم" و غیره مشخص می‌شود و گفتگو با خود میان دو علامت نقل قول مستقیم "..." قرار می‌گیرد. اما پاسخی از سوی اشخاص دیگر داده نمی‌شود از این رو خواننده درمی‌یابد که گوینده با خودش گفتگو می‌کند،[6] مثل این قطعه از "خشم و هیاهو" نوشته‌ی فاکنر:

"جاسن سوار شد و موتور را روشن کرد و راه افتاد. دنده دو زد. صدای قرقر و پت پت موتور بلند شد و او سرعت موتور را زیاد کرد، ماشین را خفه کرد، آن وقت ساسات را وحشیانه بیرون کشید و تو می‌برد، گفت: ...می‌خواد بارون بیاد، وسط راه منو گیر میاره و شلاق‌کش می‌باره... و از میان ناقوس‌ها و از شهر بیرون راند و در فکر وقتی بود که در گل مانده باشد و دنبال مال بگردد و ...اون وقت اون مالدارای لعنتی همشون توی کلیسان.... فکر این را می‌کرد که عاقبت چطور یک کلیسا پیدا می‌کند... ."[7]

نویسندگانی که با جریان سیال ذهن سر و کار دارند،حدیث نفس را شیوه‌ی مؤثری برای ارائه‌ی محتوا و روندهای ذهنی شخصیّت‌هایشان یافته‌اند و ارائه‌ی محتوا و روندهای ذهنی پرسوناژ مستقیما و بدون حضور نویسنده صورت می‌گیرد، منتها فرض بر این است که مخاطب وجود دارد. هوشنگ گلشیری در اوائل "شازده احتجاب" هرچند در صفحات معدودی، با موفقیت از این شیوه به خوبی استفاده کرده است. جلال آل‌احمد نیز در داستان کوتاه "شوهر آمریکایی" از این شیوه بهره برده است.[8]

تفاوت حدیث نفس (تک‌گویی بیرونی) با تک‌گویی درونی آن است که در حدیث نفس شخصیّت با صدای بلند صحبت می‌کند، در حالی‌که در تک‌گویی درونی، گفته‌ها در ذهن او می‌گذرد.[9] هدف از گفتگوی درونی این است که هویّت ذهنی و زندگی درونی شخصیّت به خواننده منتقل شود، ولی هدف از حدیث نفس، انتقال احساس‌ها و اندیشه‌هایی است که به طرح و عمل داستانی ارتباط دارد، بنابراین از انسجام بیشتری برخوردار است.[10]

حدیث نفس در عین حال با تک‌گویی نمایشی نیز تفاوت دارد زیرا در تک‌گویی نمایشی، شخصیّت از وجود و حضور دیگران غافل و بی‌خبر است. حدیث نفس بخشی از اثر است، در حالی‌که تک‌گویی نمایشی می‌تواند همه‌ی اثر را به خود اختصاص دهد.[11] از طرف دیگر تک‌گویی نمایشی در عرصه‌ی نمایش و شعر نمود دارد. در چنین شعری، شخصیّت منفرد، سرشت خود و وضعیت نمایشی را به زبان خود بر ملا می‌کند. ضمنا بر خلاف حدیث نفس، مکان و زمان و هویّت‌های شخصیّت در خلال خود شعر آشکار می‌شود.[12]

البته داستان امروز از هر زاویه‌ی دیدی که بهتر بتواند مقصود و هدف خود را نشان بدهد، بهره می‌گیرد و خود را مقیّد به زاویه‌ی دید معیّنی نمی‌کند. مثلا در رمان "پاییز پدرسالار" نوشته‌ی گابریل گارسیا مارکز، نویسنده‌ی کلمبیایی هرگاه لازم باشد، زاویه‌ی دید تغییر می‌یابد و زاویه‌ی دید اول شخص به زاویه‌ی دید سوم شخص تبدیل می‌شود. قابل ذکر است که در ارزش زاویه‌ی دید میان منتقدان اختلاف‌نظر بسیاری است.[13]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

پیوند ناگسستنی علم و فلسفه‌

در تاریخ علم می‌توان انفکاک‌های مختلف از فلسفه و ظهور رشته‌های علمی مجزا را ملاحظه کرد. ولی هریک از این رشته‌ها که بر فلسفه مبتنی هستند،
نسبت عقلانیت و دین

نسبت عقلانیت و دین

«عقل» و «عقلانیت» در طول تاریخ بشر وجوه گوناگونی داشته و در پیدایی، رشد و شکوفایی تمدن‌های بشری نقش بسزایی ایفا کرده به‌ طوری که بدون آن، تمدن‌سازی غیرممکن بوده است.
از دین گریزی تا دین ستیزی!

از دین گریزی تا دین ستیزی!

سکولاریسم‌ ‌که به مفهوم عرفی شدن و مستلزم جدا انگاری دین از سیاست و دنیاست از آنجا شروع شد که اندیشه وران غربی دریافتند که مسیحیت توانایی آن را ندارد در همه عرصه‌های زندگی انسان ایفای نقش نماید و بر این اساس، حوزه دین صرفاً باید محدود به زندگی فردی انسان و رابطه او با خدا باشد.
عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

عقلانیت مسیحی زایده عرفیت سکولار

مفهوم دوم از عرفی شدن، سکولاریسم است که عبارت است از «افتراق ساختاری میان ساخت سیاسی، از نهاد دین و به عبارت دیگر، عرفی شدن به این معناست که نهاد دین که دارای کارکردهای گوناگونی بوده به علت پیچیده شدن مناسبات زندگی اجتماعی و تخصیص نقش‌ها همچون سایر نهادها متمرکز شده و وظایف خود را واگذار می‌کند».

پر بازدیدترین ها

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

قرآن خدا یا قرآن محمد؟

«سیدمحمدعلی ایازی»، قرآن‌پژوه، با ذکر استدلال‌هایی به اظهارات اخیر «عبدالکریم سروش» درباره قرآن پاسخ گفت و اظهار داشت: خداوند قرآن را برای زمان و مردمی خاصی قرار نداده است.
روش فهم دین

روش فهم دین

شبهه‌ی اول این است که گفته شده: روحانیون، علما و فقها در طول تاریخ اسلام تفسیرهای خاصی را از متون اسلامی ارائه داده و چنین وانمود کرده‌اند که فهمیدن قرآن و منابع دینی، اختصاص به آنها دارد در صورتی که خود قرآن اعلام می‌کند که بیانی برای همه‌ی مردم و نوری برای همه‌ی انسان‌ها است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. قرآن نفرموده: برای علما نازل شده است.
دین در دنیای مدرن ʁ)

دین در دنیای مدرن (1)

مقاله‌ی حاضر به بررسی جایگاه دین در عصر مدرن می‌پردازد. بحث در این باره که آیا لازمه‌ی مدرنیسم و تجدّد طلبی و علم و پیشرفت و عقل گرایی آن است که دین از ساحت‌های زندگی بشر کنار گذاشته شود، از جمله مسائل مهم و مباحث سرنوشت ساز و چالش برانگیز بین اندیشمندان دینی و روشن فکران سکولار طی چند قرن گذشته بوده است.
بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

بررسی و نقد نظریه عدالت جان راولز

در چند دهه گذشته، دیدگاه‌ها و نظریه‌های فیلسوف امریکایی ـ جان‌راولز در‌مورد عدالت، نظریه‌های بیشماری را به خود جلب کرده است. فیلسوف مزبور کوشیده است تا با نظریه‌پردازی خویش در این زمینه، به بازسازی و احیای لیبرالیسم ـ بویژه نوع سیاسی آن ـ همت گمارد.
دین شناسی و عقل وسطایی

دین شناسی و عقل وسطایی

به گواه تاریخ، دین شناسی و دین باوری از آغاز حیات تفکر بشری شکوفا بوده و بشر در چگونه زیستن خود در صدد کشف قوانین طبیعت و شناخت اسرار آفرینش و آفریدگار هستی برآمده است و محصول این کاوش را بعدها دین شناسی و طبیعت شناسی نامید.
Powered by TayaCMS